مدایح    با  صله!!

صفیه ناظر زاده 

تجاوز وقتی به " عنف " است که تجاوز شده به زور و جبر وادار شده باشد. اما آنجا که نه تنها جبری در کار نباشد، بلکه از متجاوز! دعوت هم بشود که منت گداشته، بهر شکلی که دلش می خواهد کارش!! را انجام دهد، دیگر " عنفی " در کار نیست. و چنین است حال و روز دریوزه گران بارگاه خلفای ولایتی.
به همانگونه که میدان داری و تاختن به تاریکی، و رو در رو حلقوم استبداد و زور و تباهی و نامردمی و ناکسی را فشردن و با آن ها در افتادن و حتا جان باختن، کار قلم به دستان
شجاع و تازنده  بوده است. که وجودشان شهاب های نور تاریخ کشورمان است. به پای بوسی متجاوز رفتن و در برابرش چون بید لرزیدن و برای آسودن در ساحل امن، مجیزشان را گفتن، چیزی جز دعوت رسمی از " متجاوز" برای " تجاوز"  نیست.    و چنین است حال و روز تعدادی از قلم به مزدان. بخصوص آن هائی که سال ها در برون کباده کاذب کشیده اند و حالا شده اند مداحان خلفای ولایتی، و با چه ولعی صله های ناچیزی را که چون استخوان به سویشان پرتاب می شود پذ یرا می شوند و فرش قرمز در مسیر تجاوزشان می گسترانند، و بانی قوام و دوام بیشترشان می شوند. و دانه های عرق را " عرق شرم را " چون تاول آبله بر قامت مقدس قلم می نشانند.
روشنفکرانی! که باب ادبیات عاشورائی را در بارگاه جهل گسترده اند و یا آنهائی که نمایشنامه های خود را به آنها پیشکش می کنند، و با انواع ترفند ها، دانش بالنده را به پای بی
دانشان فربانی می کنند، رونق گران بازار کساد بی کسی آنها می شوند. و گروهی عامی را نقاب فضل می زنند و سیاه بازی بی اصالتی را به راه می اندازند.   ننگشان باد.