سال که
تحویل شد گذرگاه فرورین ماه متتشر شده بود
در همان موقع نگاهی داشتم به چند رسانه اینترنتی،
این ها را که در زیر می آورم، ( که احتمال می دهم
همان موقع خوانده باشید ) خواندم. هنوز دیر نشده
( گمان نمی کنم که هیچوقت هم برای این سوگنامه
دیر باشد...) ایرج هراتی
----------------------------------------------------------
عیدانهی ناگزی
در آخرین روزهای سال که با توقیفِ نه نشریهی
دیگر، آخرین عیدی را هم از دولت مهرورزی گرفتهایم و کاممان از شیرینی ِ زیاد به
سوزش افتاده، عیدی دادن ما به خودمان دیگر از آن حرفهاست! در این گرفتوگیر
اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، چه برمیآید از ما جز دو کار؟ یکی آن که خویش را با همین
کارها سرِ پا نگه داریم و سر حال نشان دهیم، و دیگر آن که از کوچکترین ذرههای
باقیماندهی کیان فرهنگیمان پاسداری کنیم؟ پارسال را یادم است که در بیخبری
همگان، میدانستم یعقوب یادعلی در زندان است و بیمناک جانش بودم و هنوز اجازهی
نشر خبر را نداشتم و با دلشوره و بغضی سنگین، عیدانهام را گذاشتم و از خاکِ سنگین
تهران کندم. امسال، بدتر از پارسال، یعقوب یادعلی هنوز در آستانهی ورودِ دوباره به
زندان است، دولتِ مهرورز هر روز هدیهای بینظیر عطایمان میکند و چنان حیران
شدهایم که نه از هفتهی دیگر ِمیهن که، از همین فردای خود هم بیخبریم! اما، بنا
به ضرورتِ همانها که گفتم، یعنی خویشتنداری و پاسداری، عیدانهی ناگزیرم را
تقدیم میکنم.....خوابگرد
-------------------------------------------------------------------------------------
هفت کثیف!!
می گویم سلام. خوبی؟ طالبی نژاد می گوید
نه! می گویم آره معلوم است. چه سئوالی ست می کنم.
مجله ی هفت به همراه هشت نشریه ی دیگر از جمله "دنیای تصویر"، "بازنگری"، "صبح
زندگی"، "تلاش"، "به سوی افتخار"، "ندای ایران"، "شوکا" و "هاوار". به استناد تبصره
ی 11 ماده ی 11 قانون مطبوعات لغو امتیاز شده اند.
طالبی نژاد می گوید خودمان هم خبر را اول توی سایت ها خواندیم، باورمان نمی شد. فکر
کردیم شایعه است چون نه دادگاهی در کار بوده و نه محاکمه و نه اخطاری. هیچ چیز.
نمی دانم چه بگویم. مغزم هنک کرده است. حالا این تبصره ی 11 ماده ی 11 کوفتی مگر چی
هست؟ می گوید همه چیز: همه ی شرایطی که مدیرمسئول باید داشته باشد. از سابقه ی
مطبوعاتی تا داشتن مدرک لیسانس و التزام عملی به قانون اساسی. تا آن جا که می دانم
قبلاً داشتن لیسانس و سابقه ی مطبوعاتی م احراز شده، لابد آقایان تشخیص داده اند که
التزام نداریم به قانون اساسی.
چه شوقی داشت هفت سال پیش که بالاخره مجوز مجله ی هفت را پس از هفت سال انتظار
دریافت کرد (به شوخی به ش می گفتیم اگر اسم مجله ات هشت بود لابد هشت سال طوی صف
مجوز می بودی). چه قدر هفت توی زندگی ات بوده طالبی نژاد، و حالا چه دلشکسته و
غمگینی. هفت همه ی زندگی گردانندگان اش بود. حال مجید لابد بدتر است. تلفن های مجله
اشغال است. می گویم آخر شما که دور و بر سیاست نمی گشتید. کاری تان با بحث های
سیاسی نبود. یک مجله ی بی خطر فرهنگی. طالبی نژاد بغض دارد. تا حالا این طوری ندیده
ام اش. می گوید: اگر سیاسی بودیم که دل مان نمی سوخت. تازه همه ش متهم بودیم به
محافظه کاری ...
توی این مملکت چه اتفاقی دارد می افتد؟ واقعاً ادامه ی انتشار مجله ی هفت مخل مبانی
فرهنگی نظام است؟ یعنی کثیف تر از هفت ما پیدا نشد میان این همه ورق پاره هائی که
هر روز روی دکه می روند؟ وارد هفتمین سال انتشارش شده بود هفت کثیف!.....علیرضا
معتمدی
--------------------------------------------------------------------------------------------------
.....برای سالی که اصلا مشخص نیست چه اتفاقی رخ
خواهد داد و حتی اتفاقات حوزه سیاست هم در آن مبهم و نامشخص است، نمی توان هیچ پیش
بینیای کرد. حقیقت این است که برای من همه چیز مبهم است و چیزی روشن نیست. نمی
دانم چه آتیه ای خواهیم داشت. حتی روی این مساله فکر هم نکرده ام ، چون همه چیز
نامشخص است. امیدوارم سال خوبی باشد، فقط امید دارم خوب باشد.....علی
نصیریان....سایت باران
----------------------------------------------------------------------------------------
• يک وجب کتاب: چیزی که ضروری نیست!
اين پرسش را که «سال آینده چه خواهد شد؟» فقط در پايان امسال نشنیدم. سالهاست که با اين پرسش آشنایم، اما در این یکی دوسال آن را بارها شنيدهام و هربار همراه بوده است با احساسهايی متضاد، حاکی از اميد و يأسی ملتمسانه در چشمان پرسشگر، گویی از من طلب اميد يا يأسی کامل داشته است، پاسخی میخواسته است تا خیال خودش را راحت کند، یا دلآسوده شود یا خودش را برای بدترین وضعیتها آماده کند! چندماه پيش این پرسش را از چند ناشر شنیدم و از آنجا که در این یکی دوسال بیشترین صدمه را اهل نشر و کتاب از این روزگار پُرعُسرت ديدهاند شاید بد نباشد روشن کنیم که چه چیزی میتواند در سال آینده در انتظار اهل کتاب به طور خاص و اهل فرهنگ بهطور عام باشد.
نخستین انديشهای که امروز از ذهن بسیاری از نويسندگان و مترجمان در سال جدید خواهد گذشت این خواهد بود: «آيا امسال خواهم توانست سطح زندگی خودم را در همان سطحی که در این ۱۰ سال بوده است نگه دارم یا باید راه مهاجرت به شهرستانی کوچک یا خارج از کشور را در پیش گیرم؟».....فل سفه....سعید حنائی
اوضاع ما در سال آینده وخیم خواهد بود، در این
سی سال گذشته هیچ وقت سابقه نداشت که وضعیت فرهنگی ما ، چه در زمینه انتشارات و چه
در زمینه تئاتر ، سینما، موسیقی و غیره این قدر وخیم و بد باشد. این مساله در طول
یک سال گذشته بی سابقه بوده است. مدیران دولت جدید از زمانی که سر كار آمده اند،
كاري جز ناراضی کردن مردم نکرده اند. اگر همین سیستم را ادامه دهند حتما سال دیگر
خیلی بدتر خواهد بود.
داریوش مهرجوئی
--------------------------------------------------------------------------------
سال آينده چگونه خواهد بود؟ .....عباس عبدی
تحليل آيندهنگري كوتاهمدت در جامعه ايران
بسيار سخت اگر نگوييم ناممكن است. علت آن نيز تا حدي روشن است، فقدان عقلانيت مرسوم
در رفتارها و نيز شخصي بودن نسبي تصميمات، مجموعاً موجب ميشود كه آينده كوتاهمدت
در هالهاي از ابهام و تعليق قرار گيرد. از اين رو پيشبيني وضعيت كوتاهمدت چنين
جامعهاي با ريسك و خطاي فراوان همراه خواهد بود.
--------------------------------------------------------------------------------