کاربرد پوشت بجای: سینه، زنجیر، و قمه زنی

ایرج هراتی


محصلین دوره اول اعزام به فرنگ! در زمان رضا شاه، با اتمام دوره تحصیلات، مراجعت کرده بودند و طبق برنامه برای شرفیابی! به کاخ گلستان رفته بودند. آن هم درست روز عزاداری محرم دربار، که در همین کاخ برگزار شده بود.
رضا شاه در جایگاه مخصوص نشسته و مراسم ِ سینه و زنجیر زنی بازیگران در صحنه را تماشا می کرد.  محصلین نیز به صف، نظاره گر مراسم بودند، تا فرصت شرفیابی حاصل شود. گروه ِ عزاداران، وقتی که در حال " زار "، شور حسینی به سرشان زد و داشتند خودشان را لت و پار می کردند و از جلوی از فرنگ آمده ها می گذشتند مشاهده کردند که تعدادی آدم یک فرم پوشیده ِ " ضد عفونی شده! " ترو تمیز با دستمال های بسیار کوچک سفید دارند چشمانشان را میمالند و زیر لب و آهسته ذکر گرفته اند:
" موسیو حسین کشته شد....وای حسین کشته شد "
و بدین ترتیب از ترس توجه رضاشاه، که شاید دارد آنها را می پاید، با لباس: اسموکینگ و کلاه سیلندر شق و رق سیاه و پوشت سفید، به خیال خودشان در عزاداری شرکت کردند و به حال " موسیو حسین " به چشمانی که حتا نمورهم نبود ، پوشت " دستمال "  مالیدند

و حالا این است حکایت جمهوری اسلامی، با گروه بظاهر مخالفین پوشت به دست " که کار دستمال یزدی های خودمان را انجام می دهد " دارند مردم دنیا را بطور اعم و ما مردم ایران را بطور اخص، " سرکار " می گذارند. و در جواب سینه، زنجیر و قمه زنی های جمهوری اسلامی " پوشت " به چشم میمالند.
وزیر خارجه " یالقوز آباد " پوشت به دست آرام می نالد: 
تو را به خدا انتخابات را آزاد برگذار کنید!. که یعنی ساکت نبودیم، اعتراض کردیم...خودتی.
یا در جواب نصب حدود 600 سانتریفوژ غنی کردن اورانیم، منتظری که با توجه به هارت و پورت های قبلی، دنیا بهم بریزد، ولی می بینی که ناله کم جون نارسائی ار طرف وزیر امور خارجه " یکی از شرکا " به گوش می رسد:
لطفن! این غنی سازی برای کارهای ناصواب! نباشد.  واقعن ما را " گرفته اند "
کس نمی داند کدامین روز " ولی حتمن " این بساط خیمه شب بازی برچیده می شود.