نیلوفر امینی
لیلی شعرم … بیا اینجا هوا دم کرده است
هجر چشمانت مرا لبریز ماتم کرده است
لیلی شعرم … نمی دانی که دور از یاد تو
هر غزل چشمان من را خیس شبنم کرده است
لیلی شعرم … تمام خطبه های شعر من
چشم من را با دو چشمان تو محرم کرده است
من به یادت می سرایم گر نمیدانی … بدان
این سرایش ها مرا رسوای عالم کرده است
ناله هایم بی شمارند و طبیب عاشقان
از لبانت بر لبانم ذکر مرهم کرده است
لیلی شعرم … نبین من را که قد خم کرده ام
درد دوری تو جانا قامتم خم کرده است
لیلی شعرم … دگر قلبم عنانش را برید
در هوای کوی تو این بی پدر رم کرده است
قصد جانم را نموده در هواخواهی تو
آن چنان شیطان که قصد جان آدم کرده است
لیلی شعرم … بدان پس لرزه های هجر تو
پیکر و جان مرا ویران تر از بم کرده است