|
یک مکالمه کوتاه |
|
کمال دماوندی |
* ترفند!
" مَکر "
* چی؟
" هیچی "
* چرا، مثل اینکه گفتی مَکر...
" خب تو هم گفتی ترفند...
* پسر! ترفند کار بُرد دارد
" پدر! مگر مَکر ندارد؟
* خوشحالم، فهمیدم که خوب می دونی ترفند، یعنی چی
" کلمه ترفند، یک جورائی وقار دارد. اما مَکر مثل مجری آن عریان و
بی همه چیز است. "
* می دونی عده ای مادر زاد آن را دارند؟
" چی رو؟ "
* خب مکر را...گاهی " مثل حالا " عده شان هم خیلی زیاد است.
" راه نجات چیست؟
* ترفند!.....