بر جلد مجلّه ای فرنگی
تصویر برهنه ای کشیدند
اصحاب رسانه این خبر را
در داخل بوق ها دمیدند
«ایمان و امان به سرعت برق
می رفت که مومنین رسیدند»
غوغا شد و مومنین دلسوز
تا قصه ی تازه را شنیدند
گفتند که:« وامصیبتا باز
یک دختر ساده را خریدند
بازیگر سینمای ما را
بی پوشش و بی حجاب دیدند
این جمع سبک سرِ هنرمند
از دم همه فاسد و پلیدند»
وقتی همه اهل سینما را
با نیش زبان خود گَزیدند،
هی فحش به غرب و شرق دادند
تا خسته شدند و آرمیدند!
یک عده ی دیگر از مقابل
بحث دگری وسط کشیدند
گفتند که مرحبا به این زن
تا حال، زنی چنین ندیدند
اینگونه زنان با شهامت
سرمایه و مایه ی امیدند
بانوی برهنه را ستودند
پاچین عفاف را دریدند
رفتار خطای دخترک را
در سطح جهان به رُخ کشیدند!
هر کس که خلاف حرف شان گفت
رفتند و به خدمتش رسیدند
تا رفت حواس ما به آن عکس
یک عدّه بدو بدو دویدند
اموال خزانه را ربودند
صندوق ذخیره را چریدند
امروز که دخترک سیه روست
دزدان خزانه رو سپیدند!