دردوران سربازی ،یکی رفته بوده چتربازی یاد بگیره، موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش گفت تکرارمی کنم که یادت بمونه ،وقتی پریدی بیرون دکمه سبز رو می زنی چترت باز میشه وبه سلامتی میری پائین ، یک در هزار اگر باز نشد، دگمه قرمز رو می زنی ، چترت صد در صد باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یک جیپ منتظرته که می بردت پادگان. حالا بپر.

یارو پرید، دگمه سبز رو زد ولی چتر باز نشد، دگمه قرمز رو زد ، بازهم چتر باز نشد ، عصبانی گفت اگه شانس ماست، پائین  که برسیم جیپ هم رفته

*****
می گفت من مریض که میشم میرم دکتر، چون دکترهم آدمه وباید پول دربیاره وزندگی کنه ، دوائی را هم که نوشت می خرم ، چون داروخانه چی هم آدمه وباید پول دربیاره وزندگی کنه ، ولی دوا ها را نمی خورم چون منم آدمم ومی خوام زندگی کنم وسلامت باشم که کارکنم وپول دربیارم !
*****

یک روزبعد ازاختراع بیسکویت مادراین جوک اختراع شد :

یکی رفت توی بقالی محل وگفت مهمون غریبه داریم ، یه بیسکویت خوب می خوام .
فروشنده گفت ” مادر” خوبه ؟
یارو جواب داد هنوزسرفه می کنه ولی الحمداله خیلی بهتره

***

آمار در ایران حالت مایوی دو تیکه رو داره،

همه چیزو نشون میده جز چیزهای اصلی رو !