هوا نمرده است
هوا گرفته است و رنگ ها پریده اند
زمان تکان نمی حورد
و شاخه صدا شکسته است

نپاش دانه و قفس نباش
پرنده خواند و رفت
و چشم و گوش روز بسته شد

به شب نگاه کن
به صفحه سیاه آسمان
نوشته های میخی ستارگان نخوانده مانده اند
و خوابها پر از دریچه های خامشند

دگر ز نای سینه سرخها نه آفتاب می دمد نه گل

و فرق فاحشی میان بامداد و شام نیست

پرنده را نخوان
پرنده خواند و رفت
و دانه های دام زیست را به جا نهاد
قفس نباش
هوا هنوز نیمه جان و باد زنده است
تو هم پرنده ای
ترانه ای بخوان و پر گشا