آغاز راهم چون به عشق تو رقم خورد
با من بمان تا انتها ، مرا رها مکن
در این سیاهی ای خدا مرا رها مکن
ای آشنا ، بی آشنا   مرا رها   مکن
با این هوا عمری نفش کشیدم ای خدا
می میرم اینجا، بی هوا مرا رها مکن
چوکشتی شکسته ای که غرق می شود
به حال خویش نا خدا مرا رها مکن
چو رود جاری ام اگرتو مقصدم شوی
به دشت های نا کجا مرا رها مکن
مرا رها مکن چو برگ زرد کوچکی
به زیر پای باد ها مرا رها مکن
مگیر مهر خویش را ز باغ باغبان
خدای من در این هوا مرا رها مکن
اگر که عاشق کسی به غیر تو شدم
ولی به جرم این خطا مرا رها مکن