خرم
سنگ
==========
وقتی زمستان خوابید
و آسمان تب کرد
وقتی فصل ها گم شدند
وبنفشه بغض می کرد
وقتی زمین به زمان ناسزا می گفت
و کسی به ماه لبخندی نزد
سنگ به سخن در آمد
آتش را به شهادت گرفت
از کفر خاک خنجری ساخت
و به ستارگان گفت
روزی می آید که زمستان بیدار شود
و آسمان را نوازش کند
روزی می آید که فصل ها به هم سلام کنند
و بنفشه را در آغوش کشند
روزی می آید که زمین با زمان آشتی کند
و ماه به همه لبخند زند
و روزی می آید که سنگ ها آرام گیرند
سنگسار