%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%aa%db%8c-%d9%85%d8%ad%d8%a8
زمانه در پی آزار من روان شده است
برای این تن رنجور، پهلوان شده است
ز کج مداری ایام دل چنان خون شد
که از زمین و زمان، هر دو بد گمان شده است
نظر به گوشه چشمی نمی کند ما را
خدای را، که خدا نیز سر گران شده است
ز غمگسار نشانی در این زمانه مجوی
نشاط اهل زمین، اشک آسمان شده است
برای کشتن صید است، دانه صیاد
بترس از آنکه زمان، با تو مهربان شده است
ز دانش و هنر و فضل، صرفه ای نبری
شکسته قدر کسان، دور ناکسان شده است
به حیرتم، ز چه رو غایب است اسرافیل
دمد به صور، کنون آخر زمان شده است