شاهد دیگری بر غلو در اشعار فارسی
چند دو
بیتی زیبا از
بابا طاهر
نسیمی کز بن آن
کاکل آیو
مر ا خوش تر ز بوی سنبل آیو
چو شو گیرم خیالت را در آغوش
سحر از بستروم بوی گل آیو
عزیزا کاسه ی چشمم سرایت
میون هر دو چشمم جای پایت
از آن ترسُم که غافل پا نهی باز
رود این خار مژگانم به پایت
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هرچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز پولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
دلی داروم خریدار
محبت
کز او گرم است بازار محبت
لباسی بافتم بر قامت دل
ز پود محنت و تار محبت
نمی دونم
دلُم دیونه ی کیست
کجا می گردد و در خونه ی کیست
نمی دونم دل سر گشته
مو
اسیر نرگس مستونه ی کیست