اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهی است
اشک کباب باعث طغیان آتش است
در مورد اجازه نشر و برخورد وزارت سانسور با
انتشار کتاب، مراجعه به صفار هرنددی برای حل مشکل و انتظار یاری داشتن از او خواهش
گوسفند از گرگ گرسنه است....چاره کار مسیر دیگری دارد.
نوشته زیر در شماره 64 گذرگاه در تاریخ اول اسفند ماه 1385 منتشر شده است...مجددن
با هم بخوانیم....ما از بیخ و بن چنین وزارتخانه ای را قبول نداریم
|
وزارت ارشاد یعنی چی؟ |
|
صفیه ناظر زاده |
وجود چنین وزارتخانه ی عریض و
طویلی با بودجه ای چشمگیرکه بدون شک از جیب مردم پرداخت می شود، برای چیست؟ و یا
برای کیست؟
به ظاهر بنظر می رسد که رسالتش نظارت بر هرگونه عملکرد مردم است، که در اینصورت غیر قانونی و مغایر با تمامی موازین بین المللی حقوق انسانها
است. احتمالن دو عمل توهین آمیز و جسارت به استقلال مردم یعنی " امر به معروف و نهی از منکر " نیز از زائده های این وزارتخانه است.
آیا با وجود چنین محلی، باز می توان به دفعات، و در موارد مختلف و در مکانهای درونی و جهانی ادعا کرد " حتا فقط ادعا " که جمهوری اسلامی دارای
بهترین آزادی ها، و عالیترین حکومت دمکرات جهان است؟ و آیا وجود چنین وزارتخانه ای کافی نیست که همه دنیا بدانند که ایران یک زندان بزرگ است؟
حکومتی که با مردم خود چنین کند، و زمام استقلال ذهنی مردم را به دست وزارتخانه ای بسپارد و بگوید همه مردم نا رسا، ندانم کار، و محتاج ارشاد
هستند؟ آیا از سلامت عقل برخوردار است؟ و نبایستی برای سلامت جامعه جهانی هم که شده فکری به حالش کرد؟
نگاه کنید که گستاخانه چه به روز ادبیات ما آورده است. و چگونه با نویسندگان ما و آثارشان رفتار می کند، و چه زهری دارد به کام ناشران ما می ریزد.
همه این هائی که ما را مستحق قیم می دانند، و به خود اجازه می دهند که IQ ما را کافی ندانند، خود کیانند و کدام آزمایش، برتری آن ها را به ثبوت رسانده
است. اگر قرار است که " قواره نصف کار " باشد، نه تنها مردود که سخت قابل ترحم اند.