آمده در دیکشنری اکسفورد به
انتخاب رسانه ایران دخت
-----------------------------------------------------
عدالت : هنر تقسيم كردن كيك به ترتيبي كه هر كس فكر كند بيشترين قسمت نصيب او شده است.
رمان هاي كلاسيك: كتاب هايي كه مردم براي خريد آن پول مي دهند ولي هيچ وقت آن ها را نمي خوانند.
لبخند: يك منحني لب كه مي تواند چيزهاي زيادي را بلافاصله در اختيار خانم ها قرار دهد
اداره: مكاني كه شما مي توانيد پس از ساعت ها زندگي خانوادگي به آنجا برويد و با آرامش استراحت كنيد
وغيره: كلمه اي كه هر وقت استفاده كنيد شنونده فكر مي كند شما خيلي چيزهاي ديگر هم مي دانيد
جلسه: افرادي كه به تنهايي نمي توانند كاري انجام دهند در آنجا دور هم جمع مي شوند تا تصميم بگيرند به طور دسته جمعي هم كاري انجام ندهند.
تجربه: نامي كه مردم روي اشتباهات خود مي گزارند.
فيلسوف: كسي كه احمقانه زندگي مي كند تا ثابت كند بايدعاقلانه بميريد.
پدر: يك بانك كه از طريق نيروهاي نامرئي ساخته شده است.
رئيس: كسي كه وقتي شما غايب هستيد او حاضر است و وقتي شما حاضر هستيد او غايب است.
سياستمدار: كسي كه قبل از انتخابات به شما دست مي دهد و بعد از آن بايد بدويد تا دستتان را پس بگيريد.
دكتر: كسي كه بيمار شما را با قرص مي كشد و خود شما را با صورتحساب
مجرم: شخضي كه هيچ تفاوتي با بقيه ندارد فقط در هنگام ارتكاب جرم بدام افتاده است.