
|
پاسخی کوتاه در مورد: |
|
چرا " حتی " و نه " حتا " |
|
محمود صفریان |
ما
طی چندین نوشته، اشاره ای به پاره ای پیرایش های عملی در زبان نوشتاری فارسی داشنه
ایم و در گذرگاه نیز اجرا کرده ایم. و تکیه ما روی مواردی
محدود و عملی بوده است. اجرای این موارد بهیچ وجه نیازی به جلسات فرهنگستان ندارد.
نشست هائی که به درستی معلوم نیست اعضایش چه کسانی هستند، و در چه زمان هائی جلساتی
مفید و عملی دارد.
ما گفته ایم: اگر بهنگام حرف زدن و خواندن می گوئیم " حتا "، چرا باید بنویسیم "
حتی " ؟ خلاف گفته ایم؟
درئی میلی ، آمده بود:
" در اینصورت، تکلیف غزل های " حافظ " و حماسه های شاهنامه " فردوسی " چه می
شود؟
ما به واقع متوجه نشدیم " حتی " چه حکمتی دارد که " حتا " عاری از آن است؟ و
اگر جا عوض کردند، چرا دیگر نمی شود غزل های حافظ را خواند و لذت برد، و یا شاهنامه
را؟ مگر نه این است، که هر جا " حتی " نوشته شده
باید
خوانده شود " حتا "، ابن کجایش مغابرتی با خواندن شاهنامه و غزلیات حافظ دارد؟
یا اگر به جای " مرتضی " نوشتیم " مرتضا " و بجای " کبری - کبرا و ...چه عمل خلافی
انجام می شود؟ مگر نه سالهاست دیگر نمی نویسیم " طهران "
چه لطمه ای به این شهر خورده است؟ و با نوشتن " تهران "
چگونه ممکن است آن را با مثلن " شیراز " یا " اردبیل " اشتباه کنند!
و چرا باید به تریج قبای، استادی، پیشکسوتی، محققی، یا صاحب نامی بر بخورد؟ که از
موقعیت توجه به حرف هایش و درج نوشته هایش " که از نظر احترام صورت می گیرد " در
حقیقت سو استفاده کند؟ و وامصیبتا راه بی اندازد که بشتابید دارند " حتی " را " حتا
" و " مرتضا و کبرا " را به جان " مرتضی و کبری " می اندازند.
ما که می کوئیم و می خوانیم:
اولن - مثلن - قبلن - چرا باید بنویسیم اولا - مثلا - قبلا ؟ ضمن اینکه صحیح نوشتن
" تنوین " کار برد ( " ) بر بالای آن است، که یا در " کیبورد " ها وجود ندارد و یا
مورد استفاده قرار نمی گیرد.
ما در همین محدوده داریم عمل می کنیم. این دیگر این همه حرف و نقل ندارد. " که
اگر هم داشته باشد، چون با هدف ما در گذرگاه نمی خواند اعتنائی نداشته و نخواهیم
داشت "
ما در نوشته های خود اشاراتی نیز به وجود چهار نوع صدای " ز -
Z " ( ذ - ز - ض - ظ ) نیز داشته ایم و گفته ایم که کاش
فکری به حالشان می کردند. و ملاحظ می فرمائید که، اجرا نکرده ایم.
امید واریم این توضیح مختصر معترضین را متوجه چرائی کار برد آن از سوی ما " گذرگاه
" کرده باشد. با هم باشیم