” تکا “

نام مؤسسه جدیدی‌ست که قرار است در نابسامانی نشر و پایین بودن سرانه مطالعه در کشور، “انتشارات توسعه کتاب ایران” باشد. حکومت با تأسیس آن می کوشد ادبیات دولت‌پسند را به عنوان ادبیات برتر و بهتر به جامعه بقبولاند. هدف اما تبلیغ است.

شهرزادنیوز:
روح فرهنگِ هر ملتی را می توان در هنر و ادبیات آن نیز یافت. ادبیات و تولید ادبی-هنری اما در کشوری استبدادی بر دو گونه است:
یکی سر بر آستان قدرت دارد و بلندگوی تبلیغاتی حکومت است.
و آن دیگر می کوشد تا مستقل باشد.

ادبیات در شکل نخستین خود، تاریخ مصرفِ محدود دارد. با پایان عمر هر قدرتِ مستبدی در بدنامی خویش خواهد مُرد، بی آن‌که جایگاهی در یادها داشته باشد.
بر ذهنِ تاریخ نامی نیک از خود به‌جا نخواهد گذاشت.
شکل دوم آن سراسر تلاش است برای حفظِ خویش و این‌که نمی خواهد لباس رسمی قدرتِ حاکم بر تن کند.
جمهوری اسلامی از همان آغاز موجودیتِ خویش کوشید تا تمامی نهادهای اجتماعی را به ایدئولوژی اسلامی پیوند زند. هنر و ادبیاتِ اسلامی نیز در همین راستا از درون نهادِ تازه تأسیس شده “وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی” سر برآورد.
“اسلامی‌نویسی” سبکِ جدیدی بود که تصمیم گرفته شد در خدمتِ انقلاب و حکومت باشد. ستاد‌های ویژه‌ای جهت این کار به راه افتادند. “حوزه هنری” از آن جمله بود که با سرمایه‌ای کلان، کسانِ زیادی به خدمت گرفت تا از آنان نویسنده و هنرمند اسلامی بسازد.
در زمان جنگ ایران و عراق بازار “اسلامی‌نویسان” داغ بود. یک‌سر می نوشتند و با سرمایه دولتی به چاپ می رساندند. آثار منتشرشده توسط سازمان‌های دولتی در کتابخانه‌های عمومی و مدارس، ادارات و مؤسسات دولتی پخش می شد. هدف شستشوی مغزی بود و “ارشاد” و هدایتِ فکرها به آن سویی که قدرتِ حاکم اراده می کرد. چنین بود که “ستاد”های هنری و ادبی جدید در دولتی که محمد خاتمی مسئولیت وزارت ارشاد آن را بر عهده داشت، رونق گرفت.
جهتِ طرد نویسندگان و هنرمندانی که سر بر آستان رژیم نسودند، فعالیت‌های آنان  را محدود کردند سانسور برقرار شد تا نمایش و فیلم و کتاب و نشریه و خلاصه؛ همه‌ی آن‌چیزهایی که نشانی از تعلق نداشت، راهی به مخاطب نداشته باشند.
در این میان اگرچه مثلاً کانون نویسندگان را از ادامه فعالیت بازداشتند، به قرینه‌سازی روی آورده، “انجمن قلم اسلامی” را بنیان گذاشتند، انواع جوایز ادبی و هنری با هزینه‌ای کلان به راه انداختند تا از این طریق امر هنر و ادبیات را در ایران “حکومتی” و وابسته گردانند.
“اسلامی‌نویسان” در سه دهه‌ اخیر هم‌چنان از بودجه دولت خورده، با تکیه بر پست‌های فرمایشی، بزرگ‌ترین حامیان دولت بوده‌اند. در این راه مهم این بوده است که نویسندگان و هنرمندان می بایست به امر رهبر، به کارگزاران دولت فروغلتدند. برای نمونه “انجمن قلم اسلامی” نخستین نهادی بود که انتخاب احمدی‌نژاد را تبریک گفت.

آنجا که همه‌چیز در این حکومت به بن‌بست می رسد، با پایان کارآیی ادبیات و هنر دولتی، ابتکاراتی تازه به‌کار گرفته می شود.
در همین راستا     “ تکا ” نام مؤسسه جدیدی‌ست که قرار است در نابسامانی نشر و پایین بودن سرانه مطالعه در کشور، ” انتشارات توسعه کتاب ایران ” باشد.
حکومت با تأسیس آن می کوشد ادبیات دولت‌پسند را به عنوان ادبیات برتر و بهتر به جامعه بقبولاند. هدف اما تبلیغ است. قرار دادن شبه‌هنرمندان و شبه‌نویسندگان به جای نویسندگان و هنرمندان واقعی. حمایت از وابستگان و اجیرشدگان در برابر آنانی که در کار خلاقه خویش مستقل هستند و قلم به تبلیغات نمی فروشند.
نخستین حرکت   “ تکا ” در نمایشگاه کتاب در سال پیش صورت گرفت. صد کتاب داستان و صد مجموعه شعر به عنوان ” آثار برگزیده ادبی ” کشور با جلدی نفیس، قیمتی ارزان با سرمایه دولتی منتشر شد. در شرایطی که تیراژ رمان در کشور به بالای دوهزار نمی رسد، به هر نویسنده‌ای قیمت دوازده هزار جلد از کتاب را بابت حق‌التألیف پرداختند. این آثار قرار است از طریق کتابخانه‌های عمومی و مدارس و نهادهای ” انقلابی” در اختیار همگان قرار گیرد.
معاون فرهنگی وزارت ارشاد این اقدام را از افتخارات دولت نهم می داند. می گوید: ادبیات معاصر ایران از این‌طریق به همه شناسانده می شود. قرار است با ترجمه این آثار به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، اسپانیولی و عربی، جهان نیز با آن آشنا شود. به روایتی دیگر؛ وزارت ارشاد ترجمه این آثار را در دستور کار خویش دارد.
نویسندگان چنین ادبیاتی در کلیت خویش از اعضای ” انجمن قلم اسلامی” هستند که کار حمایت از دولت را برعهده دارند.
ا
عضای این انجمن مسئولیت‌های فرهنگی جمهوری اسلامی را پیش می برند. بیشتر آنان چهره‌هایی ناشناس هستند که آثارشان خارج از حمایت دولتی خواننده‌ای ندارند. موضوع و محتوای این آثار همان‌هایی هستند که رژیم به تبلیغات آن زنده است؛ دفاع مقدس در جنگ ایران و عراق، خانواده شهدا، بسیج، سرکوب ضدانقلاب، اسلام، شهدای راه اسلام، زندگی پیامبران، امامان و…
انتشار این کتاب‌ها در واقع ابتکار مشترک وزارت ارشاد و ” انجمن قلم اسلامی ” است. از دیگر ابتکارات این انجمن که علی‌اکبر ولایتی، وزیر پیشین امور خارجه، رئیس آن است، از جمله همراه شدن نویسندگان با رئیس جمهور در سفرهایش می باشد که دفتر ریاست جمهوری آن را سازماندهی می کند. “عکس انتخاباتی با کت دکتر احمدی‌نژاد” به نمونه از رهارودهای همین سفرهاست که محمدرضا سرشار نویسنده آن است. قرار است هر نویسنده مشاهدات خویش را از همراهی با رئیس‌جمهور به شکل سفرنامه‌ای بنویسد. امیرحسین فردی، محمود شاهرخی، داریوش عابدینی، حسین فتاحی، میثاق امیرفجر، راضیه تجار از جمله نویسندگانی هستند که در این عرصه آثاری از آنان منتشر شده است.
در آمارها آمده است که هر سال به طور متوسط بیش از پانصد رمان از زبان‌های دیگر به فارسی ترجمه می شوند. اگرچه وزارت ارشاد پیوسته‌ ایام می کوشد نشر این آثار را محدود گرداند، و در شرایطی که تولیداتِ داخلی به دام سانسور دولتی گرفتار آمده‌اند، استقبال از این آثار زیاد است. عکسِ این موضوع صادق نیست، یعنی از نزدیک به پانصد اثر ادبی که طی سه دهه اخیر از نویسندگان معاصر ایران به زبانی دیگر ترجمه شده‌اند، در کلیتِ خویش استقبالی صورت نگرفته است.
دولت ایران در این سی سال همیشه با چاپ قرآن و ترجمه آثاری از علی شریعتی، مرتضا مطهری، خمینی و دیگر رهبران مذهبی وابسته به حکومت و پخش رایگان آن‌ها در کشورهای منطقه، می کوشیده است تا در کشورهای مسلمان نفوذ کند. موفقیت وی با شرایط کنونی ایران موقعیت شکننده‌ای دارد. در همین راستاست که می کوشد این جایگاه را با ترجمه آثار ادبی غنا بخشد. به همین علت قصد کرده شبه‌ادبیاتِ موجود را به عنوان تولیدات ادبی ایران معاصر به جهان عرضه دارد. به روایتی دیگر؛ همه‌ی آن آثاری را که در داخل کشور خریدار ندارد، با ترجمه و پخش رایگان، جهانی گرداند. این کتاب‌ها در واقع باید عملکرد بروشورهای تبلیغاتی را برای رژیم برعهده گیرند.
قدمت و یا غنای فرهنگ و علم هر سرزمینی باعث می شود تا دستاوردهای ذهن و خیال آنان به زبان‌های دیگر راه یابند. یونان، روم، ایران باستان و غرب در جهان امروز در این مورد نمونه هستند. فکر نو و مترقی از طریق زبان به کشورهای دیگر راه می گشاید. نیاز در این راه نقش اساسی دارد. دولت‌ها در آن نقشی ندارند. تا کنون چنین بوده، زین پس نیز به نظر می رسد چنین باشد.
جمهوری اسلامی با شکست در پروژه “صدور انقلاب اسلامی” از طریق جنگ و خشونت، حال می کوشد از ادبیات سرسپرده بهره گیرد، غافل از این‌که دولت‌های ایدئولوژیک تجربه شکستی تلخ را در این عرصه به تاریخ سپرده‌اند.
————-
٨ مهر ١٣٩٠