« به سرنوشت ام نگاه کن
فکر و عقیده ام قدغن!
سخن گفتن از گذشته ام قدغن،
از آینده صحبت کردن ام قدغن!
می دانی؟
وقتی از مادر متولد شدم
بدون این که خودم بدانم،
سخن گفتن به زبانی که با آن،
لالایی ام را خوانده اند؛
قدغن بود، قدغن!»