قرار بود که
این گزارش تکان دهنده را در دو قسمت
به آگاهی شما برسانیم.
بخش اول را در شماره قبل ( شماره 73 ) منتشر کردیم.
ولی به علت طولانی بودن با اجازه شما، مانده را نیز در دو
قسمت نشر می دهیم.
--------------------------------------------------------
بخش دوم
این گزارش را گروه حقوق بشر ایران تهیه کرده است
لانه ی فساد
گزارشی مشروح از فساد، فحشا و فعالیت باندهای مافیآئی در زندان های اوین و قزلحصار
*** بازرسی ها و بازرسی در زندان ****
همانگونه که در تمام نهادها چه دولتی و غیر دولتی واحدی به نام بازرسی و نظلرت وجود دارد که نحوه عملکرد و کیفیت کارها را می سنجد زندان هم از این امر مستثنی نیست ولی شاید در سایر ماکن و نهادها واحد بازرسی در نقش بازوی قدرتمند و اجرایی آن سازمان در جهت جلوگیری از تخلفت باشد ولی در زندان اوین مافیا آنقدر است که اصلا واحد بازرسی را در بازی خود راه نمی دهد و در برخی موارد زندانی سالیان سال در زندان است ولی از وجود چنین نهاد و واحدی در زندان اصلا خبر ندارد چون عملا چنین فردی وجود ندارد و یا اصلا در امور زندان دخالت نمی کند و در صورت دخالت در کمترین زمان متوجه می شود که بود و نبود او تاثیر چندانی بر اوضاع ندارد و او هم باید همان کار را بکند که سایرین می کنند یعنی فقط مهر تاییدی بر اعمال و عملکرد سایرین بزند تا به مخالف جریان شنا کردن متهم نشود و برایش توطئه و پاپوش ندوزند تا از نان خوردن بیافتد انهم در زندانی که معلوم نیست افسار کار دست چه کسی است و هر کسی صبح زودتر بر سر کار رسید رییس آن است!!!!
پس بهتر است چشمها را بست چون کور بودن بهتر از هرگز نبودن است.
*** حفاظت و اطلاعات زندان اوین ***
حفاظت اطلاعات زندان اوین یکی از قدرتمند ترین واحد های تشکیلاتی زندان اوین است ولی بر اثر نقل و انتقال پی در پی پرسنل حفاظت و اطلاعات در زندان اوین این نهاد هم دیگر ابهت و قدرت و مدیریت غیر قابل نفوذ خود را از دست داده و نیروهای سر سخت دادستانی سابق جای خود را به مامورین شهر بانی چی دله دزد داده اند و فساد به آنجا هم نفوذ کرده است و لانه افراد منفعت اندیش و سازشکار شده که کاری جز بازرسی و سایل زندانیان و بهم ریختن اتاقها و اسبااب و اثاثیه آنان ندارند که در بیشتر موارد هم چیزی کشف نمی شود مگر اینکه توطئه ای در راه باشد و یا کسی قرار باشد از طریق مافیای زندان با کمک حفاظت و اطلاعات حذف شود .
در اصل کلی به برخی سالنها حتی ۶ ماه یکبار هم سر نمی زنند خلاصه کلام هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک!!
البته هرازگاهی در حفاظت اطلاعات تصمیماتی در مورد نقل و انتقال به زندانهای دیگر طی هماهنگی و برنامه ریزی طراحی و عملی می شود که عوارض آن انتقال افراد شرور به زندانهایی مانند قزلحصار و رجایی شهر است که با هماهنگی با حفاظت اطلاعات و متولیان زندانهای فوق فرد انتقالی را به خواسته متولیان زندان و برنامه ریزی حفاظت اطلاعات به جایی منتقل می کنند که تحت بد ترین شرایط توسط زندانیان اجیر شده شکنجه و یا حتی نقص عضو شود که این موارد در گذشته کم اتفاق نیافتاده ولی البته اینروزها دیگر با اوضاع و احوال کشور و جریانات سیاسی و اجتماعی رو به وقوع دیگر پشمی هم به کلاه آقایان حفاظت اطلاعات زندان نمانده.
شاید تا دیروز دستورات انفرادی و شکنجه و یا تجاوز و یا حتی نقص عضو و قتل در پشت دیوار های ضخیم زندان توسط حفاظت و اطلاعات صادر می شد و یا کفتارهای زندانهای رجایی شهر و قزلحصار زندانیان تبعیدی تحت اختیار حفاظت اطلاعات زندان اوین را حتی با قرار دادن شلنگ آب فشار قوی در مقعدشان روده هایشان را پاره می کردند ولی امروز دیروز نیست و فردا روز سختیست برای کسانی که در مورد اعمال دیروز و امروز خود نیاندیشیدند و چه روز سختی خواهد بود؟!!!
*** محیط ومدیریت و جو زندان اوین در یک نگاه ***
زندان اوین نگین زندانهای ایران زندانی فرمایشی و نمایشی و بمانند سیبی سرخ و زیباست که درون آنرا عفونت و کرم خوردگی فراگرفته است.
همه چیز در زندان اوین به پول و قدرت مالی ختم می شود ، کلمه تعلیم و تربیت و اصلاح در زندان اوین مفهومی ندارد ، تبعیض و بی کفایتی غوغا می کند .
بی تفاوتی در مدیران و عدم انگیزه شرافتمندانه در جهت بازگشت به جامعه در زندان و در مورد زندانیان همه چیز و همه کس را به صورت نا خوشایندی کنار هم قرار داده و ریا و فریب کاری و عوام فریبی و ظاهر سازی یکی از اصول اسلی اداره کنندگان زندان اوین است.
شعار مدیران زندان اوین این است
در اوین همه ی تخلفات آزاد است فقط به شرط اینکه نگذارید صدا از کسی درآید.؟!!
**** وضعیت زندانیان دارای مشکلات جنسی و دو جنسه ها در زندان اوین ****
در زندان اوین و حتی سایر زندانهای ایران مکانی برای نگهداری زندانیان دوجنسه وجود ندارد و در بیشتر مواقع از وضعیت آنان سوء استفاده می شود و از آنان بهره کشی جنسی و سکس می شود.
البته وجود چنین افرادی و یا حتی بیمارانی در زندان برخی زمان ها نه که مشکل ساز نیست بلکه فرو نشاننده بحرانهاست که متولیان زندان برای سرگرم کردن زندانیان خطرناک این گوشتهای قربانی را برای بهره کشی جنسی تحویل آنها می دهند که در مواردی سر منشا اشاعه بسیاری از بیماری هاست.
البته در ۲ سال گذشته دو جنسه ها در انفرادیهای اندرزگاه ۹ یا همان بند ۲۴۰ نگهداری می شوند و این افراد حق اقامت در میان افراد عادی و جمع خود را ندارند و برخی از آنها مدتهاست در وضعیت اسفباری در انفرادیها دچار بیماریهای روحی و روانی شده اند و هرازگاهی حتی در انفرادیها مورد تجاوز قرار می گیرند و در جایی هستند که تمامی محکومین اعدام را از جلوی چشمان آنها برای اعدام می برند و در زمان آزادی واقعا برخی از آنها تبدیل به دیوانگانی مجنون و از دست رفته می شوند البته مرجعیت بازداشت این افراد نداشتن جایگاه معقول در جامعه است که برایشان دردسر ساز می شود و از زندان سر در می آورند.
*** بند کارگری در زندان اوین یا استثمار مطلق ***
در زندان اوین قسمتی وجود دارد با نام کارخانجات که شامل سراجی و کفاشی و نجاری و خیاطی است.
زندانیان شاغل در این واحدهای کارگری در سالن ۲ اندرزگاه ۷ مستقر هستند که این کارگران زندانی کسانی هستند که فقط به جهت فرار از محیط زندانهای مخوف قبلی شان مانند زندان رجایی شهر و ندامتگاه کرج تقاضای انتقال به بند کارگری زندان اوین را داده اند و زندان اوین و متولیان امور کارخانجات از این ارعاب و وحشت و فرار فراریان از شکنجه و ارعاب به نفع خود استفاده می کنند و چرخه ای از برده داری و استثمار را ایجاد کرده اند که اگر می خواهی از محیط آن زندانها دور باشی و در زندان اوین زندگی کنی باید کاری کنی که با کمترین امکانات و امتیازات زندانیان شاغل در بند کارگری دستمزد ماهی ۱۰ هزار تومان تا ۶۰ هزار تومان دارند که بیشتر کارگران ساده و نیمه ماهر در ماه چیزی کمتر از ۲۰ هزار تومان می گیرند و سرکارگر و کارگر ماهر ۶۰ هزار تومان در ماه که با کسر هزینه های خدمات سالن که هفته ای ۲۵۰۰ تومان است حتی پول یک بکس سیگار هم دستمزد ماهیانه شاغلین در بند کارگری نمی شود.
البته در این میان افرادی هم هستند که تنها برای اینکه خانواده شان در بیابانهای کرج آواره راههای زندان نشوند تن به هر نوع بیگاری می دهند و با تقاضای انتقال به کارخانجات اوین از زندانهای کرج به تهران منتقل می شوند که ساعت کاری از ٣۰ / ۷ تا ۱ بعد از ظهر و از ۲ بعد از ظهر تا ساعت ۶ می باشد.
البته کار در بند کارگران و سایر بندهای کارگری که توسط زندانیان رای باز و نیمه باز اداره می شود به این راحتی هم نیست بلکه به همراه تقاضای اشتغال یک فرم ٣ برگی تعهد نامه نیز باید توسط زندانی تنظیم گردد که در آن زندانی مسئولیت تمام حوادث و مشکلات در حین کار را بر عهده بگیرد و مدعایی نسبت به زندان نداشته باشد که بارها دیده شده در بخش سراجی و نجاری زندانیان دچار نقص و یا قطع عضو شده اند و در مورد حق و حقوقشان اقدامی نشده و از ساده ترین امکانات بیمه کار محروم بوده اند که در این بین عدم استاندارد بودن تجهیزات کارگاهها و امکانات ایمنی را باید به این خطرات افزود.
تنها امتیاز این نوع زندانیان دوری از محیط زندانهای خطرناک ملاقات حضوری و حقوقی کمتر از ۲۰ هزار تومان در ماه است که خود نوعی استثمار فرصت طلبانه محسوب می شود چون این افراد از صبح تا شب جعبه های مهمات صنایع دفاعی و کفش و لباس کارکنان زندانهای سرتاسر کشور و سربازان را تولید می کنند و در قبال خدمات خود کمترین بهره را می برند.
***بررسی وضعیت زنان زندانی و زندان زنان***
اکثریت زندانها و یا بازداشتگاههای محل نگهداری زنان زندانی در سرتاسر ایران میزبان زنانی قربانی، آسیب دیده و مترود در جامعه هستند که اکثرا بر اثر آسیب های اجتماعی و نقض حقوقشان و درماندگی مورد سوء استفاده قرار گرفته و مرتکب جرم شده و سر از بیراهه در آورده و گرفتار حبس و زندان شده اند .
هر زن زندانی خصوصا در زندانهای زنان مستقر در تهران مثل اوین و رجائی شهر با مشکلات خاص و مشترک مثل تمام زندانهای ایران مواجه می شود و باید برای بقا در زندان با آنها دست و پنجه نرم کنند.
شایان ذکر است که بدانید اکثر زندانیان زن ساکن زندانهای اوین و رجائی شهر از طریق دو دادگاه ارشاد اسلامی واقع در میدان آرژانتین و دادگاه های انقلاب تهران و شهرستانهای همجوار به زندانهای اوین و رجائی شهر ارجاع انتقال داده می شود .
که اساسا در بیش از نود و پنج درصد موارد اتهامات آنان مرتبط به جرائم مواد مخدر و یا روابط نا مشروع و منافی عفت می باشد که در بین آنان زنان خیابانی و دختران فراری از حریم خانواده بیشترین درصد را تشکیل می دهند و پنج درصد باقی زندانیان زن را مجرمین و یا متهمین به قتل و سرقت و سایر اتهامات تشکیل میدهند .
البته در این بین بیشتر زنان مرتکب جرائم سنگین مثل قتل و سرقت مسلحانه و به تناسب سوابق قبلی به زندان رجائی شهر انتقال می دهند. ولی در هر حال از این نوع متهمین و مجرمین در زندان اوین هم وجود دارد.
البته در زندان اوین به طورکلی با عنایت به جمعیت حدود ششصد نفری زنان و محدودیت جا کلمه تفکیک کردن و متهمین ومجرمین مفهومی ندارد و همه مجرمین سابقه دار و بی سابقه در مخروطی ازهرج و مرج با هم نگهداری می شوند البته قوانین خاص تفکیک مافیایی در بند های زنان نیز به مانند بند های مردان نیز مراعات و مو به مو اجرا می شود که با نظارت تعدادی زندانی مزدور با عناوین وکیل بند و غیره و نظارت دورا دور و چراغ سبز متولیان زندان زندانیان را به چند دسته تقسیم و تفکیک می کند .
چرب و مایه دار ها
چرب و مایه دار ها را به سالن و اتاق های خواص و دارای امکانات و زندانیان بی بضاعت به اتاق های بی امکانات می فرستند البته در این بین چند اتاق در بند نسوان در اختیار جوانان و نوجوانان می باشد و چند اتاق هم دراختیار زنان دارای بچه می باشد ولی این دلیل تفکیک کردن با سایر زندانیان نمی باشد .
در سالنهای اندرزگاه متعلق به زنان در زندان اوین و رجائی شهر مواد مخدر غوغا می کند ، می توان گفت قدرت مافیایی مواد مخدر در بند زنان زندان اوین چند برابر قدرتمندتر از مافیای مواد مخدر در سالنها و بندهای مردان است تقریبا تمام امورمربوط به اداره سالنها و بند ها دربند نسوان همخوانی خاصی با سیستم اداره اندرزگاه و سالنهای مردان دارد ولی فقط یک چیز فرق بین این دو مجموعه است و آن این است که امکانات بندهای زنان قابل مقایسه با امکانات بندهای مردان نیست و زنان در مقایسه در عصر و هرج مطلق بسر می برند .
چون بر خلاف مردان ساکن زندان اوین که اکثرا به اتهام جرائم مالی در زندان هستند و قدرت خرج کردن و یا خرید و یا باج دادن ویا تطمیع کردن و بدست آوردن این امکانات را دارند این معقوله در بند و زندان زنان حاکم و صادق نیست چون زنان زندانی اکثرا از قشر ضعیف و مطرود و بی سرپرست و بد سرپرست و فراموش شده و رانده شده از ساختار اجتماع و خانواده است و قربانیانی هستند که حتی در مواردی از سر بی کسی و بی جا و مکانی تن به جرم و بازداشت برای آمدن به زندان می دهند و اگر این زندانیان زن دارای امکانات پول و خرج کردن و خرید امکانات در زندان بودند که برای لقمه ای نان و سر پناهی برای خوابیدن تن به هر خفت و خودفروشی و جرم نمی دادند .
امکانات مخابراتی و تلفن در بند زنان نیز باز قابل مقایسه با اندرزگاه مردان نیست و زنان و مادران علیرغم نیاز از حداقل امکانات تماس تلفنی برخوردار هستند .
یکی دیگر از کمبود ها نبود امکانات پخت و پز و شعله گاز برای رفع و رجوع کارهای مرتبط و تهیه غذا و تغذیه است علیرغم اینکه اقامتگاه زنان بیشتر به این امکانات نیاز دارند........به اندرزگاههای مردان امکانات صد در صد پخت و پز و اجاق گاز و شعله آتش ارائه می شود چون وجود این امکانات در بند زنان جز هزینه چیزی برای زندن در بر ندارد در حالیکه در اندرزگاه مردان صدها برابر امکانات در اختیار آنان از آنان هزینه دریافت می شود و حتی در همین اواخر هر از گاهی متولیان زندان وصل گاز را به تاخیر می اندازند و زندانیان مالی را تیغ می زنند ولی از این جهات هیچ وقت نمی توانند از زندانیان زن توقعی داشته باشند .
البته کمبودهای بندهای زنان به همین خلاصه نمی شود.نبود امکانات تضمین کننده بهداشت عمومی مثل پودر های رخشویی و مایع های دستشویی و صابون و امکانات متشابه که زنان را با مشکلات زیادی مواجه می سازد و با عنایت به نوع جنسیت و نیاز بیشتر زنان نسبت به مردان در مورد مراعات بهداشت جیره بهداشتی آنان در بند هم اندازه مردان است که در هر ماه نصف قوطی به میزان ۱۵۰ گرم پودر رخشویی می باشد و یک عدد صابون درجه ٣ غیر قابل استفاده .
بر خلاف مردان زندانی که تقریبا بیش از ۹۵ درصد آنان دارای ملاقات و ملاقاتی می باشند دقیقا در نقطه مقابل زنان زندانی دارای کمترین میزان ملاقاتی و واریزی وجه و ارسال مایحتاج از طریق خانواده هایشان می باشد و در این زمینه نیز مساعدت زندان برای پر کردن خلع بی ملاقات بودن کمتر از صفر است خصوصا در مورد دادن پوشاک و انواع لباسهای زیر و امکانات بهداشتی خاص به زنان بی ملاقات و بی پول و بی کس که بیماری را در بین آنها شایع می کند.
نبود امکانات و فشارهای سنگین در محل اقامت در زندان زنان اکثرا زنان زندانی را با مشکلات روحی و روانی مواجه می سازد .
پرداخت پی در پی حق اجاره ها و حق شارژها هفتگی و ماهانه در سالنها و اتاق های بند زنان هر زندانی زنی را که ملاقاتی نداشته باشد دچار مشکل می نماید و زندگی عادی را برای او حتی در زندان سخت مینماید عدم بر خورداری از غذای مناسب مشکلات جسمی را به همراه دارد فعالیت گسترده باندهای اغفال و بهره کشی در زندان که روح اصلاح ناپذیر را ترویج می دهند. عدم برخورداری از امنیت جانی از طرف مافیای پنهان و آشکار زندانها که از طریق متولیان زندان ساپورت میشوند .
که دو مورد آخر به استناد افشای راز پنج خط خودکشی گزارش شده در زندان اوین و رجائی شهر مطرح شد و پارسال افشا شد و هنوز مواردی مثل آن هرازگاهی در زندان اوین و رجائی شهر رخ می دهد و زن و یا دختر جوانی را شبکه های هدایت شده مافیایی داخل زندان به خاطر مقاومت و یا عدم همکاری در فساد با طنابی بر گردن بر لوله های حمام و دستشویی می آویزند و متولیان زندان نیز با چهار تا چاکرم و نوکرم و کمی چربی مستقیم و غیر مستقیم سیبیل آقایان ، یک گزارش پنجاه امضایی خودکشی تدارک می بینند و اصلا مهم نیست که خون یک بی گناه و درمانده و بی کس و کار پای مال شود و آخرین آن گزارش ۲۹/۶/۱٣٨۶ در مورد افشای ماهیت یکی از زنان مافیای هدایت کننده زندانیان زن و دختران زیبای زندانی به شبکه های مافیایی ترانزیت زن و دختر به کشورهای عربی در زندان رجائی شهر بود که بخاطر حاشیه دار شدن ناچارن به صفحه حوادث ایران کشیده شد. که البته اکثر این رخداد ها بر اثر بدهکار شدن زندانیان زن در زندان به افراد مافیا و سر شبکه ها رخ می دهد چون به جای اینکه متولیان زندانها به دولت هزینه های جاری زندانیان زن بپردازند گرگهای تشنه فساد حتی در داخل زندانها این کارها را می کنند .
البته این نکته نیز قابل توجه است که دختران و زنان زندانی وقتی از خانوادههای فقیر خود برای پرداخت هزینه های اقامت در زندان خسته می شوند به شبکه های مافیایی و تجارت سکس و فساد و یا در مورد کم ضررتر آن به جای رفتن به سوی اصلاح به مرتبطین و یا معشوقه های سابق خود زنگ می زنند و با دریافت مبالغی اندک خود را برای جستن آزادی پیش فروش می کنند که این مورد بر اثر درماندگی در بین زنان زندانی به شدت شایع است .
وقتی زن و یا دختری در زندان پول برای خرج کردن و خرید غذا و پوشاک و هزینه تلفن نداشت به هر عملی تن در می دهد در این مورد موارد بسیاری وجود دارد که دختران جوان و کم سن و سال در زندان زنان از طریق خانم رئیسان و زنان شرور و سابقه دار برای بهره کشی جنسی و سکسی و ارضا امیال شیطانی در اتاق های مخصوص در زندان به عنوان معشوقه و همبستر بهره کشی می شود و برای مسکوت ماندن این نوع جریان و پنهان کاری سران مافیای زندان حق الحساب سنگینی نیز پرداخت می کنند و شریان اصلی احتیاجات زندانیان را که فروشگاه است از طریق عوامل و یا دوستانشان در دست می گیرند و هدایت می کنند و افرادی هم که سد راه باشند و بی کس و کارتر از سایرین باشند یا نقص عضو و یا مجروح می کنند و یا مثل همان دخترانی که حلق آویز و پرونده خودکشی برایشان تشکیل شده و ماهیت مرگشان معلوم نشد از بین میبرند .
مافیای زندان زنان دوش به دوش متولیان زندان گام بر می دارند و بعضی موارد این همکاری نیز افشا گردیده که متشابه آن قضایای ترانزیت دختران از زندان رجائی شهر توسط رئیس سابق زندان رجائی شهر آقای حاج محمد شکاری به کشورهای عربی بوده که در آن ماجرا صدها زن و دختران جوان زیبا و نوامیس مردم از طریق تهدیدات و ارعاب به کشورهای عربی ترانزیت و در اختیار کاباره داران و هتل داران عرب قرار گرفته بود .
البته در مواردی هم مافیای بندها و سالنهای زنان در قبال دریافت امتیازاتی زنان و دختران زندانی را با قول و قرارهای خواص و محرمانه در اختیار برخی از متولیان فاسد زندان قرار می دهند .
البته این زنان و دختران قربانی به غیر از زنان و دختران زیبایی هستند که در زندانهای زنان الک و قربیل و انتخاب می شوند و در زندان پیش خرید و اغفال و آلوده و یا تطمیع و یا حتی معتاد و آلوده می شوند برای تزریق به شبکه های داخلی و خارجی که خانم رئیسهای سابقه دار و شرور در زندان به پشتوانه حمایت متولیان زندان و امکاناتی که در اختیار آنان می گذارند و درماندگی زندانیان و بی کفایتی مسئولین و متولیان قضائی و امنیتی و مدد کاری پورسانت کلانی از انتقال هر دختر و زن از زندان از طریق شماره حساب های محرمانه دریافت مینماید .
البته در بعضی از موارد کار به راحتی انجام نمی شود مثلا اگر دختر باکره ای در بند زندان باشد و مقاومت کند و قول مساعد ندهد در همکاری او را با عملیاتها و رایزنیهای خاص متولیان پشت پرده ، اذن دخول می کنند و در صورت مقاومت بیش از حد او را از طریق قرص و مواد مخدر معتاد و آلوده می کنند و اگر نشد دامن چنین موارد استثنایی را لکه دار می کنند تا راحت تر به اهداف خود برسند که توضیح این موارد پیچید گیهای خاص خود را دارد که شرح آن واقعا سخت و مشکل است .
این دار و دسته های پلید و سرطان گونه موجود در زندان زنان ایجاد بحرانهای مصنوعی زنان و دختران را وادار به تبعیت می نمایند مثلا عدم انعکاس کمبود ها و یا کیفیت بعد ازغذا و یا نبود از امکانات بهداشتی و یا اجازه ندادن مافیای زندان برای توسعه امکانات رفاهی و بهداشتی و مخابراتی در زندان زنان و یا هدایت فروشگاه ها از طریق افرادی همچون خانم ش.ج که وکیل بند منتخب مافیای زندان نیز محسوب می گردد و به اعدام محکوم شده و فکر می کند با خوش خدمتی به متولیان و مافیای زندان در روز اعدام با التماس طناب دار را از گردنش دور می کنند که امثال او در جهت کم فروشی و بد فروشی و گرانفروشی وگرسنه و بدهکار و درمانده نگه داشتن زندانیان گام بر می دارد که با چراغ سبز روئسای پشت پرده و بر اثر عدم نظارت و هرج و مرج مطلق و نبودن فریاد رس برای زندانیان حتی چند برابر گران فروشترین فروشگاههای مردان اجناس را به زنان بی سرپرست و بی پناه و درمانده و از همه جا بی خبر و پناهنده در قلب قانون می فروشند .
در زندان زنان تغذیه آنقدر ضعیف است که زنان برای بقاء جسمانی خود به هر کاری تن در می دهند ، زنان بار دار و زنان دارای بچه در زندانهای اوین و رجائی شهر آنقدر از مشکلات تغذیه ای رنج می برند که اگر مساعدت با خانواده ها و یا زندانیان دلسوز نباشد از پا در می آیند و حتی در بعضی از موارد با خوردن غذای نا چیز بچه های خود قادر به شیر دادن به نوزادان و کودکان میشود و اگر غذاهای صدقه ای و کمک و مساعدت تعدادی زن دلسوز نباشد همه آنها زیر دست و پا از بین می روند.
البته موارد ضد انسانی و ضد قانونی و نا جوانمردانه نیز در زندان زنان مثل عدم اعمال قوانین خواص زنان باردار در زندان رخ می دهد که زنان باردار در شرایط بسیار سختی در بین انبوهی از آلودگی ها و مشکلات و استرس ها آنقدر می مانند تا در زندان و در شرایط بسیار ضد انسانی فارغ شوند که در سال گذشته چندین مورد در زندان اوین رخ داده است .
زنان باردار و دارای بچه در بدترین شرایط در زندان بسر می برند که مهمترین آنان عدم رسیدگی به امور بهداشتی و درمانی به کودکان و مادران آنها ، نبود پزشک متخصص کودکان و وسایل بازی و مایحتاج ریز و درشت محافظت و نگهداری از کودک عدم تغذیه مناسب مادر و کودک ، عدم امکانات بهداشتی کافی ، چند بار مصرف کردن وسایل بهداشتی یک بار مصرف کودکان ، نبود میزان کافی شیر خشک و ویتامینهای مورد نیاز و پوشک برای بچه ها که اکثرا زندانیان خیر این امکانات را برای مصرف زندانیان می آورند .
استعمال گسترده مواد مخدر و دخانیات در محیط سالنها و بند های زنان و رواج گسترده مواد مخدر در بین زندانیان زن کم سن و سال وعدم امکانات ضد عفونی مداوم در سالنهای زنان و عدم بررسی دقیق پزشکی زندانیان جدید الورود وعدم تفکیک زندانیان دارای بیماریهای پوستی و عفونی و هپاتیت و ایدز که خود برای سایر زندانیان مشکل ساز و عذاب آور است .
فرمایشی بودن مطلق بازدید های مختصر در بندهای زنان که هر گونه دیدار بازدید کنندگان و طرح مشکلات از طریق زنان زندانی مصادف با تنبیح و رفع امتیازات و برخورد شدید است که قوانین آن از طریق متولیان زندان اعمال می شود .
امور دندان پزشکی و چشم پزشکی و نیاز به عینک طبی و نیاز به داشتن دندان مصنوعی آرزوی دست نیافتنی در زندان زنان است خصوصا اگر امکان و بودجه و هزینه آن را نداشته باشیم ، امکانات فرهنگی
و ورزشی و آموزشی در زندان زنان فقط در حد یک تور والیبال و یک توپ والیبال و چند عدد راکت و توپ تنیس روی میز خلاصه میشود و صدها کتاب از رده خارج بی مصرف و اکثرا مرتبط به مسائل شرعی و مذهبی و تاثیر و توصیف شرح و اصول عبادت در نهایت در مورد زندان زنان و زنان زندانی باید گفت بوی شرافت و کرامت و انسانیت در نبود پول در این بند ها راه به جایی نمی برد مجموعه زنان درمانده و یا به انحراف کشیده شده و یا کم گناه و بی گناه در این زندانها جمع شده اند در حالی که اکثریت مطلق آنان یا بیگناه هستند و یا به جای زندان درجاهایی مثل کمپ های اصلاح و یا تربیت و آموزش و درمان باشند و نه در لانه فساد تا بتوانند با اتکا و اعتماد به قانون و عدالت به آغوش جامعه و خانواده باز گردند .
فصل دوم
زندان قزل الحصار
قزلحصار یکی از بزرگترین زندانهای خاورمیانه است و در زمان حکومت پهلوی این زندان و چندین زندان متشابه در برنامه های دراز مدت زیر ساختی کشور برای ۱۰۰ سال آینده در نظر گرفته و ساخته شد.
ولی در حکومت اتقلابی سرعت بهره برداری از ۱ قرن به ۱ دهه تنزل پیدا کرد و حتی در برخی موارد بیش از ظرفیت تکمیلی بازدهی پیدا کرد و حتی فاز های دیگر به آن افزوده گردید و زندان همسنگی به نام ندامتگاه کرج کنارش ساخته شد و هم اکنون فراتر از ظرفیت اصلی پذیرای شهروندان زندانی است.
مدت ۴ ماه به عنوان زندانی تبعیدی در بدترین شرایط در زندان قزلحصار بهشت مافیای ایران زندگی و اقامت داشتم و حالا این مسوولیت به عهده من است که بنویسم هر آنچه را که در این مدت دیده ام و شنیده ام و تجربه کرده ام تا سندی باشد برای فرزندانمان که بدانند.
در این حلقه های گمشده اجتماعی و اماکن مجهول الحال چه بر سر فرزندان زندانی این آب و خاک می آید و چگونه فساد تدریجی و تحمیلی بمانند کاردی تیز آرام آرام تا مغز استخوان جامعه فرو می رود.
اینجا قزلحصار معروف به سیسیل زندانهای ایران است ، واقعا مرور کنیم تا بدانیم در پشت دیوارهای قطور و بلند آن چه می گذرد؟
**** مراحل ورود به زندان قزلحصار و اقامت در قرنطینه ****
حرکت به سوی قزلحصار چندین مبدا دارد یکی از مبدا ها زندان اوین و از طریق دادگاه انقلاب تهران است.
مبدا بعد از طریق دادگاههای انقلاب کرج و شهریار است.
مبدا آخر از طریق انتقال و تبعید زندانیان از زندانهای تهران و حومه به قزلحصار است. مانند زندانهای رجایی شهر و یا اوین و یا خورین ورامین و زندان کچویی
بیشتر زندانیانی که از طریق زندان اوین به زندان قزلحصار منتقل می شوند متهمین و یا مجرمین مربوط به مواد مخدر است که با چند دستگاه اتوبوس و مینی بوس به زندان قزلحصار انتقال داده می شوند . زندان قزلحصار در محدوده مهر شهر کرج قرار دارد و دیوار به دیوار زندان تازه ساز ندامتگاه کرج است که برای نگهداری مجرمین سرقتی و امثال آن تدارک دیده شده است.
از اتوبان قزوین کرج اتوبوس به طرف کمال آباد حرکت می کند و پس از چند کیلومتر برج و باروی زندان قزلحصار که دیوارهای بلند و برج دیده بانی بلند تر دارد مشخص و دیده می شود. جلو خیابان ورود به زندان قزلحصار شلوغ است و اتومبیل های کرایه ای و متعلق به خانواده زندانیان پارک شده است. خیابان مجاور دیوار اصلی زندان قزلحصار که دارای ۴ درب می باشد و ٣ درب فرعی و ۱ در ب اصلی دارد محل تردد خانواده های زندانیان می باشد که درب های فرعی از طریق زیر زمینی و تونل به محوطه ملاقات وصل می شوند و درب اصلی که به درب برقی معروف است و روبروی ساختمان دلدیاری زندان قزلحصار واقع شده که در مجاورت آن یک سوله وجود دارد که محل اصلی تردد زندانیان و ماموران بدرقه و اعزام و اتومبیل های زندان است. زندانیان در زمان انتقال با دستبند و پا بند و تدابیر شدید امنیتی به زندان قزلحصار منتقل می شوند.
مراحل بازرسی بدنی درب ورودی زندان قزلحصار فنی تر و کم برخوردتر از زندان اوین است.
در قسمت ورودی به محوطه زندان چند دستگاه مانند دستگاههای فلز یاب که در فرودگاهها نصب هستند وجود دارد که البته اهمیتی به آن داده نمی شود چون همه آنها خراب هستند.
پس از ورود به محوطه دستبند و پابند ها را باز میکنند.
از لحظه ورود صد ها نفر را می بینی که چند نفر چند نفر با دستبند به هم گره خورده اند و از سر تاسر شهرستانهای استان تهران و حومه به قزلحصار آورده اند از قاچاقچی مافیایی تا معتادان کارتن خواب و خیابانی .
بیش از ۹۰% مجرمین و متهمین و بازداشتیها متهمین اعتیاد و استعمال مواد مخدر هستند و برخی از آنها آنقدر آمده و رفته اند که تعداد سوابقشان را فراموش کرده اند.
دوباره در ورودی قرنطینه بازرسی انجام می شود ولی با تحقیر کمتری نسبت به زندان اوین و هرازگاهی ماموران از گرفتن سیگار و فندک صرف نظر می کنند و یا حداقل لباسها را پاره نمی کنند . قابل باور نیست در زندانی که مربوط به مواد مخدر نیست مانند اوین به بهانه مواد مخدر صد بلا بر سر زندانی می آورند و حالا اینجا که زندان مواد مخدریهاست اینقدر منطقی با قضیه برخورد می شود!!!
البته جمعیت و خستگی ماموران خود تاثیر گذار در امور بازرسی است چون در طی روز چند صد نفر وارد می شوند و چند صد نفر خارج می شوند و همچنین چند صد نفر به دادگاه اعزام می شوند و از دادگاه باز می گردند و همه پرسنل و کارمندان و کارکنان و افراد ریزو درشت همه از یک مسیر داخل و خارج می شوند و این حجم کاری دقت عمل را پایین می آورد و کنترل همه واقعا سخت است.
پس از مرحله بازرسی تمام زندانیان بدون استثنا برای اقامت ۲۴ تا ۷۲ ساعته به اندرزگاه ۵ یا همان قرنطینه زندان منتقل می شوند ، پیش از ورود به سالن قرنطینه تمام زندانیان در قسمت ثبت سوابق انگشت نگاری و عکس برداری می شوند و برایشان کارتکس صادر می شود ، واحد قرنطینه شامل ۴ سالن می شود که ۲ سالن در حال بهره برداری و ۲ سالن برای مواقع شلوغی و اضطراری است ، از سالنهای فعال یک سالن محل نگهداری افغانیهاست که بیشتر به اتهام اقامت غیر مجاز و جرایم سبک بازداشت می باشند و دقیقا مانند زندان اوین با هدف بهره کشی و بیگاری در قرنطینه نگهداری می شوند و سالن بعدی قرنطینه محل نگهداری سایر متهمین بازداشتی پیش از انتقال است.
جو داخلی سالنهای سوله ای شکل قرنطینه قابل باور نیست ، صدها تخت ٣ طبقه کنار هم قرار گرفته اند تعداد زیادی از این تختها فاقد پتو هستند و چوب کف تختها دیده می شود ، از همان لحظه اول استعمال و خرید و فروش مواد مخدر به طور علنی شروع می شود. تقریبا همه بازداشتیها سابقه دار و کار کشته هستند و برخلاف زندان اوین مواد مخدر بسیار ارزان است و فقط با ۲ برابر قیمت واقعی خرید و فروش می شود نه با قیمت ۲۰ برابر قیمت حقیقی که در زندان اوین خرید و فروش می شود.
کثیفترین و بدترین سرویسهای بهداشتی در سطح شهر شاید صدها برابر از سرویسهای بهداشتی قرنطینه تمیز تر باشند.
در هر سالن ۵ توالت وجود دارد که فقط ۴ تای آن کار می کند و آب دارد که آنقدر آشغال و خاک و کثافت در آن وجود دارد که باور کردنی نیست ، از حمام که به طور مطلق در قرنطینه خبری نیست و در ته سالن یک اتاقک به نام فروشگاه وجود دارد که فقط بیسکویت و آبمیوه و سیگار می فروشد ، حتی امکان ندارد شلوغ ترین ترمینالهای مسافربری اینقدر شلوغ باشند معنی واقعی هرج و مرج متغلق به قرنطینه قزلحصار است ، مافیای زیر زمینی قرنطینه از طریق افغانیهای قابل اعتماد اداره می شود و آنها زحمت خرید و فروش و نقل و انتقال وجوه مواد مخدر را می کشند ، از هوش رفتن و غش کردن و یا تشنج کردن و استفراغ کردن عادی ترین اتفاقی است که در قرنطینه رخ می دهد.
از دکتر و درمان و بهداری به طور مطلق خبری نیست مگر اینکه کسی یا به مرحله مرگ برسد و یا بمیرد تا به سردخانه بهداری ببرند. مردن در زندان قزلحصار عادی ترین و قابل قبولترین اتفاقی است که در آن می افتد و به قولی کک کسی هم نمی گزد ، تهویه مطبوع هوا و بهداشت و درمان و نظارت آنقدر ضعیف است که مامورین وارد محوطه نگهداری زندانیان نمی شوند و سنگینی هوا و دود سیگار صدها نفر که همزمان سیگار می کشند در مواردی باعث می شود که افراد دچار مشکل تنفسی و بیهوشی و تهوع شوند ، غذای قرنطینه خلاصه می شود در هر نفر تکه ای نان و پنیر که باید خورد و تحمل کنند تا به اندرزگاههای اصلی منتقل شوند.
البته در قرنطینه همه مشکلات بهداشتی و غذا و هوا و آلودگیهای گوناگون یک طرف و آزادی معتادان محکوم شده به زیر ٣۰۰ هزار تومان یکطرف . هر شب چیزی در حدود ۵۰۰ الی ۷۰۰ نفر به قرنطینه وارد می شوند و بیش از نصف آنها در همان شب اول آزاد می شوند.
حالا شما حساب کنید تقریبا ۹۰% آزاد شدگان معتادانی هستند که بنا به دلایل و انگیزه های نامعلوم دستگیر و پرونده سازی شده و محاکمه و به جریمه و شلاق محکوم می شوند و طی ۲۴ ساعت و در برخی موارد فقط با خوردن یک عدد شلاق آزاد می شوند و در این عملکرد چه خیر و صلاحی وجود دارد کسی نمی داند.
این افراد امان همه را از زندانی تا ماموران می
برند . حالا شما حساب کنید که این حجم معتاد و کارتن خواب که اکثرا حتی یک ریال
درجیب برای بازگشت به محل اقامت خود خصوصا به تهران ندارند ساعت ۹ تا ۱۱ شب با خانه
ها و شهرکها و اتومبیل های سر راه چه می کنند. بله آقایان درست مانند آفت حمله
ملخها هر چه بر سر راهشان باشد نابود می کنند چون مددکاری وجود ندارد که با این همه
بودجه و درآمدهای گوناگون و مصادره اموالها و اخذ جریمه های میلیاردی توسط دادگاه
انقلاب فقط و فقط نفری ۵۰۰ تومان به آقایان از جهت بازگشت به تهران بپردازند و به
خاطر نپرداختن همین مبالغ کم خیلی ها اموال خود را از دست می دهند از موتور سیکلت و
ماشین و لباس روی بند تا کفش های داخل راهروی آپارتمان و اتومبیل و لوازم داخل
خودرو که به سرقت می رود در حالی که خرج راه طبق قانون برای زندانی تعریف شده است.
***************************************پایان
قسمت دوم. مانده در شماره بعدی شماره 75
***************