مشیری

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی وابر سیپد…….برگهای سبز بید

عطر نرگس، رقص باد.

نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوتر های مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روز گار

خوش به حال چشمه ها ودشتها

خوش به حال دانه ها وسبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک، که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

ای دل من، گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی پوشی بکام

باده رنگین نم بینی به جام

نقل وسبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می که می باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی، با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد، آفتاب

ای دریغ از ما ،اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش،میشود هفتاد رنگ