گشت ارشاد گیر داده بود به خانومه که : پاشنه کفش ات بلنده و صداش تحریک آمیزه!
خانومه یک کم چپ چپ نیگا کرد به ماموره وگفت:
حاجی شما چی میخورین که من هم بریزم تو غذای شوهرم ؟
——————————————————————————————–
دعای ماشینی وفوری !

تا بحال ده ها نوع اتومات درخدمت خلایق بود . ازاتومات کتاب ، تا شیرتازه ، اسپاگتی داغ با چهارنوع سوس که می توانستی انتخاب کنی وووولی اتومات دعا نداشتیم .
خدا را شکر این کمبود هم برطرف شد . این اتومات مثل اتومات هائی است که عکس فوری می اندازد . میری توش ، پرده را می کشی ، به ۶۵ نوع زبان دعا موجود است ، زبان ودعا را انتخاب می کنی ، قیمتش را می پردازی ، دعا پخش می شود ، خدا شفایت می دهد ومثل نوزادی که ازمادرمتولد می شود ، صحیح وسالم ، وسور و مور گنده وبی گناه ! می آئی بیرون

———————————————————————————————————————
خانومه برای امتحان شوهرش، روی یک کاغذ نوشت : دیگه خسته شدم ، دارم تو رو ترک میکنم وپست پنجره ایستاد به تماشا .نیمساعت بعد و بمحض اینکه شوهرش نزدیک خانه شد ، کاغذ رو گذاشت جائی که فورن دیده بشه و رفت زیر تخت قایم شد .
شوهره کاغذرو برداشت وخواند، چندکلمه ای زیرش نوشت ، بعد شماره ای را گرفت و به کسیکه پشت تلفن بود گفت عزیزم این زنه که بلای جونم بود خوشبختانه گذاشته رفته . کاشکی قبل از اون، تو رو دیده بودم . زود یک لباس شیک بپوش و حاضر شو با هم بریم شام بخوریم . بعد هم لباساشو عوض کرد وازخونه رفت بیرون .
خانمه که داشت از زود فشار عصبی منفجر میشد با عصبانیت از زیر تخت اومد بیرون ودر حالیکه داشت به زمین و زمان فحش میداد یاد داشتش را برداشت ببینه شوهرش چی نوشته .
شوهره نوشته بود( اسکل ، پای چپت از زیر تخت پیداست . دارم میرم نون بگیرم و برگردم شامو حاضرکن که خیلی گشنمه !)