خسرو
من شاعرم
و می دانم
همیشه برایِ گریستن؛
برایِ گریختن
همیشه برای سرودن ِ
پای “چیز” ی در میان است
چیزی که دوست داشتنی ست
چیز ی که خواستنی ست
اشتباه نکن
این را به حسابِ خودت نگذار
این “چیز” از تو بزرگتر است
تو ممکن است بی بها بشوی
تو ممکن است دروغ بگویی
اما آن چه راست است
آن چه قیمتی ست
میانه ی راه است ِ
آن جا که عشق از نفس می افتد
و شعر آغاز می کند