پنجره را بگشای
تا شکوفه های پسته را
که لبخند بهار را
بر دشتها می ریزد
در چشمانم بنشانم

می دانم
در ورای
این در های بسته
پرده های کشیده
پرستو ها
بهار را
در منقار دارند
و شاخساران
از گلبرگهای رنگارنگ شکوفه ها
لبریزند
و زندگی
در پناه نوروز
دارد….به بار می نشیند

من
صدای پای رویش
زندگی را
در همه ی پهن دشت
ایران زمین
می شنوم

آه…. ای نور
بتاب بر
همه ی تاریکی ها
و
همه ی دشت های
مملو از شقایق …و نرگس…و مریم و….را
نورانی کن

ما…
با
بهار
با
نوروز
با
شاخه ای از گل امید
و
با
عشق به زندگی
طبل کوبان
و
شیهه کشان
در محراب طاق ابرویت
ای سر زمینی
که گرده ات
درد آجین است
فریاد
شوق و رهائی
سر می دهیم
ما
یاران دبستانی تو هستیم
ای مرز پر گهر