صدای نو شدن نفس ها و نگاه
در ترنم تیک تاک فصل
هوای خوش خاطره
در کوچه پس کوچه های دور
رد پای سرخ ماهی
در انتظار تنگ بلور
بوسه های سبز سنبل
بر لب بی تاب هفت سین
همگی جار می زنند بهار
اما دلم از دلهره ی داغ بنفشه لرزید
قاصدک پیر خبری خوش نداشت
پنجره ام رو به شکوفه باز نیست
چلچله از های و هوی التهابم ترسید
دلم اینجا تنهاست
دلم اینجا غصه دار شهر بی رویاست
پس بهار گمشده ی من کجاست