|
کافکا و روشنفکران ما |
|
علی میر عطائی |
عشق و پیله به خارجی در ذات بعضی از روشنفکران ما، بد جوری لانه
دارد. و اصولن ما رابطه بهتری با خارجی ها داریم تا با خودی ها.
پیرو همین کشش! برای بیشتر ما، با یک خارجی دوست بودن و رابطه داشتن یک پز و افاده
است. در حرمت گذاری به آن ها گاه به مرز
دست پاچگی می رسیم.
اولین کشوری که سالها در آن زندگی کردم اسپانیا است. و در همین کشور بود که در
یافتم خارجی ها از هر نوعش برایشان دست دوم هستند، و بدانگونه که ما در ایران
برایشان غش و رسه می رفتیم ( می رویم ) نیستند.
و پس از آن، در زندگی دربدری و آوارگی و در ادامه کوچ در سایر کشور ها نیز، همین
منش را شاهد بودم. در تمامی این کشور ها بسیار نادر و کم دیدم که از هنر مندی
خارجی، اعم از موسیقی دان یا نویسنده، نقاش یا پیکر تراش بیش از متعارف صحبت
کنند. ولی در ایران ( یا در بین ایرانی های روشنفکر ) ملاحظه بفرمائید
که ( بطور مثال ) تا چه حد از :کافکا می نویسند.
تولد،و زندگی کافکا.
زندگی و مرگ کافکا
بیگانگی در آثار کافکا
کافکا و آثارش
کافکا در زبان فارسی
کافکا و مسخ
تاثیر کافکا بر صادق هدایت
بوف کور و مسخ
نامه های کافکا
کافکا و نا کامی در عشق
.....
و ده ها تیتر و مطلب دیگر، با پسوند یا پیشوند کافکا. در حدی که آدم
واقعن حالش یک جور هائی می شود. در حالیکه وقتی " سوژه "
نداریم، هیچ اجباری در کار نیست که باز برویم سراغ کافکا " و اصولن دست به
قلم بشویم "
یک موقع در ایران، ( آن وقت ها را می گویم، حالا که به هیچ صراطی
مستقیم نیست )، باز بطور مثال:
هو شنگ نهاوندی، رئیس دانشگاه پهلوی شیراز بود. از آنجا که رفت، شد رئیس دانشکاه
تهران، و به دنبال آن سر از رئیس دفتری شهبانو فرح درآورد.
دوستی داشتم ( یادش به خیر ) تحصیلکرده، به واقع با سواد، مدیر و مدبر و بسیار با
شعور. یک روز در جمع دوستان به مزاح گفت:
" اینها! نمی خواهند متوجه بشوند که مملکت نبایستی به قول فرنگی ها
One Man Show باشد. نمی خواهند از من هم استفاده بکنند؟
اساتید محترم نمی خواهید دست از سر کافکا بر دارید و توجه داشته باشید که از
او مهمتر هم هست. بهتر نیست یک مدت:
کافکا بس! بدهید. چون دیگر تعداد مو های سر او را هم می دانیم، نگفته نمانده
است!!