|
یک اشاره دیگر |
|
امیر هوشنگ برزگر |
در شماره قبل گذرگا ه داستان بسیار کوتاهی منتشر شده بود، که در حقیقت، از
گفته های رایج بین مردم است.
داستان: " این نه، آن "
ولی چقدر واصح و روشن، نشانگر وزارت بیکار ارشاد!! است.
اگر بی خودی و بی پایه و مضحک به پروپای این و آن نپیچد، از کجا بفهمند که متصدی "
آب ریزگاه " هستند.
من نیز نوشته کوتاهی داشتم " در همان شماره " با عنوان:
" دولت خدمتگذار!! – تشویش افکار عمومی "
که اشاره ای بود به، پیچیدن آن وزارت خانه به پرو پای " رادیو جوان ":
همین جا، بگویم که من حتا یکبارهم به این رادیو گوش نداده ام و نمی دانم که در چه
سیاقی ست. قصدم رو کردن دست وزدارتخانه ایست که به قول همکارم:
" وزرارتخانه ایست زائد و بایستی
بر چیده شود. "
و حالا شاهد از غیب آمد، و سایت " خودی، باز تاب "
گناهان کبیره ای!! که وزارت سانسور را وادار به سرو صدا کرده است و باعث شده که
برای " خود شیرین نک " پای دولت بیعرضه را به عنوان " دولت خد متگذار!!"
میان بکشد بر شمرده. " واقعن خنده تان نمی گبرد؟ "
==========================
باز تاب می گوید:
( " چرا گوجه کیلویی 2500 تومان است؟
آدرس میوه فروش محل شما کجاست؟
چرا ساعت نباید تغییر کند؟
چرا برخی اشتباهات خودشان را مونتاژ میدانند؟
چرا نام مفسدان اقتصادی اعلام نمیشود؟
چرا بنزین باید گران شود؟
چرا سد سیوند آبگیری شد؟
ما به مثنوی جلا دادیم! طعم خوبی به سفرهها دادیم!
چرا برای سال مولانا هیچ کاری نمیکنیم که هیچ، تازه خط قرمز هم میدانیم؟!
چرا؟
چرا؟
چرا؟
آیا ما شنیده می شویم؟
آیا ما ضبط می شویم؟
سلام علیکم، حال شما خوبه، اوضاع بر وفق مراد است؟
آیا ما به 100 می رسیم؟
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اینها اسناد جنایت رادیویی به نام «جوان» است )
و این است وزارت زائد ارشاد!!!