خرمشاهی 

درخت گفت پاهایم خسته است
گل گفت اشکهایم را دیده ای؟
پرنده گفت بهار کجاست؟
بهار گفت از سکوت هفت سین دلم گرفت
و آدمی گفت تنهاترینم