شعر می گویم بدون تو خمارم می کند
تو که باشی هر غزل مثل بهارم می کند
ای که چون گلها پر از عطر گل سرخی گلم
باش در شعرم ببین عطرت جوانم می کند
چشم تو تا حالت رفتن بخود گیرد ز خشم
خوب می دانی غمت خانه خرابم می کند
فکر بی تو بودن آزاری است، ای دلبر هوار
تو نمی دانی بدون تو چکارم می کند
با من از ماندن بگو رفتن نباشد راه کار
کوک کن ساز مرا عشقت چو سازم می کند