|
" مدار صفر درجه " یا قتلگاه عشق |
|
نوش آفرین ارجمند |
فرصتی دست داد
توانستم به تماشای سریال تلویزیونی " مدار صفر درجه " تداوم بدهم. کار
قشنگی است، با بازی های درخشان بازیگرانش و کار گردانی بسیار استادانه آقای حسن
فتحی، که از کاردیگر و جذاب " میوه ممنوعه " اش نیز بی اطلاع نیستم.
آنچه که در " مدار صفر درجه " بیشتر توجهم را جلب کرد، عشق های نه،" نافرجام " که
اتفاقن " با فرجام " ولی خونین است. شاید آقای فتحی خواسته است بگوید که عشق ها هم
اغلب روی همین مدارند " مدار صفردرجه "، و قرار نیست که به بار مطلوب که همان
" وصال " است بنشینند
به همانگونه که در میوه ممنوعه هم دیدیم. البته در سر زمینی که سالهاست، مِهر و
ملاطفت همراه با رفاقت و دوستی ریشه کن شده است و جایش را دورنگی و دروغ در قالب "
برادر " ی کاذب و بی محتوا گرفته است. و از ادبیاتش بوسه و عشق " حتا مادرنه
اش " نیز رخت بر بسته است، انتظار شکوفائی و بار وری از عشق هائی چون :" اشمیتِ نازی
وماریای یهودی " کلی خام اندیشی است. اما آقای فتحی انصافن " وفا " را فراموش
نکرده است.، و آن را، هم در انجام " زینت الملوک و سرگرد بهروز فتاحی" می
نمایاند، و هم در پرواز همراه " سعیده و تقی "
آقای فتحی که نویسنده فیلمنامه هم هست، حتا به عشق " حبیب " و " سارا " هم
مجال پرواز نمی دهد. عشقی که در حقیقت شاه بیت غزل " مدار صفر درجه " است.
اما تعجب در سرو صدای مخالفی است که با پخش این فیلم " سریال " از سوی " اسرائیل "
به راه افتاد. اینکه اتفاقن روشنگری کاملی بود از، چگونه و چرا یهودیان در "ارض
موعود " اسکان یافتند...بسیارند کسانیکه نه " ارض موعود " شنیده بودند و
نه از
نحوه شکل گیری این کشور اطلاع داشتند، که بدین وسیله مطلع شدند که سیهونیزم " مثل
هر ایدئولوژی " چیز دیگری است و ملت به واقع کهن تاریخ یهود چیزی دیگر.
برگردیم....
گویا عشق وقتی با ناکامی، محرومیت، حرمان و بی وصالی همراه باشد " عشق " است. و
آنگاه که عشاق مدارشان " درجه " گرفت و از نقطه " صفر " دور شد، وارد چرخه " ازدواج
" می شود....و می شود یک رخداد بسیار عادی و متعارف. و فراز و نشیب های " اهل
بیتانه !! " که هیچ ربطی به " عشق " ندارد. و در این فیلم گویا قصد
نشان دادن " عشق " بوده است " اگر چه خونین " و نه رخداد های روز مره. دستشان درد
نکند.