%d8%ae%d8%b1%d9%85
تکرار پر زد

روی لحظه ها نشست
لحظه ها در کوچه شکستند
کوچه از بن بست می ترسید
بن بست خاطره اش را بیهوده ورق زد
خاطره از گریه می گفت
گریه چشمان ورم کرده اش را بست
شعر در خانه را زد
امانم داد