نه گل

نه گلاب

نه رایحه ی عود و بوی آویشن

سنگ کوچک من

سیاه باشد

گذارتان اگر

به باغی افتاد

که آب شور می خورد

میوه ی شیرین می دهد

با او مدارا کنید

روح من

در آن حلول کرده

زیر شاخه ی آن

سیگار نکشید

گفتگو نکنید

شعر نخوانید

من به قدر کفایت

خسته مرده ام

.