دکترمحمد رضا پوریان د ستگاه طنز است! یک چیز ساده و پیش پا افتاده
به او بدهید و از طرف دیگر طنز شیرین تحویل بگیرید.
پوریان مرا به یاد پرویز شاپور می اندازد، او وقتی به چیزی پیله می کرد،
تا شیره اش را نمی کشید ول نمی کرد. پوریان هم همین وضعیت را دارد، ولی
گسترده تر.
وقتی او به شما خیره می شود، مواظب خودتان باشید، ممکن است چیز جالبی
در وجود شما کشف کرده باشی.
پوریان در طنز دقت یک پزشک را دارد، خوب تشریح می کند و خوب هم
به نتیجه می رسد.
عمران صلاحی
----------------------------------------------------------------

 

از: زنگوله های غربت
بخش گفت و شنود های دوبیتی
-----------------------------
دکتر محمد رضا پوریان

گفتم: بی تو به مقصد نمی رسم
پرسید: مگر مقصدت کجاست، ناکس؟

گفتم: در آفرینش، زن شاهکار خداست.
گفت: یا معنی شاهکار را نمی دانی یا خدانشناسی

اولی: می بخشی پشتم به شماست
دومی: خواهش می کنم ، شما باید ببخشید!!

پرسیدم: چرا بعضی ها زیاد آرایش می کنند؟
گفت: شاید احتیاج دارند.

اولی: می بخشید دیر زنگ زدم. تنها هستی؟
دومی: خواهش می کنم. کسی نیست، همسرم هست.

اولی: مردم داروهائی را که مصرف می کنند، از عوارض جانبی آن ها بی خبرند.
دومی: درست مثل جریان ازدواج!

اولی: در حیوانات جنس مذکر زیباتر از مونث است.
دومی: اگر آرایش نبود، در مورد انسان هم صدق می کرد.

پرسیدم: با درد آشنا هستی؟
گفت: بله متاهل هستم

پرسیدم: از خدا چه می خواهی؟
گفت: مرا از شر " دوستان! " حفظ کند

پرسید: زن مو سیاه خوبست یا زن مو بلوند؟
گفت: اگر اولی را داری، دومی بهتر است.

پرسید: خطرناک ترین دشمن تو کیست؟
گفت: دوست!

اولی : چرا دوست داری دلبرت مثل ماه باشد؟
دومی: که شب بیاید و روز هم تشریف ببرد.