مرگ مشکوک،ناصر عبدالهی، خواننده جوان موسیقی پاپ

 نوش آفرین ارجمند


 “ سرا پا اگر زرد و پژمرده ام
ولی  دل به پائیز  نسپرده ام
چو  گلدان خالی لب  پنجره
پر از خاطرات ترک  خورده ام “
......از ترانه هایش

 

او را که فقط سی و شش سال داشت با تنی پر از کبودی در حال اغما به بیمارستان می برند.
عنوان می کنند که به خاطر نارسائی کلیه ضربه مغزی! خورده است. می بینند در این صورت بایستی به دنبال پرتقال فروش گشت. حرف بر می گردانند، و می گویند، به علت مصرف قرص! گیج می شود و می خورد زمین و خب،  ضربه مغزی میآید سراغش  بی توجه به کبودی های جای جای بدنش. ضمن اینکه یکی از همکاران نزدیکش
می گوید:

" او اهل هیچگونه دود و دمی نبود و به قرص هم اعتیاد نداشت. "

آقای " امید وار رضائی " رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس نیز در این مورد می کوید:

" علت به کما رفتن " آقای ناصر عبدالهی "  ضربه وارده به سرش و زمین خوردن بخاطر این ضربه است، و هیچگونه ارتباطی به نارسائی کلیه نداشته است "

" ناصریا " یکی از بهترین کارهای اوست . به همین خاطر نام گروه پاپ او نیز " ناصریا " بود.
اهل " بندر عباس " بود، ولی توسعه کارش را به تهران کشانده بود.
متاهل بود، سه فرزند دارد، و به آن ها عشق می ورزید به همانگونه که به زندگی.

باید مواظب باشی " گویا او نبود "، در جائی که همه گلیم ها کوتاه است پایت دراز تر نشود، و گر نه با بدن کبود و در حال اغما به بیمارستانی می روی که از در دیگرش تمام شده ات را بیرون می آورند.

این کار در آن سرزمین مقرون به سابقه است.