آخرین اشاره و پایان این بحث

امیرهوشنگ برزگر

 

نویسنده محترم و تلاشگر رسانه ی" هنوز" در پاسخ ، نه نقد، که اظهار نظر من، در مورد کتاب: " چهار درد " آقای منیرالدین بیرونی، که نیمی از جایزه بنیاد گلشیری را در یافت کرده است، می نویسد:
"
من نمی دانم آنچه حذف شده چه نقش و تاثیری در رمان " چهار درد " داشته است. و نویسنده چگونه توانسته با این همه حذف کنار بیاید، و رمانش را جمع و جور کند. اما این را می دانم که حذف ناگزیر به گونه ای نیست که اثر را ارتقا دهد، و حتمن از ارزش آن کاسته است. "
خب من هم دقیقن همین را از داوران جایزه گلشیری می پرسم که:
 چگونه است ویا در حقیقت چقدر باید " قحط الرمان!! " باشیم که کتابی با این همه سانسوررا بهترین بدانیم؟
و در جای دیگراظهار نظر می کنند:
"
....به عبارت دیگر پیشهاد منتقد " یعنی من "، این است که چون ظلمی از سوی ارشاد! در حق منیرالدین بیرونی اعمال شده است، ما نیز ظلم را مضاعف کنیم، و او را از گرفتن هر نوع جایزه ای محروم کنیم "
من نگفته ام " هرنوع جایزه ای " چون به واقع معتقد هستم که جایزه تمکین از وزارت ارشاد!، بایستی به ایشان داده شود .
آیا باید، به نویسنده ای که مورد ظلم وزارت ارشاد! قرار گرفته ا ست، " حتا اگر واجد شرایط نباشد " جایزه بهترین رمان داده شود، تا مورد " ظلم مضاعف " قرار نگیرد؟
آیا می توان به دونده ای که در حین مسابقه عضلات پایش می گیرد و نمی تواند هم پای دیگران بدود و بدین ترتیب به او به نوعی ظلم می شود، مدال داد تا مورد " ظلم مضاعف " قرار نگیرد؟

دستان پرمهرتان را صمیمانه می فشارم. شاد و بهروز باشید.