۱-

کاش می توانستم

همه پرچم های جهان را

در«واتکس»می گذاشتم

وتنها پرچم ای سپید را

درسراسرهستی برمی افراشتم

۲-

مدیون«باد»م 

که هروقت

دلم !

برایت تنگ می شود

چه شتابان

بوی عطر تن ات را

برایم به ارمغان می آورد

۳-

توکه آمدی

بردفترخاطرات خویش

باخط خوش

بهاررانوشتم

گاه که نیزرفتی

بهاربردفترخاطراتم

۴-

گلهارا که بوکردم

آه!

هیچ یک از گلها

بوی تو را نمی داد

۵-

آرزوهایم را

سربریدند

هرکدام به جرم

شکوفه شدن

۶-

به شب می اندیشم

که چگونه؟

بدون نوای بلبل

سپیده را

به سحرمی رساند

۷-

برای پرنده ای گریستم

که درآستانه پرواز

پروبال اش را

قیچی کردند

وآسمان رابرویش مسدود

۸-

دروغ می گویند:

که شیطان

آدم وحوا را فریب داد

این دو ازنخست نگاهشان

باهم رابطه داشتند

خوردن سیب بهانه بود

۹-

اینقدرزیبابود

آئینه که دیداش

رخ زیبا وگلفام اش رابوسید

۱۰-

وقتی که مرد

گفت:

برنعش زندگی ام

مویه کنید

۱۱-

وقتی که رفتی

همه نت های موسیقی

درسوگ ات مویه کردند

وهمه باهم

نوای مرغ سحر

سردادند

۱۲-

شاهین چه غمگین شد

گاه که تورفتی

وقندیل را

تنهاگذاشتی

۱۳-

آسمان!

خانه تکانی می کرد

گاه که شنید:

ستاره ای به آسمان اش

پرمی کشد

۱۴-

سپیده دم

درتاریکی شب

کزکرده بود

گاه که دید:

پرنده ای ازاهالی امروزرا

به خاطره سپیدی اش سپرده اند

۱۵-

وقتی که مرد

ستارگان آسمان

درگوش سپیده دم خواندند:

نگران نباشید

اودرجمع ماست

سپیدی ات را برگلوبندخورشید

به گستره جهان بگستران

۱۶-

آه!

اگرعشق نباشد

بلبل به چه سان

آوای سپیده دم را

درگوش سحربخواند

۱۷-

وقتی که مردم

بغیرازخودم

هیچ کس

دلش برایم تنگ نشد

۱۸-

وقتی که …

عصبانی می شوم

به زندگی تنه می زنم

اونیزبه من

۱۹-

آه!…

سالهای سال است

که سکوتم

طاول زده است

۲۰-

اینقدرتنهایم

گاه گاهی نیز

دلم برای سایه ام

تنگ می شود

۲۱-

آئینه چه شرمساربود

ازاینهمه زیبایی اش

گاه که نتوانست

همه زیبایی هایش را

بتصویربکشد

۲۲-

من وزمستان شبیه ی همیم

هردو

باموهای یک دست سپید

۲۳-

همیشه نگران اینم

که مبادا روزی

سپیده دم

بدون نوای بلبل

سپیده راسرکند