Richard Brautigan
ریچارد براتیگان-

۳۰ژانویه ۱۹۳۵ – ۲۵ اکتبر ۱۹۸۴

ریچارد براتیگان نویسنده ی مشهور آمریکایی از دهه ی ۱۹۶۰ میلادی به بعد است. او روایتگر زندگی روزمره ی نسلهایی است که سوداهایشان اگر چه خام اما دلهایشان را آنچنان سوزانید که تا پایان عمر را به گوشه گیری و حاشیه نشینی سپری کردند. آثار براتیگان تجسم بخش روح زمانه است، زمانه یی که انسانهای آرمانگرایی همچون خود او را چنان دچار سرخوردگی و درماندگی کرد که بی حاصلی و پناه آوردن به کاهلی و سرخوشیهای زودگذر را تنها تسلی بخش دردهای خود یافتند.
ریچارد، در سی ام ژانویه ی ۱۹۳۵ در تاکومای واشنگتن به دنیا آمد. از دوران کودکی او اطلاعات قابل توجهی در دسترس نیست، اما مختصر مطالب موجود بیانگر این نکته هستند که وی زندگی دشواری داشته است.
پدرش پیش از به دنیا آمدنش خانواده را ترک کرد. مادرش در کودکی به دلیل فقر و تنگدستی او را به یتیم خانه سپرد. همین موضوع سبب شد تا رابطه ی او با مادرش تا پایان عمر تنش آلود باشد، تا جایی که در زندگی شخصی او هیچکس اجازه نداشت حتی نام مادرش را به زبان آورد.
در سال ۱۹۵۶ در ۲۱ سالگی به سانفرانسیسکو رفت. در این زمان جنبش بیتها در اوج دوران خود بود و نویسندگان و شاعران سرشناسی همچون جک کرواک، آلن گینزبرگ، رابرت کریلی، میکل میک کلور، فیلیپ والن، گری اشنایدر و… عضو این جنبش بودند. او نیز تحت تاثیر قرار گرفت و به جنبش پیوست و نخستین مجموعه ی شعرش با عنوان ” قلمرو دوم” (پادشاهی دوم) در این سال منتشر شد.
در سالهای ۱۹۵۷ و ۱۹۵۸ دو شعر بلند او به نامهای ” بازگشت رودخانه ها ” و ” اتواستاپ زن گالیله ” منتشر شد. با سرایش این شعرها جایگاه او به عنوان شاعری نامتعارف تثبیت شد.
در سال ۱۹۵۷ در ۲۲ سالگی با ویرجینیا دیون آدلر ازدواج کرد و از او صاحب دختری شد، اما زندگی پرفراز و نشیب آنها بیش از ۱۳ سال دوام پیدا نکرد. او در تابستان ۱۹۶۱ به همراه همسر و کودک خردسالش به آیداهو رفت و در ساحل رودخانه های پر از قرل آلای آن منطقه چادر زد. در همین زمان رمانی را به رشته ی تحریر درآورد که او را به شهرت جهانی رسانید. رمان:
صید قزل آلا در آمریکا ” در سال ۱۹۶۱ نوشته شد و در سال ۱۹۶۷ منتشر گردید. انتشار این رمان براتیگان را از فقر مطلق نجات داد. او در این سالها حتی در تامین غذای روزانه اش نیز دچار مشکل بود. البته پیش از انتشار این رمان، رمان دیگری با عنوان:
ژنرال متفقین، اهل بیگ سور ” را منتشر کرد که در آن زمان فقط ۷۴۳ نسخه از آن به فروش رفت.
تفاوت براتیگان تنها در سبک آثارش نبود. پیش از آنکه با رمان <صید قزل آلا در آمریکا> به شهرت جهانی برسد داستانها و شعرهای منتشر شده اش را در کنار خیابان به رهگذران می فروخت و یا به طور رایگان به افراد اهدا می کرد. کتاب شعری با عنوان:
لطفن این کتاب را بکارید ” را نیز منتشر کرد که این کتاب شامل هشت شعر او بود و به همراه هر شعر بسته یی بذر. ( بسته های باز نشده ی این مجموعه هم اینک نزد مجموعه داران چندین هزار دلار خرید و فروش می شود.) سه شعر از این مجموعه با عنوان:
کلاه کافکا ” با ترجمه ی علیرضا بهنام در ایران توسط نشر چشمه منتشر شده است.(البته بدون بذر)
شعرهای او مورد توجه گروه معروف بیلتها نیز قرار گرفت. ریچارد به سفارش این گروه چند شعر و بخشهایی از رمانهایش را در نوار کاستی با عنوان:
” گوش دادن به ریجارد براتیگان ” خواند و منتشر کرد.
در سال ۱۹۷۰ از همسرش ویرجینیا جدا شد و تا هشت سال پس از آن در مجامع عمومی ظاهر نگردید و سخنرانی نکرد.
ازدواج دومش با زنی ژاپنی به نام ” آکیکو ” نیز دو سال بیشتر دوام نیافت.
شعرهای براتیگان اگر چه ساده اما دلپذیر هستند. شاید علتش نزدیک شدن وی به عمق احساسات و باورهای مخاطبانش باشد و اینکه آنها را دستمایه ی توصیف قرار می دهد. تفکر او ضد بورژوازی است. او این تفکر را با بینشهای سوررئالیستی در آمیخت و جانمایه ی آـثار هنریش را تشکیل داد.
شخصیت های داستانهای براتیگان را حاشیه نشینان جامعه تشکل می دهند. آنان از زندگی و اوضاع روزگارشان شکایت دارند، چرا که همه ی امیدها و آرزوهایشان برباد رفته است، آرمانهایشان نقش بر آب شده و آنان برای دستیابی به ارزش مسلط جامعه ی خود یعنی رفاه، با شکست روبه رو شده اند. آنان به ناچار به حاشیه رانده شده و با کاهلی و دل سپردن به خوشیهای زودگذر، اندوه زندگی را تسکین می دهند. اگر چه عده یی نیز دست به تلاش می زنند و همه ی کوشش خود را به کار می برند تا نه به آرمانها، که به همین آرزوهای کوچگ و دم دستی خود دسترسی پیدا کنند. اندوهی که در زندگی این آدمها موج می زند حاصل هویت باختگی است. آنان از رفاه و تشخص بهره یی ندارند و سرخورده در عشق و زندگی، در نهایت تنهایی روزگار می گذرانند.
در رمان:
ژنرالهای هم پیمان ” تلما، زشت روترین زن جهان، سوزان یا معلم زودرنج موسیقی یا معشوق لی ملون، پدر بزرگ ملون و حتی خود ملون که در پایان داستان به خرابه و غارنشینی در بیگ سور روی می آورد از جمله شخصیتهای هویت باخته هستند. در رمان:
” صید ماهی قزل آلا در آمریکا ” آقای نوریس پس از سه بار ازدواج حتی نام فرزندانش را از یاد برده است.
در مجموعه داستان:
توکیو – مونتانا – اکسپرس ” شخصیتها شامل نویسندگانی هستند گمنام یا انسانهایی هستند فراموش شده. از جمله نوازنده یی مهاجر که در جست و جوی طلا به آلاسکا می رود و در راه جان می بازد.
می توان گفت که داستانهای براتیگان به دلیل به تصویر کشیدن بی عدالتی های اجتماعی و سرخوردگی های آدمها از روابط بیمار جامعه به حوزه های داستانهای اجتماعی نزدیک می شود که انتفاد به این روابط وجه مشخصه ی آن است.
براتیگان در آخرین رمانش با عنوان :
یک زن بدبخت ” زندگی زنی را روایت می کند که در همسایگی او می زیست. براتیگان این داستان را در اتاقی متروک روایت می کند که پیش از او زنی خود را در آنجا به دار آویخته است. پس از به پایان رسانیدن رمان در سال ۱۹۸۴، وی به زندگی خود نیز پایان می دهد.
او در فصل شکار همیشه به مونتانا می رفت و با دوستانش به شکار می پرداخت. در فصل شکار ۱۹۸۴ به مونتانا نرفت. دوستانش که نگران شده بودند به پلیس شهر بولیناس در شمال کالیفرنیا خبر دادند. پلیس به خانه ی براتیگان رفت و با شکستن در، جسد او را در کنار یک تفنگ کالیبر ۴۴ پیدا کرد؛ در حالی که سه گلوله به مغز خود شلیک کرده بود.
از او در مدت زندگی کوتاهش که فقط ۴۹ سال طول کشید ۹ رمان، یک مجموعه داستان و چندین دفتر شعر به جای مانده است. مشهورترین اثرش رمان ” صید قزل آلا در آمریکا ” نام دارد.