ahmad
با درود فراوان خدمت استاد دکتر محمود صفریان. اول اردیبهشت برابر ۲۰ اپریل روز بزرگداشت سعدی است. و سوم اردیبهشت برابر ۲۲ اپریل روز بزرگداشت شیخ بهایی و۱۸ اردیبهشت برابر ۷ ماه می روز مادر است. و روز ۲۵ اردیبهشت برابر با ۱۴ ماه می روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و روز ۲۸ اردیبهشت برابر با ۱۷ ماه می روز بزرگداشت خیام نیشابوری است. بدین وسیله مقالات مربوط با این بزرگان را خدمت شما تقدیم می کنم
آ ******

 

ابو محمد مصلح ابن عبدالله مشهور به سعدی ، در حدود سال ۵۸۸ خورشیدی در شیراز متولد شد. سعدی ، شاعر و نویسنده ی ایرانی است که مقامش تا بدآنجاست که به وی لقب استاد سخن داده اند. او در کودکی پدر را از دست داد. ازهمان کودکی با علاقه به مکتب می رفت و مقدمات علوم را آموخت. در جوانی به پژوهش دین و دانش علاقه ی فراوانی نشان داد. در حدود سال های ۶۰۲ یا ۶۰۴ خورشیدی به مدرسه ی نظامیه بغداد رفت و در آنجا از آموزه های امام محمد غزالی ، بیشترین تاثیر را پذیرفت. غیر از نظامیه بغداد ، از مجلس درس استادان دیگر بهره ها گرفت. پس از پایان تحصیل ، به سفر های گوناگونی پرداخت، ودر حدود سال ۶۳۶ خورشیدی به شیراز بازگشت.

سعدی مقام ارجمندی در دربار یافت. در دوران ابوبکر ابن سعد ابن زنگی ، شیراز پناهگاه دانشمندان بود. ولیعهد ابو بکر به نام سعد ابن ابوبکر، که تخلص سعدی هم از نام اوست ، به سعدی ، ارادتی خاص داشت.                       سعدی کتاب بوستان را در سال ۶۳۶ خورشیدی به پایان رساند. یک سال بعد ، دومین اثرش به نام گلستان را نوشت.متن نثر مسجع دیباچه گلستان او بر تارک ادبیات ایران می درخشد. سعدی در حدود سال ۶۷۱ خورشیدی درگذشت. آرامگاه او در خانقاهی که به سعدیه شیراز معروف است قراردارد. این مکان قبلا خانقاه شیخ بود، و اواخر عمر را در آنجا می گذرانید.

بیت :   بنی آدم اعضای یکدیگرند       که در آفرینش ز یک گوهرند.             بر سر در سازمان ملل در نیویورک و نیز در یونسکو نقش بسته است.    کتاب بوستان او کتابی منظوم در اخلاق وکتاب گلستان او با نثر آهنگین فارسی در هفت باب نوشته شده است.

شاید بتوان گفت که سعدی تنها شاعر بزرگ ایرانی است که تقریبا در باره ی همه چیز حرف داشته و سخن گفته است، عشق ، عرفان ،دین ،دنیا ،عفت ،اخلاق ،دولت و جامعه ،عدل وداد ، و شاه و وزیر. اما بارزترین مشخصه ی او التقاتی بودن اوست. یعنی سعدی در هیچ چار چوب بسته ای نمی گنجد. او مکتب خاصی ندارد یا ازایدئولوژی خاصی پیروی نمی کند. حتا فرا تر از این به جهان و آنچه در آن است ، از زوایای گوناگون می نگرد. برغم آشنایی نزدیک با عارفان و موازین عرفانی و بزرگداشت عارفان و سالکان نامدار ، عارف نبود وبا تصوف موجود برخوردی انتقادی داشت. متدین بود ولی از تعصب وتنگ نظری به دور بود. اگرچه عاشق پیشه بود ولی عشق را هم بی نهایت نمی دانست. اگرچه برعلیه ظلم و ستم شعر ها گفت ولی انقلابی نبود. شاید بتوان او را یک رئالیسم فلسفی خواند.

سعدی کمال گرا نبود و وعده ی هیچ بهشتی را نمی داد. او در همه ی امور اهل اعتدال بود. اگرچه اصرار داشت که باید تا اندازه ی ممکن پاک بود وپاک زیست ، برای دیگران نیز حق حیات قائل بود.

مقدار زیادی از تاثیر گلستان مدیون فرم و شیوه ی بیان آن است. وگرنه اگر نکات اساسی آن در کتابچه ای خلاصه میشد ممکن نبود چنین تاثیر عمیقی در ایران و سایر کشور ها داشته باشد. توفیق بیشتر کتاب گلستان ، تا اندازه ای به خاطر این است که ترکیبی از واقعیت و تخیل و حکمت و حکایت را ، با دلپذیر ترین و ساده ترین و روشن ترین فرم ، بیان و در هم آمیحته است.

هیچ شاعر ایرانی به اندازه ی سعدی در زمان خودش شهرت نیافت تا آنجا که آوازه ی آثارش از مرز ایران زمین و حتا از قلمرو زبان فارسی نیز گذشت. این شهرت چنان بود که وقتی آندره دوریه در سال ۱۶۳۶ ، میلادی بخشی از گلستان را به عنوان امپراتور گل ها به فرانسه ترجمه کرد ، تا آن زمان آثار هیچ شاعری به زبان های اروپایی ترجمه نشده بود. ترجمه ی انگلیسی گلستان برای نخستین بار در سال ۱۸۰۶ میلادی صورت گرفت. سعدی از اواسط قرن هفدهم تا اواخر قرن نوزدهم در میان اهل قلم و ادب و اندیشه شهرت یافت. اروپائیان که تازه قرون رنسانس را پشت سر گذاشته بودند ، انتظار نداشتند که یک شاعر ایرانی قرن سیزدهم میلادی برخورد مشابهی با مساله ی، انسان ، اخلاق ، دین ، دنیا ،فرد و اجتماع داشته باشد. بنا براین جای هیچ شگفتی نیست که در قرن هیجدهم و عصر روشنگری فرانسه ولتر آثار سعدی را بخواند و کارنوی انقلابی و ریاضی دان معروف و سازمان دهنده ی انقلاب کبیر فرانسه در برابر تهاجم خارجی ، نام او را برای پسر خود انتخاب کند. پسری که خود یکی از بزرگترین ریاضی دانان قرن نوزدهم شد.آشنایی با حافظ نیز در اروپا از اواخر قرن هیجدهم آغاز شد تا اینکه شهرت گسترده ی خیام به کمک ادوارد فیتز جرالد انگلیسی در اواخر قرن نوزدهم برسعدی و حافظ غالب شد و در اواخر قرن بیستم شهرت مولوی حتا خیام را نیز کنار زد.

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه           بکسست عهد صحبت اهل طریق را

گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود           تا اختیار نمودی از آن این فریق را

گفت آن گلیم خویش بدرمیبرد زموج       وین جهد می کند که بگیرد غریق را

مراجع :

۱- کتاب بوستان و گلستان

۲-سعدی ، دکتر همایون کاتوزیان

۳- عاشقانه های سعدی ، محمد قاسم زاده.