در آستانه شش سالگی گذرگاه

وقتی شروع کردیم تنها بودیم. ولی سرشار از شوق، و امیدوار به پایان سیاهی، تاریکی و خفقان، و می خواستیم که همگام با ادبیاتمان باشیم. شاهد بودیم که دارند آن را همچون گوسفند قربانی به سلاخی می کشند...می خواستیم که با یاری های شما مفری برای فریاد
باشیم.

یارانی به نجات تنهائی ما آمدند، دریچه امکانات اینترنت را در حد وسع و امکانمان گشودیم، و تا توانستیم از نارسائی ها از سانسور و حتا از آن هائی که با سانسور کنار آمده اند گفتیم. متاسفانه وقتی دست گلو گیر جور و ستم  هر روز قدرت بیشتری می گیرد از تعداد
  ایستا ئیان! کم می شود، تحلیل می روند و در روند ظلم آب می شوند، و از هم می پاشند. و با توجیه خود، می روند به سوی سکون و آرامش. آسته رفتن و آمدن را پیشه می کنند، و دور از شتر! می خوابند تا خواب آشفته نبینند. ترس جان و غم نان، رام و قانع و راضی و ساکتشان می کند، و توجه ندارند که:
اظهار عجز، پیش ستمگر....همچون اشک کباب باعث طغیان آتش می شود.
حالا در آستانه ششمین سال فعالیت می بینیم که ادبیات ( بخصوص داستانی ) ما، زیر دست و پای سانسور دارد ار نفس می افتد. و بسیاری که قرار بود یار شاطر ( ما ) باشند، شده اند بار خاطر.

تاریکی و جور، زور و ظلم، فشار و سانسور، دارد ایستا می شود، دارد دیوار های چهار دیواری ما را می سازد. و کم کم دارد یادمان می رود که دنیای دیگری هم هست. دنیای نور و آزادی، دنیای زیبنده شخصیت ما.
چاره ای نداریم، اگر می خواهیم بمانیم، باید با کار برد همه امکانات دیده و نا دیده، سپری مقاوم بسازیم. حتا اگر لازم باشد به ادبیات زیر زمینی، به نشر آثارمان به دور از دیده و دسترسی وزارت سانسور اقدام کنیم. باید از همه ی جوانب تکنولوژی موجود بهره بگیریم.
رام و تسلیم که باشی چوب بالا رفته پائین می آید و جمجمه را خرد می کند، باید یاد بگیریم که دست هایمان را تکان بدهیم، و آن ها را حائل سر کنیم.

ما در گذرگاه، در حد امکانمان همراه شما هستیم. هر چند در آن سر زمین نفرین شده، ممنوع از حضوریم.  ولی هم هزاران نوع فیلتر شکن ( باطل السحر ) هست، و هم در پهنه گسترده گیتی، حضوری فعال داریم. و هم رسانه های ستبر تر و رساتر از ما هستند که شما را یاری خواهند کرد.
تاراجگران متون ادبی، شکنندگان قلم، و مامورین خفه کردن صدا های بر خاسته از هویت ایرانی، نابودی ما را می خواهند. باید به فکر باشیم و نگذاریم آب از سر بگذرد.
ماشش سال است که در این مسیر، در این گذرگاه گام بر می داریم.