دکتر
پرویز ناتل خانلری
بزرگ مرد
ادبیات و فرهنگ پارسی
در این شماره " گذرگاه " از
ادیب، نویسنده، شاعر، روزنامه نگار، استاد دانشگاه، و انسان فرهیخته ای صحبت می
کنیم که به راستی بر گردن ِ بخصوص
نثر فارسی حقی به سزا دارد.
یکی از صد ها خدمت ارزنده این راد مرد، نشر مجله وزین و پُر محتوای " سخن " است، که
طی سالیان دراز، دست به قلم های زیادی را در دامن خود پروراند، یا به آن ها بال
پرواز داد.
" سخن "، که بی شک در تاریخ ادبیات بعد از مشروطه، درخششی چشمگیر داشت، جایگاه
رفیعی بود که در زمینه ی نثر و نظم و نقد، حرف اول را می زد. و وجود دکتر خانلری
بعنوان سردبیر، آن را به چراغ سخندانی و معرفت تبدیل کرده بود.
بسیار مختصر، به شناسائی مجدد او از دیدگاه زنده یاد " نادر نادرپور " می پردازیم.
یاد هردوی این عزیزان، ماندگار و دائمی باد.
********
|
خانلری و نثر جدید دبیری |
|
نادر نادرپور |
هنوز شیپور انقلاب
مشروطیت ایران نغریده بود که دگرگونی شگرفی در نثر پارسی آغاز شد. چند شیوه پدید
آمد که نثر "
داستانی
" و "
مطبوعاتی " و
" دبیری
" را از میان آن شیوه ها بر می توان شمرد.
جای سخن گفتن از انواع دو گانه نثر داستانی و مطبوعاطی در اینجا نیست، تنها به ذکر
این نکته بس باید که نوع نخستین را "
میرزا حبیب اصفهانی
" در
ترجمه "
حاجی بابا
" پایه گذاشت و "
جمال زاده
" در مجموعه ی "
یکی بود، یکی نبود
" به تعقیب و تکمیلش
پرداخت، و نوع دوم را "
دهخدا
" پدید آورد و
به دست روزنامه نگاران بعد از مشروطه سپرد.
اما نثر جدید دبیری که ویژه نگاشتن خطابه ها و مقاله ها و پژوهش هاست اول از قلم
دولت مردی چون "
قائم مقام فراهانی
" تراوید وسپس به همت دولتمردان دیگری چون "
فرهاد میرزا معتمد
" ، "
میرزا علیخان امین
الدوله " و "
میرزا حسنعلی خان
امیر نظام گروسی "
پرورش یافت و سر انجام به
گروهی از دانشوران رسید که در شمار نخستین استادان دانشکده ادبیات تهران بودند.
از میان این گروه شادروانان "
احمد بهنیا
"، "
سعید نفیسی "
و "
بدیع الزمان
فرورانفر" جلوه ای
فزون تر یافتند و مکتب
" نثر
دانشگاهی "
را بنیاد
گذاشتند.
نثر اینان چند ویژگی داشت که از آنجمله، یکی پیراستکی عبارات در تلفظ معنا
بود ". و به کلام رساتر:
نویسنده می کوشید تا اندیشه خود را چنان ساده بیان کند که
عبارات او از هر
گونه پیچش و پیرایه ای دور بماند،
و بجای زیور های بیهوده لفظی، از استحکام " دستوری " بهره داشته باشد. به همین سبب
بود که
نثر مسجّع قائم مقام،
اندکی پیش از انقلاب مشروطه، جای به نثر روان "
امین الدوله
" سپرد و
در آغاز دوران "
پهلوی
" ازقلم "
بهنیا
" و "
نفیسی
" جوشید و بی آنکه با زبان کوچه در آمیزد،
سادگی و استواری را
بهم پیوند داد
و به یاری ذوق سلیم
که در جابجا کردن اجزا جمله نمایان بود، جلوه ای دیگر گرفت. و فی المثل عبارت: "
باید به حال وطن
گریه کرد " را به
عبارت "
بر حال وطن باید
گریست "
مبدل کرد.
"
دکتر پرویز ناتل
خانلری " پرورده
مکتب دانشگاهی و وارث بلا فصل سه تنی است که در میان بنیاد گذاران آن مکتب به
نامشان اشاره کردم.
خود او، تاثیر شیوه ی " بهمنیار " را در نثر خویش بیش از دیگران می بیند و حق دارد.
اما به گمان من، خانلری با وجود نکته آموزی هائی که از استادان داشته، در نثرش دو
عنصر: " سلدگی " و " استواری " در آمیخته و شیوه نگارش او را از سوی عنصر نخستین،
به سیاق زبان محاوره ای و از سوی عنصر دوم، به نوشته های کهن پارسی نزدیک کرده است.
اما عنصر سوم، زیبائی واژه ها و اسلوب ترکیب آن هاست، که این نثر را به سطح یک اثر
هنری می رساند، و شیوه نگارش خانلری را از دیگران ممتاز می کند. گواه این مدعا
مجموعه آثار منثور اوست که از سر مقاله های " سخن " و کتاب های تحقیقی او در
عروض و زبان شناسی آغاز می شود و به ترجمه داستانی چون " تریستا و ایزوت " می
انجامد.
در هر حال اگر خانلری بنیاد گذار نثر جدید دبیری نباشد، بی گمان موثر ترین
نویسنده این شیوه است، و تمام کسانی که در دو نسل متوالی بدین شیوه قلم زده اند
بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم از او تاثیر پذیرفته اند. به عبارت دیگر، یا نفوذ
ادبی او را بی چون چرا در سبک نگارش خود پذیرا شدند ویا اگر در برابر آن مقاومت
کرده اند، نا خواسته بر قوتش گواهی داده اند.
اگر روزی غبار اغراض سیاسی فرو نشیند، خانلری را به سبب تاثیری که در دگرگون کردن
ادب معاصر فارسی داشته است، همراه دهخدا، و ایرج و هدایت و نیما ، نام خواهند
برد.