قرار بود که این گزارش تکان دهنده را در سه قسمت
به آگاهی شما برسانیم.
بخش اول را در شماره   73  منتشر کردیم.
بخش دوم را در شماره   74
و اینک بخش سوم یا بخش پایانی این گزارش، که پیشهاد
 می کنیم برای آگاهی کامل از این لانه های فساد آن را
بخوانید و حتمن در حد امکان، خواندن آن را توصیه کنید
تا بدانند که ریشه های حکومت در چه لجنزاری قرار دارد
--------------------------------------------------------

بخش پایانی
این گزارش را گروه حقوق بشر ایران تهیه کرده است

لانه ی فساد

گزارشی مشروح از فساد، فحشا و فعالیت باندهای مافیآئی در زندان های اوین و قزلحصار

**** خروج از قرنطینه و انتقال به اندرزگاهها و شرح مستقلات قزلحصار ***

پس از اتمام مدت اقامت در قرنطینه افراد و متهمین از طریق واحد اجرای احکام بر خلاف زندان اوین که افراد با درحه نقدینگی و چرب بودن تقسیم می شوند در قزلحصار چنین سیستمی حداقل در مرحله انتقال به اندرزگاهها حاکم نیست و افراد را اکثرا به نسبت قرار صادره و نوع اتهام و میزان اتهام و یا نوع محکومیت به اندرزگاهها انتقال می دهند مثلا قرار بازداشتیها و اعدامیها و مواد مخدریهای قرار سنگین را به اندرزگاه ۲ می فرستند.

مواد مخدریهای با جرم و قرار سبک به همراه محکومین زیر ۵ سال حبس را به اندرزگاه ٨ یا به قول معروف یک شاهی ها می فرستند. جرایم غیر مواد مخدر کرج و حومه و شهریار را به همراه عده ای متهمین جرایم خاص مانند شرارت به اندرزگاه ٣ که روبروی درب برقی است و زیر ساختمان اداری زندان قرار دارد می فرستند البته زندان قزلحصار به این ٣ اندرزگاه ختم نمی شود.

اندرزگاه ۱ محل نگهداری محکومین حبس قطعی جرم سنگین و ابدیها و محکومین بالای ۵ سال حبس است ، اندرزگاه ۴ محل نگهداری محکومین رای کاری است که مشغول کار در واحد کارخانجات قزلحصار از جمله نجاری و پتو بافی و کفاشی و تاسیسات و واحد موتوری می باشد و چندین سالن مستقل دیگر که محل نگهداری زندانیان رای باز و نیمه باز می باشد که اکثرا در واحد کشاورزی کار میکنند که جمع اندرزگاهها و مستقلات و محل اقامت زندانیان همان مشروح بالا ست.

البته این مجموعه بسیار عظیم که چیزی نزدیک به ۱۵ هزار زندانی دارد واحد مستقلی به نام قرنطینه ویژه نیز دارد که تحت کنترل و اختیار حفاظت اطلاعات زندان قزلحصار است.

**** شرح تحویل و تقسسیم زندانیان در اندرزگاهها ****

در زندان قزلحصار هر یک از اندرزگاهها بنا به تناسب و تعداد زندانی که در آن قرار دارد دقیقا سیستم یک زندان مستقل را دارد که مجموعی از این اندرزگاهها که هر کدام در اصل یک زندان مستقل است زندان قزلحصار را تشکیل می دهند.

همه اندرزگاهها دارای بهداری مستقل و ریاست و مدیریت و حفاظت و اطلاعات و مددکاری و واحد فرهنگی مستقل و حتی تعاونی و خط مشی مستقل می باشد.

در بدو ورود به اندرزگاه بازرسی بدنی مفصلی انجام می شود که این بازرسی بدنی بر خلاف زندان اوین که چند نفر را در مقابل چشم یکدیگر لخت مادرزاد می کنند ولی در قزلحصار اتاقکهای کوچک و یا پرده در نظر گرفته شده و افراد را به صورت مجزا بازرسی می کنند.

پس از بازرسی افسر نگهبان بدون کمترین برخورد زندانیان جدید ورود را به سالنها راهنمایی می کنند ، دقیقا بر خلاف زندان اوین در زندان قزلحصار سر وکیل بند وجود ندارد و باز بر خلاف زندان اوین که وکیل بندها حتی در امور اداری و تقسیم بندی زندانیان دخالت می کنند در زندان قزلحصار اصلا از این خبر ها نیست تمام مراحل نقل و انتقال زندانیان از طریق افسر نگهبانها و مدیریت اندرزگاها انجام می شود.

تقریبا نام ساختارهای اداری و مدیریتی و حتی ساختمان اندرزگاهها از یک سیستم و نقشه مشترک تبعیت می کنند ، در قسمت ورودیه اندرزگاهها مستقلات و دفاتر افسر نگهبانی و حفاظت و اطلاعات و تحقیق و بازرسی و مددکاری و بهداری و ریاست اندرزگاه قرار دارد.

طول سالن مادر اندرزگاهها که درب همه سالنها ی اندرزگاه به آن باز می شود چیزی حدود 300 متر است که در قسمت انتهای سالن مادر باشگاه و واحد فرهنگی و فروشگاه مادر قرار دارد ، هر یک از سالنهای بزرگ در اندرزگاه تعداد 24 اتاق دارند و جمعیتی حدود 300 تا 350 نفر را در خود جای می دهند و داری فروشگاه و آرایشگاه مستقل می باشند و سالنهای کوچک دارای 14 اتاق می باشند و جمعیتی حدود 70 تا 90 نفر را در خود جای می دهند و از فروشگاه و آرایشگاه سایر سالنها استفاده می کنند.

هر اندرزگاه دارای ۹ سالن است و ترتیب و مبنای نگهداری زندانیان در اندرزگاهها نوع جرایم نیست چون قبلا این تفکیک توسط متولیان انجام شده و فقط مبنای نگهداری ملیتها و قومیتها و دوستی دوستان و آشنایان است که این ترتیب نگهداری باعث کمترین تنش و برخورد میان زندانیان می شود مثلا:

سالن ۱ اندرزگاه ۲ در اختیار بلوچها است.

سالن ۲ اندرزگاه ۲ در اختیار ترکها است.

سالن ٣ اندرزگاه ۲ در اختیار افغانیها است.

سالن ۴ اندرزگاه ۲ در اختیار ترکیبی از ترک و کرد و لر است.

سالن ۵ اندرزگاه ۲ در اختیار جوانان و نوجوانان است.

سالن ۶ اندرزگاه ۲ در اختیار افغانیهای قاتل و منتظرین اجرای حکم اعدام است.

سالن ۷ اندرزگاه ۲ تحت اختیار بیماران روانی و مصرف کنده داروی روانگردان و متادون است.

سالن ٨ اندرزگاه ۲ در اختیار خدمات اندرزگاه است.

سالن ۹ اندرزگاه ۲ محل نگهداری زندانیان تنبیهی است و دارای اتاقهای انفرادی و چند نفره است و تحت اختیار حفاظت اطلاعات و تحقیق و بازرسی اندرزگاه است.

جالب اینکه به راحتی می توان گفت تمام این ترتیبها در تمام اندرزگاههای زندان قزلحصار یکسان است یه غیر از اندرزگاه ۵ قرنطینه که ثبات جمعیتی ندارد ، البته در زندان قزلحصار هم مانند زندان اوین سالن و اندرزگاه نمایشی و فرمایشی از جهت گول زدن و منحرف کردن بازدیدکنندگان وجود دارد.

در زندان قزلحصار اندرزگاه ٣ که روبروی درب اصلی است با شیشه های دودی و رفلکس پوشانده شده و اندرزگاه نمونه از جهت نشان دادن به بازدیدکنندگان است که امکانات آموزشی و فرهنگی و رستوران و ساندویچی و باشگاه و خشک شویی در آن ایجاد شده تا هر چه بیشتر بازدیدکنندگان را گول بزند در حالی که هیچ یک از این امکانات در اندرزگاههای دیگر وجود ندارد. البته متولیان زندان برای بازدیدهای مشکل ساز و غیر مترقبه نیز فکر کرده اند و ۲ سالن اول اندرزگاهها را سنگ و سرامیک کرده اند و با توجه به طولانی بودن مسافت سالنها بیشتر بازدید کنندگان به ۲ سالن اول چپ و راست قناعت می کنند بدون اینکه بازدید کارامدی داشته باشند و از وضعیت زندانیان جویای حال شده باشند.

**** وضعیت زندانیان در اندرزگاهها و سالنها ****

در اندرزگاههای زندان قزلحصار سالنهای کوچک و سالنهای بزرگ وجود دارد که به تناسب از محوطه بزرگ و کوچک حیاط بهره مندند.

در انتهای سالنها قسمت ظرفشویی و دستشویی و توالت و حمام قرار دارد که در اکثر مواقع آب گرم قطع است و با تعداد زیاد زندانیان مراعات بهداشت بسیار سخت است و وجود شپش و کنه چیزی بسیار عادی در سالنها است ، بیشتر امکانات موجود در سالنها از کاشیهای حمام گرفته تا لوله کشی و برقکشی همه متعلق به زمان قبل از انقلاب است.

کهنگی و مستهلک بودن دوشهای حمام و جرمهای درب و دیوار آدم را یاد حمامهای فدیمی مرکز تهران می اندازد البته نه از نوع تمیز و مرتبش بیکه از نوع کثیف و آلوده اش.

سیگار کشیدن به طور کلی و عمومی در همه جای سالن آزاد است از اتلق و سالن و نمازخانه تا حمام و دستشویی و حیاط و خلاصه استعمال سیگار با ۱۰۰% آزادی آزادی و استعمال مواد مخدر با بیش از 90% آزادی جزء متعلقات و دستاوردهای غیر قابل انکار زندان قزلحصار است.

بر خلاف زندان اوین که افراد از فندک برای سرخ کردن سیخ و سنجاق برای استعمال مواد مخدر استفاده می کنند ولی در زندان قزلحصار این مشکل حل شده است و درهر اتاق به تعداد مصرف کنندگان و حتی بیشتر چراغ فتیله ای و پی سوز وجود دارد که خیلی از این چراغها در طی شبانه روز زمان بسیار اندکی خاموش می شوند و بیشتر به طور دائم روشن هستند و در کنار آنها آقایان به طور دسته جمعی و یا انفرادی انواع و اقسام مواد مخدر را مصرف می کنند وبرخی زمانها در یک اتاق 24نفره تا 10عدد چراغ فتیله ای روشن است که آنها را با ظرفهای خالی کنسرو ماهی درست می کنند.

درجه بندی مقدار مصرف مواد مخدر اول متعلق به کراک است و پس از آن به ترتیب هرویین _ شیره تریاک _ تریاک _ حشیش _ شیشه و قرص که همه موارد نام برده بدون هیچ مشکلی به راحتی در دسترس است ، استعمال کنندگان مواد مخدر در زندان قزلحصار بر خلاف مصرف کنندگان زندان اوین اکثرا خلافکاران کارکشته و حرفه ای هستند.

همانگونه که گفتم بیشتر افرادی که مدتهای طولانی در زندان می مانند دارای جرایم سنگین و سازمان یافته هستند و یا افرادی در غیاب آنها در یک چرخه بسیار عادی کار را ادامه می دهند و بیشتر در اوج خلاف و کسب درآمد دستگیر شده اند و حال باید مدتی را با کمترین برخورد و تنش در سکوت کامل در کنار همکاران و خلافکاران حرفه ای سپری کنند که این قضیه باعث می شود در زندان قزلحصار جز مواردی بسیار نادر درگیری و زد و خورد مهمی رخ ندهد.

در زندان قزلحصار بر عکس زندان اوین زندانیان کمتر به زندانبانان راه می دهند که در امور مافیای زندان مستقیما دخالت داشته باشند بلکه از مامورین و متولیان زندان به عنوان ابزار و آلت دست برای رسیدن به مقاصد و اهداف و مرتفع کردن نیازها استفاده می کنند.البته این نقطه قوت مدیریت زندان قزلحصار است چون بر عکس زندان اوین هیچکس مستقیما با کسی تماس نمی گیرد و خلافکار جایگاه خود را دارد و مامور جایگاه خود را.

بیشتر بافت و ساختار جمعیتی مافیای سالنها متشابه یکدیگر است. اتاقهای کوچک در سالنها در اختیار سر شبکه ها و باندهای کوچک است که برای قرنطینه اطلاعاتی و امنیت فرد غریبه به اتاق راه نمی دهند و به غیر از کنترل و هدایت تجارت مواد مخدر و راه انداختن قمارهای شبانه دورا دور دستی بر آتش معاملات اندرزگاه دارند که در صورت کمیاب شدن مواد مخدر در سالنهای دیگر وظیفه واردات و صادرات مواد مخدر را به نفع همکاران خود در سالنهای دیگر انجام می دهند که این مبادلات به کمترین سود انجام می گیرد تا در صورت مشکلات متشابه باندها و سر شبکه ها به هم کمک کنند که البته مشرف بودن پنجره های اتاق ها به محوطه حیاط سایر سالنها این مشکلات را حل کرده است.

مثلا اتاقهای شمالی سالن ۲ به حیاط سالن ۱ مشرف است و حیاط سالن ۲ به پنجره های اتاقهای سالن ٣ یعنی در اصل بدون تردد از طریق درب اصلی سالنها هم زمان ٣ سالن با هم در ارتباط مستقیم هستند و هرگونه معاملات و مبادلات بدون کوچکترین مشکلی انجام می شود.

***** ناهنجاریهای رایج در اندرزگاهها و سالنها ****

همانگونه که به صورت کامل فضای حاکم و ساختار معاشرتی سالنها را به همراه دسته بندی و چینش افراد و گروهها توضیح دادم این اجتماعات کوچک به خودی خود دارای ساختار اجتماعی بسیار منظمی از نظر حاکمیت افراد در سالنها و سلسله مراتب هستند.

اتاقهای مافیایی دارای جمعیت کمتر از حد استاندارد و اتاقهای با اهمیت کمتر بدون کف خواب و به اندازه تعداد تختها جمعیت دارند و اتاقهای سکونت دلالان و مصرف کنندگان به غیر از نفراد به تعداد تخت خوابها پر است از افراد کف خواب در اتاق وکیل بند در قزلحصار اختیارات و قدرت و رابطه اش مانند رابطه و اختیارات و قدرت وکیل بند در زندان اوین نیست.

وکیل بند ها در زندان قزلحصار بر مبنای ساختار موجود و منافع مالی و درآمدی خاص و نبود مسائل متشابه کار چاق کنی کار و بار چندانی ندارند و به آنها هیچ گونه نقش پر رنگی در اداره امور نمی دهند چون در زندان قزلحصار اصول اداره زندان بر مبنای اصول اصلی زندانبانی و قوانین سابق شهربانی اداره می شود و بیشتر مامورین نیز مامورهای شهربانی محسوب می شوند و حداقل هرج و مرج اداری حاکم نیست.

شاید مفاسد متفاوت رایج باشد ولی هر چه هست و نیست در امور زندان و زندانیان دراختیار زندانبانان است ، در زندان قزلحصار همانگونه که زندانیان و مافیای زندان اجازه ایفای نقش و دخالت به زندانبانان در محدوده سالنها نمی دهند همانگونه نیز زندانبانان به زندانی هر قدر هم گردن کلفت و صاحب قدرت باشد اجازه دخالت در اداره امور زندان را نمی دهند و هر کس در محدوده قلمرو خود عمل می کند و این دقیقا نقطه مقابل در زندان اوین است چون دقیقا در زندان اوین زندانبانان جیره خوار و سگ دست آموز مافیای زندان است.

زندانیان صاحب نفوذ و قدرتمند و کارچاق کن در زندان اوین مانند وکیل بند و سر وکیل بند با تسلط کامل متولیان و مدیران زندان را تطمیع و کنترل و هدایت می کنند و میدان ندادن متولیان زندان به این افراد ضربات سختی از جهت کسب درآمد به آنان می زند و عدم همکاری پنهان و آشکار با این افراد قدرت کسب درآمد را در متولیان زندان به صفر می رساند.

در زندان قزلحصار تردد و مزاحمت و یا بازرسی و بازدید زندانبانان به حداقل محدود می شود و شاید سالها زندانی در قزلحصار باشد که رییس زندان را رو در رو ندیده باشد ، محدوده اندرزگاه و سالنها دقیقا مانند بازار بورس خرید و فروش انواع و اقسام مواد مخدر است که در این محیط همه نوع مواد مخدر و حتی لوازم صوتی و تصویری قانونی و غیر قانونی خرید و فروش می شود از یخچال و تلویزیون تا موبایل و سیم کارت و MP٣ و MP۴ و DVD .

در قزلحصار داشتن همه چیز مجاز است و آزاد به شرط آنکه پول آن پرداخت شود. در قزلحصار هیچ اتاقی نیست که چند دستگاه گوشی موبایل و دها سیم کارت نداشته باشد ، دقیقا قزلحصار هم از جهت امکانات مانند زندان اوین است و شما هیچ چیزی با مشخصات دولتی در آن نمی بینید حتی کوچکترین اقلام زندگی و همه چیز از جیب خانواده زندانیان تامین و تدارک دیده شده است ، گوشی درجه ٣ موبایل تا 500 هزار تومان خرید و فروش می شود و سیم کارتهای اعتباری نیز تا 200 هزار تومان خرید و فروش می شوند البته در قزلحصار مبادلات و معاملات و مراسلات دیگری نیز وجود دارد.

از خرید و فروش برده و بچه و خدمتکار و هم خوابه تا دایر کردن قمارهای میلیونی که در چند نوع به صبح و سنگ به سنگ برگزار می شود که در آن نقدا به صورت پایا پای در زندان مواد مخدر ردو بدل می شود و تلکه قمار هم به مسوول اتاق محل قمار می رسد و چیزی میانگین شبی 500 تا ۱ میلیون تومان عوارض افسر نگهبانی پرداخت می شود.

پس درگیری میان زندانیان و زندانبانان به نفع هیچ کدام از دو گروه نیست و همه مبادلات و تخلفات به هماهنگی دو طرف انجام می شود.

تجاوز و لواط و بهره کشی یکی از مهمترین و رایج ترین اعمال در زندان قزلحصار است اگر نوجوان و جوان معتاد باشد که هیچ او را در تنگنا قرار می دهند و در اتاقهای دسته جمعی به عنوان معشوق مصرف مشترک می نمایند و اگر مقاومت نماید مقدار اعتیاد او را بالا می برند و به مرحله نابودی می رسانند و بعدا او را در مسیر تجاوز و بهره کشی جنسی قرار می دهند. در مواردی هم که جوان و نوجوان سلامت است در پله اول با قرار دادن در محافل لهو و لعب از تریاک و حشیش و شیشه کشی تا مشروب خوری او را آلوده می کنند و اگر جواب نداد از طریق قرص آلوده اش می کنند و اگر باز جواب نداد از طریق نرم و ذره ای آلوده اش می کنند. او را در ارتباط جنسی با هم سن و سالان خود آزاد می گذارند و یا پتوی رو انداز او را در قسمت تماس با صورت به پودر هرویین آغشته می کنند و یا در خواب آرام آرام جلوی بینی اش می ریزند و اعتیاد ناخواسته و سردردها و دردهای بدنی او را به طرف مواد مخدر می کشاند و برای خلاصی از درد معتاد می شود و تازه مرحله بهره کشی و سکس مداوم و تجاوز و خرید و فروش سکس آغاز می شود.

البته در مواردی هم کار به این مرحله نمی رسد و با زورگیری و تجاوز کار پایان می یابد که در بیشتر موارد با بدهکار کردن شخص انجام می شود ، اما در مقام دفاع هرگونه تماس از جهت اطلاع دادن به مامورین و مسائل مشابه آدم فروشی تلقی می شود و تنبیهات سختی به همراه دارد و در مواردی به نقص عضو و حتی مرگ منجر می شود.

شکنجه کردن و ضرب و شتم فرد در داخل سالنها به دست شبکه های مافیایی چیز عادی است و حتی احتمال دارد چندین روز شخصی را دست و پا بسته فقط برای زهر چشم و گرفتن طلب و یا حتی تجاوز در زیر تخت بیاندازند بدون اینکه کسی آگاه شود . یا مانند حیوان وحشی شکار شده از میله ای افقی آویزان کنند و با بستن دهانش و حتی در مواقعی با همان دهان باز شکنجه دهند و سایر زندانیان از ترس به جایی خبر ندهند و یا در مواردی افرادی را که مشکوک به آوردن مواد مخدر در معده شان هستند در اتاقهای خود قرنطینه کنند و چند لیتر آب نمک و یا مایع ظرفشویی و روغن مایع می خورانند و یا حتی شلنگ آب را در مقعدش فرو برده و آب را باز می کنند و یا برای تنبیه کسی به طور دسته جمعی به او تجاوز می کنند و بدن او را با آتش سیگار از دهها جا داغ کنند و بسوزانند و یا فرد تازه وارد و یا ضعیف و بدهکار را وادار کنند که از طریق اعزام به دادگاه و یا بیمارستان مواد مخدر بلعیده و وارد کند و یا او را با ارعاب و ضرب و شتم وادار کنند که از نوامیس و خانواده اش بخواهد که در هنگام ملاقات برای او مواد مخدر بیاورند تا بتوانند تحویل دهد و از شکنجه و رعب و وحشت خلاص شود.

درتمام این مراحل و فجایع و جنایتها دقیقا و عملا سیستم مدیریتی و زندانبانی هیچ نقشی و مسوولیتی را نمی پذیرد و کسی به وجود آنها اهمیت نمی دهد و بیشتر آنها در حال تجارت و معاملات پر سود مواد مخدر با رابطین خود هستند و بر هم خوردن این نظم و نظام منافع آنان را به خطر می اندازد پس تمام فجایع و جنایات به شرط اینکه منافع آنان را تامین کند آزاد است حال می خواهد تجاوز و اذیت و آزار جنسی و جسمی و ضرب و شتم و یا قمار و یا آلوده کردن افراد به اعتیاد و یا زورگیری و سوء استفاده و یا بهره برداری باشد.

**** مبادلات مواد مخدر و نقش مامورین و مافیای زندان ****

می توان گفت زندان قزلحصار از نظر کسب درآمد به طور مطلق تک محصولی است و آن فقط مواد مخدر است ، خرید و فروش و تهیه و توزیع و حمل و نگهداری و نقل و انتقال مواد مخدر تقریبا عملی و رایج و مرضی اپیدمی شده است ، هر کس که در زندان قزلحصار خارج از این جرگه و جریان باشد به خودی خود حذف میشود.

شبکه ها و دسته های مافیایی و نقل و انتقال مواد مخدر و تحویل پول در زندان قزلحصار صدها بار قدرتمند تر از مافیای زندان اوین هستند به قول زندانیان حرفه ای قزلحصار "" زندانبان مثل سگ است. "" همانقدر که نگهبان و وفادار به صاحبش است با این حال رشوه خوار بودن با ذات او آمیخته است و در برابر کسی که برایش استخوان بیاندازد دم تکان می دهد.

مواد مخدر از درب و دیوار و آسمان و زمین وارد محدوده و محوطه زندان قزلحصار می شود از آسایشگاه سربازان و درجه داران و مامورین گرفته تا ساختمانهای اداری و بهداری و آشپزخانه و تاسیسات و برجکهای بلند نگهبانی و یا حتی واحد فرهنگی و واحد اعزام و واحد فروشگاه داری و تعاونی زندان و حتی سیستم مدیریت و حفاظت و پرسنل اداری آن که خلاصه کسی بی کار نیست.

این در حالی است که در زندان اوین بورس مواد مخدر در دست عده معدودی است به طوری که در اندرزگاه ۷ در دست ۲ نفر و در اندرزگاه ٨ هم رییس اندرزگاه سر شبکه مافیا است ، ولی در زندان قزلحصار از این انحصار طلبی ها خبری نیست چون آنقدر گردش مالی در زندان قزلحصار بالاست که غیر قابل باور است و هیچ کس نمی تواند انحصارا خود را مالک آن بداند هر کس در محدوده و منطقه خود فعالیت می کند و از این بازار حجیم و پر سود سهم خود را می برد.

شما حساب کنید چیزی حدود 15 هزار نفر زندانی در زندان قزلحصار به صورت دایم و موقت زندگی می کنند شک نداشته باشید که از این تعداد اگر دست کم فرض کنیم ۱۲ هزار نفر معتاد و مصرف کننده و خریدار و فروشنده مواد مخدر وجود دارد که اگر حداقل خرید هر مصرف کننده را فقط 30 هزار تومان حساب کنیم که خیلی بیشتر از این حرفهاست چون کسانی هستند که روزی بیش از 200 هزار تومان مصرف مواد مخدر دارند و در اصل سالیان سال اندوخته های خود در تجارت مواد مخدر را در زندان مصرف می کنند که با یک حساب سر انگشتی و با در نظر گرفتن اینکه اگر از 15 هزار نفر زندانی قزلحصار 12هزار نفر آنها 100% مصرف مواد مخدر دارند به راحتی می توان فهمید که حداقل گردش مالی در این زندان چیزی حدود  250 تا 400 میلیون تومان در روز است، که این گردش مالی هر رئیس و مرئوس و کارمند و کارگر و حفاظت اطلاعاتی و امنیتی و دکتر و بهیار و راننده و تاسیساتی و پیمانکار و خلاصه ریزو درشت زندانبان را از راه به در می کند و هر کس از این قافله عقب بماند بازنده تلقی می شود و گواه این مدعا هزاران پرونده تشکیل و رسیدگی شده در مقوله نقل و انتقال مواد مخدر توسط پرسنل و کارکنان و کارمندان زندان است که در آن از کارکنان تعاونی و پزشک و بهیار و درجه دار و افسر و حتی روحانی واحد فرهنگی دیده می شود. ( آمار ارائه شده توسط متولیان زندان قزلاحصار در جراید ۱۵٨۰۰ )

در طی ۴ ماه اقامتم در قزلحصار دها نفر مشابه افراد بالا را خود دیده ام و شنیده ام که با مواد مخدر دستگیر شدند ، همین اواخر بود که کارکنان بخش تعاونی پس از ماهها و سالها فعالیت با چندین کیلو کراک و انواع مواد مخدر در لابلای گوشت و مرغ دستگیر شدند. البته این نوع موارد مهم تلقی نمی شود چون سریعا نقاط ترانزیت آسیب پذیر و شبکه های نقل وانتقال وتجارت تغییر ماهیت داده و از راههای جدید و افراد جدید کار را با شدت هر چه بیشتر شروع می کنند.

در همین اواخر تعدادی از متولیان در واحد کلید داری و مراقبت و بهداری و افسر نگهبانی و واحد اعزام با اوزان سبک و سنگین مواد مخدر دستگیر شدند که کم وزن ترین این محموله 100گرم کراک و بزرگترین آن چند کیلو کراک و حدود 10 کیلو گرم تریاک در کپسول های گاز بود.

خلاصه لحظه ای تجارت در این شهر مافیایی کوچک معروف به سیسیل زندانهای ایران متوقف نمی شود. به هیچ عنوان به هیچ کسی اجازه داده نمی شود که این موسسه و تشکیلات مولد پول و ثروت را از رونق بیاندازد حتی اگر قدرتمند ترین فرد اجرایی در سازمان زندانها و قوه قضاییه باشد ، مگر می شود در ایران جایی را پیدا کرد که آدم بدون دردسر و با کمترین نقطه آسیب پذیری در کمتر از چند ماه به صذها میلیون ثروت دست پیدا کند.

یک نفر شاغل در قزلحصار کافیست با یکی از سر شاخه ها در سالن ها ارتباط بر قرار کند و طی یک تماس تلفنی که از طریق صدها موبایل در زندان با رابطین برقرار می شود با او ارتباط برقرار کنند و آن شخص یک بسته کوچک یک کیلویی کراک را که حجم چندانی هم ندارد در خارج از زندان تحویل بگیرد و در وقت مقرر و در مکان مقرر در زندان تحویل رابط بدهد و یا در زمان مقرر مواد فوق را در مکان خاص قرار دهد و یا پرتاب کند و در قبال چنین کاری مبلغ خالص ۵۰ میلیون یعنی در قبال هر گرم ۵۰ هزار تومان دریافت نماید.

حالا شما قضاوت کنید که در برابر بدست آوردن چنین پولی خصوصا در میان ماموران واحد ۲ چه غوغا و رقابتی است. از در و دیوار اندرزگاهها و سالنها مواد مخدر سرازیر است. هیچ کس حتی یک لحظه را هم از دست نمی دهد چون معلوم نیست آیا فردا نیز در این بهشت پول چاپ خواهند کرد یا خیر؟

به ویژه ماموران پیمانی سازمان زندانها و درجه داران و افسران که همگی قراردادی هستند و هیچگونه امنیت و تضمین شغلی برایشان وجود ندارد و اندرزگاهها به آنها سپرده می شود از کلید داری و مراقبی و محوطه بانی تا سایر کارها که مستقیما با زندانیان و سالنها و افراد سرو کار دارند.

حتی برخی اوقات افراد خارج از محدوده اندرزگاهها نیز از قافله دور مانده اند و مستقیما نمی توانند با زندانیان ارنباط بر قرار کنند نیز خود را بی نصیب نمی گذارند و با پیدا کردن نقاط کور و نزدیک به دیوار محوطه سالنها و اندرزگاهها از طریق افراد رابطین را پیدا می کنند که در قبال دریافت مبالغی مواد مخدر را به طور پرتابی با قرار دادن در جورابهای بلند در بسته های 150 تا 200گرمی پرتاب می کنند.

در برخی از روزها تا 10پرتاب به چند حیاط ویژه و در دسترس انجام می شود و برخی اوقات حتی خلافکارهای سالنهای دیگر از محوطه سالن در تیر رس استفاده می کنند و به آورندگاه یک پنجم وزن مواد مخدر پرتابی را هزینه انتقال و تحویل می دهند.

البته چند مدتی است که اطراف دیوارها را تا ۵ متر سیم خاردار کشیده اند ولی باز با این حال نقاط زیادی برای این کار یافت می شود مثلا اتوبوس و مینی بوس را نزدیک سیم خاردار می آورند و از بالای آن مواد را به محوطه پرتاب می کنند این در حالیست که همه این اعمال در حیاط اصلی زندان انجام می شود و ربطی به محوطه بیرونی زندان ندارد البته هرازگاهی مامورین برجکهای دیده بانی نیز زحمت این کارها را می کشند.

البته تمام موارد بالا به غیر از مواد مخدری است که زندانیان با خود از دادگاه آنهم به مقدار ناچیز می آورند.

درمحوطه دادگاهها درجه داران و سربازان اعزام در قبال گرمی 20الی 25هزار تومان بسته مواد مخدر را از رابطین گرفته و به زندانی تحویل می دهند و زندانی از طریق بلع مواد را به زندان انتقال می دهند. البته آنقدر مسیر گوناگون برای انتقال مواد به زندان قزلحصار وجود دارد که قابل باور نیست.

حتی حسابداران واحد ثمین و اتوبوس داران تحت اجاره زندان نیز از این وسوسه مصون نمانده اند و یا اتو مبیل کارکنان و مدیران از قلم نیافتاده و افرادی با شناسایی اشخاص نام برده مواد مخدر را در بدن و یا اطراف سپر جاسازی می کنند و در فرصت مناسب از طریق رابطین آنرا به داخل اندرزگاه منتقل می کنند. خلاصه همه چیز و همه کس خواه نا خواه مستقیم و غیر مستقیم در خدمت مافیای مواد مخدر و جریانات مربوط به آن هستند.

انحصار و کنترل تمام فروشگاههای اندرزگاهها و سالنها توسط مافیای مقتدر مواد مخدر که باعث شده حتی فقط برای انحصار طلبی سرقفلی فروشگاها تا  30 میلیون تومان، در برخی از سالها برسد و فروشگاهها سیستم کار آمد نقل و انتقال پول و پولشوئی هستند که تقریبن به همه امور مالیاتی و گردش پول در زندان در دست آنان است، از تحویل گرفتن مبالغ و یا پرداخت وجوه معاملات مواد مخدر در خارج از زندان و تا تضمین اعتبار افراد در محافل قمار شبانه که برخی زمانها برد و باخت ها در یک شب به بیش از 100 میلیون تومان می رسد که پای ثابت آن مافیایی افغان و بلوچ و سر شناسان دیگر مواد مخدر از سایر سالنها هستند.

خلاصه همه این مسائل دست به دست هم می دهند تا قزلحصار بهشت مافیای زندانهای ایران باشد به ویژه اینکه ثروتمند ترین افراد را از زندانهایی مانند اوین و حتی رجایی شهر که متولیان آن قادر به نگهداری آنها نیستند از جهت معتاد کردن به قزلحصار می فرستند و این افراد علیرغم اینکه 100% معتاد می شوند با ایجاد رعب و وحشت شبکه های فوق پیچیده مواد مخدر را در زندان می گردانند و برخی از آنان از طریق زندان به چنان ثروتهای افسانه ای دست یافته اند که اصلا دوست ندارند زندان را ترک نمایند.

البته تجارت مرگ در زندان قزلحصار نیز بورس و غیر بورس و پایین شهر و بالای شهر دارد مثلا در اندرزگاه ۱ که محل نگهداری زندانیان حکم قطعی است و اعزام به مرخصی  و شاغل در امور کارگری زیاد دارد مواد مخدر مثلا کراک گرمی 60 تا 70هزار تومان است البته به صورت تک گرم فروشی.

این قیمت در اندرزگاه ۲ در بسته که محل نگهداری محکومین به اعدام و قرار بازداشتیها و محکومین جرم سنگین است و تردد در آن کم است گاهی قیمت کراک به گرمی ۱۵۰ هزار تومان می رسد و در اندرزگاه ٣ که رفت و آمد بیشتری وجود دارد و جرایم غیر مواد مخدر بیشتر در آن تردد دارند کراک گرمی ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان معامله می شود و در اندرزگاه ٨ که تمام جرم سبکها در آن تردد می کنند و باربرهای مواد مخدر هر روز با شکمهای پر وارد می شوند و با مامورین وارد کننده مواد مخدر در رقابت شدید هستند مواد مخدر کراک از 35 تا 60 هزار تومان در گرم خرید و فروش می شود که تمام این خرید و فروشها و نقل و انتقالات پولها همگی پس از فروشگاه از طریق حساب جاریهای محرمانه و متغییر دریافت می شود و یا مشتریها وجوه را از طریق پیک موتوریهای تحت اختیار سران مافیا می فرستند و چون بیشتر خلافکاران دارای موبایل هستند پس از تحویل پول با آنها تماس گرفته می شود و آنها نیز مواد مشتری را می دهند و یا در روز چند بار صورت وضعیت و پرینت بانکی میگیرند و با مطابقت رسیدها مبالغ واریزی و مورد ادعای مشتری را تطبیق و مواد مخدر را در اختیارش می گذارند.

خلاصه نقل و انتقال و خرید و فروش مواد مخدر در زندان قزلحصار عوارض و مالیات و حق و حساب کمتری نسبت به زندان اوین در بر دارد و در اصل جایزه بگیر کمتری تلکه گیری می کند ، ذات قضیه اینکه در زندان قزلحصار آنقدر از دور و نزدیک حق و حساب می رسد که نیاز نیست مانند زندان اوین متولیان و صاحبان امر دست به کاسه دلالان و واسطه ها برای امرار معاش باشند.

***** وضعیت بهداشت و درمان و غذا ****

در زندان قزلحصار بر خلاف زندان اوین که دارای ثبات بهداشتی است و هزینه مسائل بهداشتی را به طور تمام و کمال زندانیان شخصا می پردازند ولی در زندان قزلحصار این هزینه را علیرغم میلیونها تومان درآمد ماهیانه نه زندانیان می پردازند و نه مسوولین زندان و در طی هفته شاید فقط ۲ روز آنهم به مدت فقط ۲ ساعت آب گرم در حمامها برای استحمام باشد.

با اینحال بر خلاف زندان اوین حداقل در دادن جیره بهداشتی فاصله یک ماه مراعات می شود و ان هم مربوط به سیستم و نظم شهر بانی چی های سابق است که شامل یک قالب صابون و نصف قوطی پودر رختشویی می شود.

سیستم لوله کشی و فاضلاب و آب گرم و درب و دیوار توالتها و حمامها متعلق به بیش از 30 سال پیش است و مجموعه ای از انواع و اقسام بیماریها وباکتریها درب و دیوار سرویسهای بهداشتی و غیره را پوشانده است.

غذا در مقایسه با زندان اوین که خود نمره خوبی ندارد صفر است و زندانیان غذاهای زندان را با مواد غذایی که می خرند و به آن اضافه می کنند تبدیل به غذای قابل خوردن می کنند ، در روز ۲ وعده آب جوش از جهت استفاده برای چای داده می شود. استفاده از اجاق گاز پولی است در حالی که این امر در زندان اوین رایگان است مثلا اگر بخواهی در آشپزخانه یک نیمروی ساده ٣ نفره بپزی باید ٣۰۰ تومان بدهی و یا اگر غذای سرخ کردنی بپزی ۱۰۰۰ تومان هزینه آشپزخانه می شود و یا اگر برای ۴ نفر ماکارونی بپزی باید 2500 تومان حق استفاده از شعله گاز را بدهی که در نوع خود یک جنایت است!!!! در حالی که شاید هر آشپزخانه در هفته ٣ کپسول ۱۱ کیلویی استفاده داشته باشد که به عبارت کپسولی هزار تومان می شود ٣ هزار تومان ولی وکیل بند در قبال 300هزار تومان ماهیانه آشپزخانه را اجاره می دهد و متولی آشپزخانه بنا به گفته خودش ماهیانه نزدیک به یک میلیون تومان حق آشپزخانه و یا چراغخانه می گیرد.

در قزلحصار از هر نفر 500 تومان به طور هفتگی شارژ سالن گرفته می شود که نسبت به زندان اوین که حق شارژ از 25000تومان تا 40 هزار تومان است خیلی منصفانه و بهتر است ، بیماری در زندان قزلحصار غوغا می کند از بیماریهای پوستی و گوارشی گرفته تا هپاتیت و سوزاک و سفلیس و ایدز که در وضعیت بدی به آنها رسیدگی می شود.

به هر بیمار ایدزی و هپاتیتی ماهیانه یک عدد شیر پاکتی یک لیتری می دهند به همراه داروهایی که از سراسر جهان به ویژه اروپا و آمریکا زیر نظر پزشکان بنیادهای خیریه ارسال می شود که با ارسال پرونده پزشکی بیماران ایدزی به درمانگاههای خیریه شرکتهای داروسازی برایشان ارسال می نمایند.

بیماریهای مربوط به روابط جنسی نامشروع غوغا میکند ، واقعا همان قوانین معاینه از راه دور و درمان از راه دور و حتی به طور شدیدتر از زندان اوین در قزلحصار اجرا می شود ، مرگ و میر بر اثر بیماریهای عفونی واقعا چیز بسیار پیش پا افتاده ای است که اصلا کسی را نگران و ناراحت نمی کند و مقدار خودکشی و اقدام به خود کشی بسیار بالاست.

روان درمانی و روانکاوی و وجود روانپزشک افسانه ای دست نیافتنی در زندان قزلحصار است ، در مقابل همه این کاستیها میزان بالای پول و قدرت در زندان قزلحصار باعث شده که دندانپزشکی مجهز و مدرن برای دریافت وجوه بسیار کلان وجود داشته باشد که حتی دندانپزشکان درجه یک بهترین جاهای ایران آرزوی چنین درآمدی را داشته باشند.

برخی اوقات کارهای پروتز و ساخت و کاشت دندان به ٣ میلیون تومان می رسد که نقدا پرداخت می شود ، حال اگر یک فرد بی پول سالیان سال در زندان باشد و کسی را نداشته باشد و یک دست دندان مصنوعی بخواهد و یا بخواهد یک دندان پر کند هیچ قدرتی نیست که از او دستگیری کند و هزینه آنرا بپردازد .

وضعیت فروشگاههای قزلحصار هم دست کمی از وضعیت فروشگاههای زندان اوین ندارد. البته با این تفاوت که در زندان قزلحصار این واحد آنقدر قدرتمند و ثروتمند است که باورکردنی نیست و حدودا نبض مافیا در دست متولیان آن است در حالی که در زندان اوین فروشگاهها برخی اوقات با دخالت متولیان دچار مشکل می شوند.

در قزلحصار چیزی به نام محدودیت نرخی و جنسی نداریم در بیشتر مواقع اقلام تفاوت خاصی با اقلام زندان اوین دارند و این به خاطر مقدار بالای پولی است که در زندان قزلحصار در جریان و در حال رد و بدل شدن است.

در قزلحصار افراد قدرتمندانه با مسائل برخورد می کنند و هر چیزی را به آنان نمی توان خوراند و یا فروخت و اتحاد بیشتری نسبت به زندانیان مالی زندان اوین با هم دارند و این مطلوب طلبی باعث می شود که فروشگاه و واحد تعاونی سیاست خاصی را پیش بگیرند و به این بهانه اجناس را به چند برابر قیمت بفروشند.

اما بزرگترین فاجعه نداشتن پول است که فرد بی پول راهی جز تن دادن به کارهای پست را ندارد. از تن فروشی گرفته تا کارگری و شستن رخت و لباس سایر زندانیان تا بتوانند با پول آن گذران کند و از پوکی استخوان و دود و دم سیگار و مواد مخدر با تغذیه محدود بگریزد.

**** مسایل جنسی و برده داری ****

مسائل مربوط به اذیت و آزار جنسی بسیار در زندان قزلحصار رواج دارد و حتی افرادی به صورت برده جنسی خرید و فروش می شوند که البته این افراد یا بدهکار هستند و یا قدرتی برای دفاع از خود ندارند وبیشتر فریاد آنها به جایی نمی رسد چون اولا جرات اعتراض ندارند و دوما مامورین اهمیتی به شکایت این افراد نمی دهند.

ضرب و شتم و زور گیری جنسی رواج بسیاری دارد و حتی متولیان زندان برای تنبیه جوانان و نوجوانان بند جوانان آنان را به سالن بزرگسالان می فرستند که هیچ دستاوردی به جز تجاوز و تعرض و آلودگی ندارد.

**** مسائل مربوط به مددکاری و تلفن و ارتباط با خانواده ****

در زندان قزلحصار چیزی به نام مددکاری اصلا مفهومی ندارد و اصالتا وجود خارجی ندارد و مددکار در حد یک تابلو روی دیوار و یک اتاق است که در آن چند نفر شخص به درد نخور نشسته اند و فقط آخرین کاری که آنجام می دهند دادن صورت وضعیت و نگاه کردن پی در پی به ساعت دیواری است که چه زمانی ساعت کار تمام شود و بروند و آنقدر ناکارآمد هستند که کمتر زندانی به آنها مراجعه میکند و در صورتی که زندانی موی دماغ شود در چند موردی که به چشم خود دیده ام با وقاحت تمام می گویند شما مجرم هستید و برای شکنجه و ادب شدن به زندان آمده اید و ما نمی توانیم اینجا را برای شما تبدیل به هتل کنیم و زندان بدون سختی و شکنجه و احساس درماندگی زندان نیست.

به هر شخص در هفته ٣ تا ۵ دقیقه وقت مکالمه به شرط سالم بودن تلفن داده می شود و این مشکل افراد را ترغیب به خرید موبایل می نماید ، ملاقات حضوری و امکانات آن در حد صفر است و امکان بهره مندی از آن در مورد برخی از زندانیان حتی به سالی یکبار هم نمی رسد.

ملاقات تلفنی و از پشت شیشه برای هر زندانی در هفته فقط 10 دقیقه است ، ملاقات خصوصی با همسر هر ۲ ماه یک نوبت آن هم اگر ممنوع نباشد و در یک اتاق ۴ متری که در آن یک تختواب و یک پتو وجود دارد است که مدت آن کمتر از ۲ ساعت است که این امتیاز از حق وحقوق حیوانات چهار پا هم کمتر است.

اما در مورد مکاتبات و نامه نوشتن چیزی به شور مطلق و حتی نمایشی به نام نامه و پست وجود ندارد بر خلاف زندان اوین که نامه ها ثبت می شوند و تاریخ می خورند اصلا ثبت و تاریخ و درج حتی نامه های اداری زندانیان مفهوم ندارد چه برسد که کسی نامه ای پست کند و اگر کسی را نداشت واقعا با مرده زیاد فرقی ندارد.

خلاصه وضعیت بد تلفن و ملاقات چه تلفنی و چه حضوری و چه خصوصی و حتی نبود یک واحد پستی کوچک آخرین رشته های امید و ارتباط را با خانواده قطع و به فروپاشی آن کمک می کند.

**** نکبت و نفرت و فساد ****

فساد آنقدر شدید و رونده و روان در ساختار قزلحصار رخنه کرده که همه چیز را به ورطه نابودی می برد. آنقدر به راحتی خانواده های زندانیان ضربه پذیر می شوند که قابل باور نیست سالیان سال درماندگی و مراجعات پی در پی به محدوده زندان و نداشتن همسر و پدر و نان آور و حامی فرصتی به فرصت طلبان زالو صفت می دهد که رخنه کنند.
زالوهایی که از پیکره مافیای زندان هستند و دست در دست متولیان زندان و زندانبانی در میان خانواده ها نفوذ کرده و در عین درماندگی و بی پناهی عفت و عصمت را از نوامیس زندانیان می گیرند و در طی سال صدها مورد روابط نامشروع زندانبانان با نوامیس زندانیان کشف شده که خود گواه بر این بی ناموسیها ست.
مامورین و متولیان و حتی مراقبین و در صدر آنان مددکاران که باید در نهایت شرافت به خانواده های زندانیان مساعدت رسانند در اصل نقش منحرفین فاسد و هرزه را بازی می کنند تا نقش فریاد رس و مدد رسان !!!!.
در مواردی از نوامیس زندانیان توسط شبکه های مافیایی داخل زندان بهره برداری می شود و حتی نوامیس زندانیان به شبکه های فساد هدایت می شوند که چنین اعمال نکبت باری که در پرتو بی غیرتی قانون مداران رقم می خورد اساس نفرت و نکبت و انحطاط و انتقام را در جامعه آینده رقم می زنند که شعله آن نمی سوزاند جز فرزندان این آب و خاک را .

***** امور تربیتی و فرهنگی و آموزشی و ورزشی ****

امور تربیتی و فرهنگی قزلحصار فقط در اندرزگاه ٣ که در جلو چشم است و بازدیدکنندگان به آن می روند مفهوم دارد آنهم در حد فرمایشی و نمایشی. عملا کلاس درس و آموزش و کلاس و ورزش و تحصیل جایگاهی در قزلحصار ندارد ، در کتابخانه ها صدها کتاب تاریخ گذشته مذهبی وجود دارد که آنقدر کهنه و خاک خورده شده اند که قابل استفاده نیستند ، البته چند نوع روزنامه هم وجود دارد که فروشی نیست و هرازگاهی مجله های چند ماه قبل را هم می آورند ، باشگاه اندرزگاهها که پذیرای ورزشکاران است چیزی بیشتر از چند میل هارتل و دمبل ندارد که فقط از جهت خالی نبودن عریضه در باشگاه است.

**** شکنجه و انفرادی و در بسته و بند ویژه حفاظت اطلاعات ****

در زندان قزلحصار ضرب وشتم و شکنجه و یا به فلک بستن با باتوم و دست و پا شکستن چیز پیش پا افتاده ای است. مثلا اگر از کسی تخلفی کشف شود و حمایتی داشته باشد که حق و حساب را بپردازد متخلف در کمتراز چند دقیقه به سالن باز می گردد و یا اصلا احضار نمی شود و اگر پارتی و پول و صاحب نداشت آنقدر کتک می خورد تا نتواند برای چند روز راه برود.

زدن اسپری فلفل و تسمه و کابل به سر و صورت و تن و بدن اصلا اهمیت ذکر کردن در زندان قزلحصار ندارد ، البته شکنجه کردن و زهر چشم گرفتن انواع و اقسام دارد مثلا اگر وکیل بند و سران مافیا قصد خارج کردن کسی از گردونه را داشته باشند و یا باید تنبیه شود ترتیب کار داده می شود و شخص مورد نظر را برای رو کم کردن یا مورد تجاوز قرار می دهند و یا با چاقو و قداره جوری سوراخ سوراخ می کنند که نقص عضو و یا فلج شود ولی اجازه کشتن نمی دهند و اگر درگیری شدت بگیرد طرفین دعوا را به ۲ انفرادی جداگانه می فرستند که همان سالن ۹ در تمام اندرزگاههاست .

اما سالن قرنطینه ویژه حفاظت اطلاعات که در مجاورت اندرزگاه ٣ و زیر ساختمان اداری قزلحصار قرار دارد. در این قرنطینه ویژه به افراد مشکوک به داشتن مواد مخدر در روده و معده روغن مایع و یا پر منگنات خورانده می شود و با زنجیر و پا بند و دستبند آنها را به تخت می بندند تا وقتی که تخلیه شوند.

در برخی از اتاقها ی آن نیز افراد شرور را به چوب و چماق و کابل و تسمه می بندند و در بخی اتاقهای قرنطینه ویژه نیز افراد اعتصاب غذایی از سرتاسر اندرزگاهها را می آورند و نگهداری می کنند تا با دیدن انواع و اقسام صحنه های شکنجه اعتصاب خود را بشکنند.

**** وضعیت اتباع بیگانه و سالن اعدامیها *****

در زندان قزلحصار از کشورهای متفاوت بازداشتی و زندانی وجود دارد از هند و پاکستان و بنگلادش و افغانستان تا تانزانیا و کنیا و ساحل عاج و آفریقای جنوبی که بیشتر در سالن یک واحد نگهداری می شوند و به حبس های بلند مدت و یا ابد محکومند.

از امکانات مددکاری و مترجم و حتی روزنامه و کتاب محرومند و حتی نمی دانند که در دادگاه چه اتفاقاتی می افتد چون اصلا مترجمی برای اینکار وجود ندارد و حتی بیشتر آنها اصلا از مسائل تجدید نظر خواهی و اعتراض به حکم بدوی بی اطلاع هستند و بر اثر عدم مساعدت حتی از کمترین امکانات تماس با خانواده های خود محرومند.

اما سالن ۶ واحد ۲ که خود من نزدیک به ٣ ماه در آن به سفارش اولیای زندان اوین برای تنبیه و ارعاب نگهداری می شدم که البته تخمین زده بودند در این مدت شاید یکی از محکومین به اعدام دشنه ای در قلبم فرو کند تا انتقام اعتراضات پی در پی و تلفنهای مکرر به خبرگزاریها و افشاگریهایم در میان بازدیدکنندگان مدفون شود و به تاریخ بپیوندد و فراموش شود تا دل مافیا ییهای زندان اوین خنک شود.

بله همانگونه که عرض کردم سالن ۶ واحد ۲ محل نگهداری خطرناکترین مجرمین محکوم به اعدام و منتظرین اعدام است. نزدیک به هفتاد نفر که روز بازگشت من به اوین کمتر از15 نفر از آنان باقی مانده بود.

هم اتاقیهای من عبارت بودند از : حسین روح زاده سرکرده باند خرمالو که اتهاماتش معروف ومشهور است و اعدام شد.هم اتاق دیگر من نظیر ازبک قاتل زنان خیابانی ( بیجه ثانی متجاوز به کودکان تپه فرحزاد ) و محمود صادقی قاتلی که از مجرمین خطرناک رجایی شهر بود و یک فقره قتل در زندان نیز انجام داده بود ، عیسی محمدی قاتلی که از مجرمین خطرناک رجایی شهر بود و ۲ فقره قتل نیز در زندان انجام داده بود .

سعید .... که در پرونده مردی که همسر خود را به عقد فرد دیگری درآورده بود و در ورامین سر دختر و پسر خود را بریده بود و هر دو اعدام شدند هم جرم و هم ردیف بود و همچنین تقی خروس و چند نفر افغانی که در یک اتاق بودیم و همه منتظر حکم اعدام بودند و دهها افغانی که حتی اعدامشان تایید شده بود که پی از رفتن من اکثریت آنها را اعدام کردند.

حالا شما تصور کنید در این سالن چه خبر است من و چند نفر امثال من از جهت رعب و وحشت ماهها در بین این افراد نگهداری می شدیم ، کسانی در این سالنها نگهداری می شوند که چیزی برای از دست دادن نداشتند. راحتتر از آن چیز که یک شخص با همسر خود هم بستر شود ، افراد را در روزهای ملاقات که درب باز بود به سالن می آوردند و مورد تجاوز قرار می دادند و یا زورگیری می کردند و هر کدام دارای شمشیرهای فلزی و تیز و یا چاقوهای بلند بودند که برای هر نوع درگیری حاضر و آماده بود.

از شب و روز خبری نبود تا خود صبح از خواب خبری نیست چون هر لحظه ممکن است شخصی را برای اعدام ببرند و پس از زدن سپیده آرامش به سالن باز می گردد که دیگر اعدامی برای آنروز وجود ندارد ، مامورین جرات نزدیک شدن در مواقع اضطراری و درگیری و تشنج را به سالن ندارند. چندین جوان و مجرم و متهم کم سن و سال در این سالن وجود دارد که شبانه روز از آنان سوء استفاده جنسی می شود و جرات حرکت ندارند و یا طوری معتادشان کرده اند که قادر به رفتن نیستند.

**** خلاصه و نتیجه ****

خلاصه و نتیجه اینکه حقا زندان قزلحصار سیسیل زندانهای ایران و مرکز اشاعه فساد و اعتیاد در سایه پست ترین مدیران و متولیان است. چه خانه ها که به دست حاکمان ناجوانمرد ویران شد و چه پدرانی که بر اثر عدم امنیت اجتماعی و اقتصادی و معیشتی و شغلی به فساد کشیده شدند و از زندانهایی مانند قزلحصار سر درآوردند و افریت فساد آنها را به کام خود کشید و خانه و کاشانه هایی را که با هزاران آرزو تشکیل داده بودند را متلاشی و ویران کرد و زن و فرزند و عزیزانشان قربانی بی کفایتی ها شدند.
باشد که دست طبیعت و عدالت همچون همیشه به اراده الهی تیزبینانه و عاقبت اندیشانه و عاقلانه ریشه فساد را بخشکاند و صلح و آرامش و سعادت و امنیت را به خانه ها ارمغان بیاورد.
به امید آنروز

این گزارش تقدیم می شود به محققین اجتماعی و تک تک منجیان پنهان و پیدای حقوق بشر در سانسور ایران و جهان که در پی ایرانی آزاد و آباد و شاد هستند.

*** شرح مشترک میان زندانهای اوین و قزلحصار و رجایی شهر ****

تبعید و تنبیه و انتقال و فساد و ارعاب و نقض حقوق بشر و توطئه و پرونده سازی و رقم زدن و طراحی مرگ فرسایشی همگی وجه مشترک زندانهای اوین ملقب به نگین زندانهای ایران و قزلحصار ملقب به سیسیل زندانهای ایران و زندان رجایی شهر ملقب به باستیل و یا ابو غریب به توان ۲ است.

پر واضح است که در این ٣ زندان مخوف که مدیران آنها با هم در ارتباط تنگاتنگ هستند و بیشتر آنها در مقاطع خاصی با هم همکار بوده اند ارتباط و سنخیت ویژه ای حاکم است.

مثلا زندانیان در زندان اوین تهدید می شوند در صورت تبعیت نکردن از اصول جاری در زندان به هر نحو و زیر هر عنوان به زندان قزلحصار و یا رجایی شهر انتقال می یابند که مهمترین این تخلفها اعتراض به وضعیت زندان و یا ارتباط با بازرسین و بازدیدکنندگان و یا درگیری است که منجر به انتقال به زندانهای فوق می شود.

البته سیستم زندانبانی و مدیریتی زندانهای ایران در مقوله تله گذاری و توطئه و پرونده سازی ید بیضایی دارند از ایجاد درگیری ساختگی تا پرونده اخلال در نظم و گذاشتن مواد مخدر در اسباب و اثاثیه و لباس زندانی و یا در مراحلی تا معتاد کردن زندانیهای مزاحم با مواد مخدر و قرصهای روان گردان و یا وادار کردن و ایجاد زمینه خودکشی و در صورت اقتضاء معدوم کردن افراد از هر راهی که بیشتر وقتها معمای این مرگها لاینحل باقی می ماند چون در اواخر شب و یا نزدیکیهای صبح ساعت ٣ و ۴ در سالنهای انفرادی کسی نیست که ببیند فردی را در انفرادی در حالی که گیج دهها قرص است و چند ده سی سی متادون خورده حلق آویز می کنند و پرونده مرگش با چند امضا و اقدام به خود کشی و مرگ بر اثر آن جمع می شود.

البته این موارد از جند سال گذشته دیگر بسیار کم در زندان اوین و پس از آن در قزلحصار رخ می دهد و امروزه مقر اصلی این سر به نیستها زندان رجایی شهر است که مدیران و متولیان زندانهای سراسر تهران افراد را برای تادیب و سلاخی شدن به آنجا می فرستند و افرادی مانند : محمد شکاری که رسوایی به بار می آورد و سالها نوامیس و زنان و دختران دربند مردم را می فروخته و به هرزگی وامی داشته می سپارند و یا رییس حفاظت اطلاعات رجایی شهر که نام وی در دل افراد و زندانیان سراسر کشور رعب و وحشت می اندازد به نام آقای خادم که تا به حال بنا به گفته ها و شنیده ها در کارنامه خود با چراغ سبزهای نامرئی صدها نفر را که به راحتی نمی شد از بین برد صدایشان را خفه کرد به راحتی معدوم کرده است.

البته در هر ٣ زندان اوین و رجایی شهر و قزلحصار وجه مشترک دیگری به نام مزدور و خود فروخته وجود دارد که به ترتیب از اوین و قزلحصار و رجایی شهر شدت آن افزوده می شود ، خود فروخته ها ی اوین و قزلحصار در حد انجام قتل نیستند ولی مزدوران متولیان رجایی شهر به راحتی افراد را نقص عضو می کنند و یا مورد تجاوز قرار می دهند و یا حتی به قتل می رسانند.

مثلا یک زندانی معترض و موی دماغ را پس از چندین دوره تنبیه به خاطر استقامت در خواسته ها و اعمال به رجایی شهر می فرستند و تلفنی محضر شریف حاج کاظم رییس زندان و آقای خادم عرض می کنند که حاج آقا فلان زندانی را فرستادیم سفارشی از او پذیرایی کنید مدتی ما را در زندان اوین اذیت کرده.

زندانی به رجایی شهر می رسد و پذیرایی از او به مقدار درجه سفارش بستگی دارد. اگر سفارش درجه ٣ باشد به بند محکومین عادی و نیمه خطرناک می فرستند و با جای بد و کمبودها او را تنبیه می کنند ، اگر سفارش درجه ۲ باشد تبعیدی تنبیهی را به بند محکومین سرقت مسلحانه و محکومین خطرناک و شرور و قرصی ها می فرستند که او را با گرفتن رخت و لباس و ساعت و انگشتر و پول و خواباندن در جای بد و چندین مورد ضرب و شتم و خذاشهای کوچک و هرازگاهی در وضعیت حاد تعرض جنسی و مقداری ریختن آب جوش بر روی دست و پا و کمرش او را تنبیه می کنند که البته خوراندن ادرار و مدفوع در مواقع سفارش توسط متولیان زندان انجام می شود و در حد ضعیفتر به ریختن آن بر روی سرو صورت اکتفاء می کنند.

اما اگر سفارش از نوع درجه یک باشد که موارد نادری در سال پیش می آید و مستقیما رییس حفاظت دورادور بر آن نظارت دارد و شخص را به سالنهای ۵ و ۱ رجایی شهر انتقال می دهند که در آن افراد منتظرین اجرای حکم اعدام و قاتلین محکوم به اعدام و دارای چندین فقره قتل در بیرون از زندان و یا حتی قاتلین مرتکب چند فقره قتل در زندان نگهداری می شوند که بیشتر آنها را با ترفندی معتاد کرده اند و برای چند گرم مواد مخدر هر کسی را به راحتی به قتل می رسانند و چیزی برای از دست دادن ندارند و این نقطه قوت برای آلت دست قرار گرفتن در راستای اهداف زندان است.

تبعیدی و تنبیهی به اتاق چنین محکومینی انتقال و به یکی از آنها خبر می دهند فلانی ۱۰ روز دیگر تاریخ اعدام و اجرای حکم توست و اولین کاری که قاتل و محکوم به اعدام انجام می دهد این است که برای اینکه یک سال دیگر زنده بماند و اعدامش به تعویق بیافتد میهمان تازه وارد و از همه جا بی خبر را سلاخی میکند و با این کار هم زندان به هدفش رسانده و هم خودش یک سال بیشتر زنده می ماند و هم اینکه با ایجاد رعب و وحشت امتیاز بیشتری در زندان بدست می آورد و زندان هم با تخلفات او کاری ندارد.

البته در برخی موارد جریانها معکوس می شود زندانیانی را که دارای شبکه و باند هستند و دارو دسته و مرید دارند و نزاع و شورش دسته جمعی به راه می اندازند در موارد بسیار استثنایی به زندان اوین و در بیشتر مواقع برای معتاد کردنشان و از بین بردنشان به صورت فرسایشی به زندان قزلحصار می فرستند که در بیش از ۹۹% موارد موفق هم می شوند و شرورهای بسیار خطرناک را در کمتر از یک سال تبدیل به مرده متحرک و متعاد بدرد نخور میک کنند که یال و کوپال ندارد که همه این نقل و انتقالها به غیر از ماهیت حقیقی در مواردی دارای ماهیت حقیقی نیست و بیشتر پرونده سازی است که متولیان زندانها با همکاری اطرافیان تدارک می بینند.

مثلا گواهی شورش و یا قصد فرار و تحریک زندانیان و یا اخلال در نظم و یا توهین به مقدسات و سران کشور و یا روحانیت و یا استعمال و خرید و فروش و نگهداری مواد مخدر که تدارک سند و مدرک و تنظیم سند برای انتقال از آب خوردن راحتتر است ومتولی و قاضی و ناظر که سند انتقال را امضا می کنند فارغ از صحت و سقم مدعای زندان سند مرگ و نابودی و تنبیه خارج از شئون قانونی را امضا میکند و جنایتی در حق شخصی به خاطر توطئه و خود خواهی رقم می خورد که کسی هم در نهایت به عوارض و پیامدهای آن پاسخگو نیست.

(( شاید افرادی تصور کنند درمورد حقایق اغراق شده ولی چنین تصوری شایسته نیست بلکه جای شرمندگی است که یکی از هزاران وقایع را آنطور که شایسته و بایسته است ننوشته ام.
شرمنده ام. پایان