نشسته در ساحل ها، نامه ایست از ایران که از ما خواسته است:
"...یا آن را منتشر نکنید، یا بدون کمیرین دستکاری باشد..."
دخالت ما فقط در حد تنظیم برای انتشار است.
بسیار خوشحالیم که بالاخره شما تواتسته اید از سد فیلتر بگذرید
و  گذرگاه را  باز کنید....از ادامه تماس شما استقبال می کنیم.
از ما قبول کنید که ما نیز در ساحل ننشسته ایم، و اگر هم  کنار
 گودیم ، می گوئیم حالا که نمی توانید لنگش کنید، دیگر کوچکی
نکنید و برای کسب پروانه نشر به هر سلاخی اثر خود تن ندهید.

.

نشسته در ساحل ها

 کامران مرادی

من در ایران هستم و سایت گذرگاه را با اینکه فیلتر شده است به مدد فیلتر شکن گه گاه می بینم.
این سایت را و تنوع مطالبش را، و نحوه تنظیم و راحتی دسترسی به مقالات آن را دوست دارم، و حضورش را و تداوم بودنش را لازم می دانم...کاش فیلتر نبود.
مزاحم شده ام که بگویم، نقد هایتان تند است، و گاه یکطرفه به قاضی می روید. مدتهاست که بی توجه به جو موجود، ( چون از دور دستی بر آتش دارید )، عین کنار گود نشسته ها، صحبت می کنید.
من هم همچون شما، ار بیداد سانسور به شدت ناراحتم، و کاملن از تجاوز به متون کتابهای بخصوص داستانی آگاهم، ولی به راستی  نمی توان کاری کرد. شما چاره کار را در عدم مراجعه برای کسب اجازه نشر دانسته اید، و قاطعن به نویسندگان نه توصیه که دستور می دهید به وزارت سانسور( نامی که به ارشاد داده اید.) مراجعه نکنند، و بدین ترتیب می خواهید که نشر کتاب متوقف شود. خب این همان چیزی است که این ها می خواهند. اگر چنین اعتصابی! حتا  ذره ای می توانست مفید واقع شود حرفی نبود. شما اساتید نشسته در ساحل ها، با اعصاب راحت از آن طرف آب بی توجه به اوضاع درون، فتوا می دهید. اگر فیلتر نبودید و همه دست اندر کاران می توانستد
از نظر شما آگاه شوند بهتر می توانستیم موضوع را بررسی کنیم.
توصیه می کنم در نقد های خود ملایم تر و دوستانه تر بنویسید. نا گفته نگذارم، از اینکه گذرگاه شما در زمینه نقد ( که کمبودش کاملن احساس می شود ) فعال است خوشحالم، ولی بهتر است با توجه به امکان نقد شونده و بخصوص موقعیت مکانی او باشد.
 با آرزوی فضائی باز. کامران

گذرگاه: با سپاسی مجدد، در فرصتی دیگر در این مورد بیشتر می نویسیم.