|
عالیجناب
مولانا |
اینک آن جوئی که چرخ
سبز را گردان کند
اینک آن روئی که ماه و زهره را حیران
کند
اینک آن چوگان
سلطانی که در میدان روح
هر یکی گو را به وحدت سالک میدان کند
اینک آن نوحی که لوح معرفت
کشتی اوست
هر که در کشتیش ناید غرق ی طوفان کند
هر که از وی خرقه
یابد بر کشد خرقه فلک
هر که از وی لقمه یابد حکمتش
لقمان کند
این سخن آبی است از دریای
بی پایان عشق
تا جهان را آب بخشد جسم ها
را جان کند
گر به فقر و
صدق پیش آئی به راه عاشقان
شمس تبریزی تو را هم صحبت مردان کند