|
رمان، چاره اى جز چاپ ندارد. ولى داستان کوتاه، چنين بى چاره نيست. |
|
محمود صفريان |
بر روى اينترنت، از طريق سايتها و وبلاگ هاى فارسى، در هر زمان که مراجعه شود
به بيش از دو هزار داستان کوتاه دسترسى هست. " و اين
رقمى بسيار چشم گير است "
در حالى که گمان نمى کنم، شمارگان قابل توجهى از رمان، يافت شود. چون،
رمان کتابى الکترونيک نيست، در حاليکه يکى از مفر هاى
داستان کوتاه، اينترنت است. " البته به شرط آشتى بودن با
کمپيوتر و اينترنت، و داشتن توان! بهره ورى از آنها، که چاره اش يک جو همت است، و خب،
علاقه.
وارد بحث خوبى و بدى و مقايسه اين دو ژانر ادبى نمى شوم. ولى اشاراتى
را ضرورى مى دانم.
اگر صحبت در مورد ايران و ناشران آن باشد، به مقايسه اى معقول
دست مى يابيم، چون با توجه به شمارگان چاپ بهترين رمان، آن هم به قلم و خامه ى
نويسنده اى نامدار، که معمولن بين 3 هزار، تا دست بالايش، و پس از چندين چاپ، ده
هزار جلد است. و کتاب هاى مجموعه داستان هاى کوتاه، که آن هم چيزى بين 2هزار تا حد
اکثر 7 - 8 هزار در چاپ هاى بعدى است. مى شود مقايسه اى بين کم و کمتر انجام داد. و
امتياز شاخصى يکى بر ديگرى ندارد.
گو اینکه اخیرن دیده ام کتاب مجموعه داستانی پس ازگذرازارشاد! " که همچون گذر پوست
است از دباغ خانه " و حدود 2 سال انتظار، و کلی تغییرات بنا به گفته نویسنده، فقط
1600 جلد به زیور!! طبع آراسته شده است که در حقیقت یعنی " هیچ ".
اما چنانچه توجه بر پايه تعداد خواننده باشد،
"
يعنى هدف و مقصود نهائى از نوشتن داستان " و دريافت مقايسه خوانندگان يک داستان
بلند يا خيلى بلند، باشد با يک داستان کوتاه، تفاوت بسيار زياد است. چرا؟ داستان
کوتاه، در هر فرصتى قابل خواندن است، و نياز به فرصتى برگزيده ندارد. دسترسى به آن
راحت و کم هزينه، " يا بى هزينه " است. و چنانچه از هر لحاظ خوب پرداخت شده باشد،
لذت خواندن يک قصه را به خواننده، مى دهد " به همانگونه که اگر رمانى جفت و جور و
عارى از کشش باشد بى توجه ميماند "
هميشه اصل خواننده است: نظر، تمايل و علاقه او
حرف اول را مى گويد. نه نحوه چاپ و منافع ناشر. متاسفانه آمار درستى از تعداد
خواننده يک داستان ، قصه و يا يک کتاب را نداريم. معيارما شده است، منافع و مصلحت
ناشران، که اغلب با آمارى صحيح نيز همراه نمى باشد.
اما نشر الکترونیک و بهره وری از دنیای معجزه گر آن حکایتی دیگر است.
ما به دفعات در مورد، امکانات
نشر الکترونيک در گذرگاه نوشته ايم. و مزايا و امکانات آن را بر شمرده ايم، و همين
امکان که به سهولت و براى هر کسى قابل دسترسى است بانى شکوفائى رونق داستان کوتاه
شده است.
بی گردن کج کردن در پیشگاه ممیزین بی سواد، از خود راضی، و مدمق ارشاد! و گیر
نیامدن در گرداب سانسور
این امکان طلائی که نمی تواند در اختیار " رمان " باشد به دلیل حجم زیاد آن و عدم
یاری گرفتن از printer بهمین دلیل، صد در صد در اختیار
داستان کوتاه و کتاب های مجموعه داستان کوتاه است. در این مسیر دیگر صحبت شمارگان
هزار و چند هزار و مشکلات توزیع وجود ندارد. به مجرد انتشار،
جهانی می شود.
از نظر اطلاع، مى توانم مجددن، تعداد مراجعين به داستان هاى کوتاه منتشره
درگذرگاه را آمار بدهم. البته آمارى که من دسترسى دارم.
کتاب هائی که بیش از چند سال است بصورت نشر اینترنتی بر روی گذرگاه هستند، مراجعینی
بالای پنجاه هزار داشته اند، رقمی که تقریبن کمتر کتاب چاپی بخصوص رمان، داشته است.
اين همه خواننده براى هر کتاب الکترونیک، فقط از امکانات اينترنت بر مىآيد. يعنى
جائىکه کمتر براى نشر رمان مورد استفاده واقع شده است. دليل ديگرى که علاقه و گرايش
ناشران را به رمان باعث شده است نيز همين است که، داستان کوتاه کمترنياز به چاپ
دارد، چون دنياى اينترنت را دارد که کافى است، ولى رمان کماکان بايد به راه چاپ
برود. اينکه گاهى در اينجا و آنجا، درمورد، شکوفائى رمان و مهجور بودن داستان کوتاه
نوشته شده است، نديده ام که همراه با آمار باشد، که دراينصورت ادعا و نظرى شخصى است
و چون پايه آمارى ندارد، مستند نمى باشد.