من نرفته ام
آخرین جرعه را نگاه کن
تلا لو جام از من است
با من باش
تا شبهای سرد سپید را
با تن پوش اندام تو گرم کنم
تا فقر آغوشم را
به میهمانی حرارت و عشق بیاورم
من نرفته ام
در انتظارم
تا بیائی
و آخرین جرعه ی این جام تهی را
تو بنوشی