انسان امروز در وضعیتی قرار دارد که هجوم داده ها هر لحظه او را به همزیستی با فرهنگ گسترده تری نسبت به آموزه های زیستگاهی و تعصبات قومی اش وا می دارد و جهان را با تمام سرشت پارادوکسیکالی که در خود پنهان کرده هر لحظه برای او شفاف تر می کند .

این شفافیت زاینده ی نزدیکی غیر قابل انکاری است که انسان امروز را در معرض کنش فکری یا واکنش عقلی قرار داده است . اگر سرازیری وقایع بیرونی که در هر انسانی منجر به تحریک برای اندیشه گری می شود را محرک های کنشی تصور کنیم آنوقت چه تصوری باید برای واکنشی در قالب خردورزی از وی داشت ، و اگر انسان مورد نظر نه از طبقه ای خاص به لحاظ اجتماعی که ممتاز از حیث گرایشات هنری باشد تکلیف زیبا شناختی وجه هنری در جهانی پر از چالش ها و تناقضات چه می تواند باشد.
مانا آقائی

آیا انسان امروز هنوز فرصت غرق شدن صرف در مفاهیم کلان و ازلی یا ابدی را دارد یا دغدغه های فراوان پیرامونش قابلیت تحلیل و اندیشه گری را برای او تغییر می دهند و حتی مفاهیم را از خود متاثر می سازند؟

هدف از این اشاره کلی اما مختصر ورود به مباحث تئوری ، جدا از عنوان این متن نمی باشد ، چرا که شاعر در جایگاه یک هنرمند به هیچ عنوان فردی متمایز از دغدغه ها و روزمرگی های پیرامونش نیست ، چه اینکه وی از نگاه فرهنگ عمومی عضوی فرهیخته اما منتسب به مردم و جامعه است وتعریف فرهیختگی در انسان معاصر از مرز آداب رفتاری به بلوغ فکری و تربیت پنداری نزدیک شده است.

در مجموعه ی مورد بحث نیز اشاره خواهد شد که شاعر این مجموعه با دغدغه هایی سروکار دارد که وجهی عمومی و انسانی دارند و او با درک عینی و ذهنی از بغرنجی های موجود در زندگی انسان امروز ، توانسته تصویری ملموس و قابل همذات اندیشی از آنها در آثارش ارائه نماید و در این زمینه از موفقیت قابل توجهی در پرداخت شاعرانه و حفظ المان های زیبایی شناختی برخوردار باشد. شاعر این مجموعه نشان داده که اهل دنیای پر از چالش و تناقض امروز است و شعر را مرز تفکیک خود از جامعه ، مردم و جهان پیرامونش نمی داند.

آنچه در دنیای امروز منجر به نزدیک تر شدن فرهنگ متنوع جهانی و گاهی آمیختگی آن بهم می شود چیزی جز مشترکات انسانی و دغدغه های موجود در آن نیست وبرای انسان امروز که چند سویه در معرض دغدغه های مشترک قرار دارد همواره حس تعمق و تحلیل در وقایع و واقعیت های دنبای پیرامونش برانگیخته تر شده است و این برانگیختگی در اندیشه فراتر از تکاپو در وضعیت های شخصی و باورهای محدود می باشد.

مجموعه شعر (من عیسی بن خودم) مجموعه ای است متشکل از ۲۳ اثر نسبتا بلند از سروده های مانا آقایی که در سال ۱۳۸۶ (بهار۲۰۰۷) توسط نشر آلفابت ماکسیم در استکهلم سوئد به چاپ اول رسیده است.

این مجموعه را بدلیل برخورداری از نگاهی نو و مدرن و همساز با وضعیت های عینی در جهان پیرامون که منجر به ایجاد زبانی سالم و دارای تشخص شعری شده و از طرفی بدلیل بهره مندی از اندیشه ای همزیست با مشترکات و دغدغه های قابل توجه انسانی درکناربرجستگی های شاعرانه ، تخیل خیره کننده اما نزدیک به واقیعت ، ذهن سیال ، وجود طنز درونی و قابل توجه و تحسین در آثار و نیز تنوع در دایره واژگانی و موضوع نگری سروده ها، می توان مجموعه ای موفق و قابل تحسین دانست که گویی در خوانش های مکرر آثار این مجموعه مخاطب همواره به امکانات تاویل بیشتری دسترسی پیدا می کند ودنیای درون متنی در آثار ، متکثر و بدور از برخورد با فضای معلق، مدام در حال تعلیق معنایی می باشد.

آثار این مجموعه علاوه بر دلایل ذکر شده که بدلیل صمیمیت بیانی و سلامت زبان شاعرانه ی مولف ، ملموس و قابل درکند ، با امکان حس و دریافتی که در مخاطب حتی در خوانش اولیه ایجاد می کنند ، امکان همذات اندیشی را در وی افزایش می دهند و مجموعه مدام از وضعیت اندیشه ی شخصی به دایره ی اجتماعی کشیده می شود .

عوامل ذکر شده ی بالا خود دلایل محکمی است که آثار چنین مجموعه ای در ردیف سروده های مدرن قرار گیرد ، سروده هایی که از خصایص بارز آنها کاهش متن از استعاره برای بیان واقعیات و پرداختن مستقیم به چالش ها و نیز استفاده از زبان مشترک ، اندیشه ی وسیع و قابل دریافت در حیطه ی جهانی ، وجود معیارها و مصادیق نو و در دسترس ذهن مخاطب می باشد.

مهاجرت به هر دلیل مقوله ایست که علیرغم غنادهندگی به تجربه های درونی و بیرونی و زمینه سازی برای تحول ، همواره روح سرگردانی را نیز تقویت می کند. همچنانکه در مجموعه ، همواره روایتی از آوارگی های مشترک روح انسانی موج می زند و گاهی نامتمرکزی و دورافتادگی آن به پریش اندیشی منجر شده است.

(دیگر هیچ خیابانی مرا به جا نمی آورد/…/همیشه وقتی می رسم /تازه می فهمم که باید برگردم/…/یکی در من همیشه دوست دارد برگردد / و نفرتش را مثل خمپاره ای /در اولین چهارراه شلوغ زمین منفجر کند/

جمعیت ِمتفرق ! / چقدر گورستان لازم است / تا اتحاد تو فراهم شود؟ ) (از شعر بلند بازگشت ص۲۹)

(…/من راه می روم/می نویسم/ برهنه می شوم/ ودر آینه نفس های عمیق می کشم/ دیگر حتی صندلی / مرا به نشستن متعهد نمی کند.)(ص۴۶)

یکی از نقاط برجسته و قابل ذکر در آثار مجموعه انسجام درونی غالب آنهاست که علیرغم سیالیت ذهن شاعر و تنوع دایره واژگانی در هر سروده ، همواره بر اثر تناظر معنایی شبه روایتی منسجم در آثار احساس می شود که هرگز بر متن غلبه نمی کند اما به انسجام درونی و مضمونی آن منجر می شود و نیز قابل توجه است که

مانا آقایی ، در سروده های بلند خود دچار اتناب نشده و اگرچه بدلیل قوت برخی سطرها یا بندها مخاطب حس مواجه شدن با فرود و پایان بندی را دارد اما تجربه و ذهن خلاق و نیز تخیل برجسته ی وی باعث شده ادامه مجدد شعر ، مورد قبول متن و ذهن مخاطب ، بدون تحمیل و بدور از احساس وضعیت توضیحی یا اتناب قرار گیرد .

اما اگر بخواهیم به زبان مجموعه اشاره ی دقیق تری داشته باشیم باید به این مطلب توجه شود که تلفیق مجموعه ای از ویژگی ها در آثار (مانند اندیشه ، معنا ، تصویر ، طنز، تخیل و تصور) به نسبتی که هیچکدام منجر به حذف و کمرنگ شدن دیگری نشده باعث گردیده زبان در وضعیتی صمیمی ، شاعرانه و از طرفی برجسته در مجموعه رخ نماید.

در اشاره به ویژگی ها بطور مستقل به ذکر نمونه هایی بعنوان شاهد از مجموعه خواهیم پرداخت.

وجود لایه های طنز در شعر امروز یکی از عوامل تشخیص شعر مدرن محسوب می شود، چرا که تفکر انسان مدرن ، تفکری انتقادی ست و طنز در لایه زیرین خود همواره نگاهی نقادانه به تناقضات و بغرنجی ها دارد اما شناخت طنز و بکارگیری آن در آثار تنها بر اثر مرور تجربه امکان پذیر می نماید زیرا در شعر مدرن با طنزی روبرو هستیم که در لایه های درونی اش اتفاق می افتد.

در مجموعه ی (من عیسی بن خودم) از نامگذاری مجموعه گرفته تا درون اکثرآثار با طنزی درونی و شاخص و نگاهی نقادانه روبرو هستیم که مدام در حال تلنگر زدن به وجوه اندیشه ی مخاطب می باشد و این مولفه در شاعر بصورتی نهادینه شده احساس می شود چرا که هیچ یک ازکاربری های آن بر اثر ساخت صورت نگرفته و بطور قابل ملاحظه ای در خدمت متن و بیان مولف قرار دارد.

برای واضح تر شدن وجود چنین مولفه ای به ذکر چند مورد از نمونه های زیادی که بسیار موفق در مجموعه وجود دارند ، اکتفا می کنیم :

(…/من آدم بودن را با همه ی مضراتش پذیرفته ام/…) (ص۱۱)

(…/ زندگی با همه ی عظمتش در یک چمدان خلاصه می شود/…)(ص۱۴)

(…/کم کم می فهمم که چرا/ از آزادی مجسمه می سازند/…) (ص۱۵)

(…/شاهزاده توی قصه هاست/امروز عاشقی سرمایه می خواهد /وقت آزاد و حواس جمع/…)(ص۱۷)

(…/برادرم-خدای خشمگین خانه-/که فکرمی کند تمام راه های برگشت را می شناسد/هیچ وقت با خودش کلید ندارد/ سمج تراز او / مردی چسبیده به دکمه ی پیراهنم/ که نمی افتد.) (ص۱۹)

(…/ می خواهم نامت را / همچون یوغی بر گردنم بیندازم/…) (ص ۲۶)

(برای مکیدن لب هایش /زهرآگین ترین نیش ها را/به جان خریدم/ قسم خورد به وجدان یک کندو/ که دیگر هرگز به گل های روسری ام/هجوم نیاورد/آنگاه دکمه های پیراهنم را گشود/ و با من درآمیخت/مثل زنبوری که با سر/ بیفتد در جام عسل.) (شعر عسل ص ۶۸)

بدلیل کثرت وجود این مولفه ی درونی و زیبا در اکثر آثار به چند مورد ذکر شده بسنده می شود اما قابل اشاره است که موارد ذکر شده علاوه بر ویژگی طنز و نگاه نقادانه دارای بار تخیلی و شاعرانه نیز می باشند که در وجه تخیل و تصور به نمونه های مشترک دیگری نیز اشاره خواهد شد.

تصور و تخیل علیرغم کمرنگ بودن وضعیت توصیفی در آثار و همچنین کاهش فضای استعاری و استعاره در آنها ، مولفه هایی چشمگیر در مجموعه بحساب می آیند و تخیل شاعردر آثار این مجموعه با نزدیکی به واقعیت از وضعیت انتزاعی خارج شده و همچنان در خدمت دغدغه ی ملموس و مشترک انسانی مولف قرار گرفته است.

این تخیل و تصور گاهی به ایجاد و خلق تصاویر با عمق معنایی منجر شده که به پررنگ تر شدن مولفه ی اندیشه در مجموعه دامن زده وبه موفقیت مجموعه کمک شایانی نموده اند.

(…/ من فکر می کنم خدا / آدم را / برای غنچه کردن لب ها آفریده است / و بادها را برای بالا زدن دامن ها /…) (از شعر عاشقانه ص ۴۴)

(مهربانی/ لبخند فاتحانه ی مردی مغرور نیست /که با دسته کلیدش / در کوچه پس کوچه های یک پایتخت متروکه قدم می زند/ مهربانی / تسلیم جنگجوی پشیمان است/ تمرد سقف است از فرو ریختن/ استیصال قفل هاست /…) (از شعر مهربانی ص ۵۵)

(…/ من ماهیگیر فقیری بودم/که یکشب اقیانوس را به تختخوابم آوردم/وصبح روز بعد صیادان / درشت ترین مروارید جهان را / از میان ران هایم دزدیدند/….) (از شعر فراخوان ص۳۹)

(درخت نیستم / روزگاری اسب بوده ام / با یال های سرخ پریشان / که ریختن خون را بر دامن خواهرانم / و حس لگدمال شدن را/در شیهه برادرانم گریسته ام/….)(از شعر شهادت ص۲۰)

و موارد موفق و بسیارِ دیگری از این دست می توان مثال زد که همچنان برخوردار از آمیختگی تصور، تخیل ، اندیشه و طنز می باشند.

گرایشات موضوعی مولف بر اثر لمس همان دغدغه های مشترکی است که در تجربه های خودش بوقوع رسیده اند و او با بهره گیری از پرداخت مناسب آنها را در بیان شاعرانه با حفظ اشاره به چالش ها به تصویر کشیده است ، حتی در وجه رمانتیک آثار به شیوه ی تمجیدی یا توصیفی روی نیاورده اند و همچنان نگاه نافذ و نقادانه ی شاعر به تناقضات و بغرنجی ها در چنین فضایی می پردازد.

پایان بندی غالب آثار مجموعه بسیار زیبا می باشند و مخاطب را به محدوده نتیجه دچار نمی کنند بلکه نسبت به محور اندیشه در هر اثر همچنان او را در تعلیق معنایی و ادامه ی تاویل آزاد می گذارند.

مانا آقایی در بهره گیری و بهره وری از آنچه پیرامونش بر اثر تغییر موقعیت های زیستگاهی و نیز تجربه های درونی بر اثر واقعیت های بیرونی به او آموخته بسیار موفق عمل می کند و نمونه های موجود درمجموعه ی مورد بحث موید این ادعاست .

اگرچه هیچ مجموعه ای را نمی توان خالی و بدور از آسیب پذیری های قابل ذکر دانست اما در این مجموعه تنها می توان به چند پیشنهاد کوتاه اکتفا کرد چرا که احساس می شود شاعر این مجموعه خود وقوف نسبی به آسیب های مقطعی که در مجموعه گاهی بچشم می خورند ، دارد .

پیشنهاد هایی از قبیل عدم بکارگیری عناصر آرکائیک و گزاره های فخیم و وزین که بندرت اتفاق افتاده اند اما به آنها اشاره می شود بعنوان مثال می توان به شعر دایره ص ۶۶ اشاره کرد که در قیاس زبانی با سایر آثار از وضعیت زبانی و حتی مضمونی و پرداختی دیگری بهره می برد.

(…/ بر من فرود آئید ای جنون های عمود / ای خط هایی که شکستن فرجام شماست/..)

و یا برای نمونه ی دیگری که می توان اشاره کرد شعر تولد ص۲۳ را در نظر می گیریم که باز هم در قیاس زبان و پرداخت وجه متفاوتی با آثار دیگر پیدا کرده است.

(در این عقیم ترین شب/ که باد / همچون جنینی در اعماق تاریکی تاب می خورد/…)

گاهی نیز وجود اشاره های مستقیم به واژه ها یا عناصری که بار نمادین ، ایدئولوژیک یا تعصبی را در خود دارند منجر به کاهش ظرفیت تاویل و احساس عصبیت در متن شده که البته تنها چند مورد انگشت شمار از آنهادر مجموعه وجود دارد.

باید اشاره کرد که چند مورد ذکر شده که تنها موارد موجود در مجموعه نیز می باشند ، بیشتر بدلیل وجود جنس متفاوت واژگانی بچشم می خورند اما شاعر همچنان از وجه اندیشه مداری خود بهره ی شاعرانه می برد.

موارد قابل توجه دیگری نیز علاوه بر موارد ی که در به توفیق رساندن این مجموعه به آنها اشاره شد وجود دارد ( مانند وجود پیشنهادهای قابل توجه به شعر و بطور خاص شعر زنان ، وجود آشنایی زدایی از برخی موضوعات و مفاهیم ، تلنگر و فروپاشی برخی نگرش های تعصبی و توهمات آرمانی و…) که باتوجه به حوصله ی متن از ذکر آنها خودداری شده است .

انتظار می رود که پس از این نیزدر ادامه تجربه ی پیشروی مانا آقایی شاهد سرودن آثاری با قوت همین مجموعه و نیز افزوده شدن پیشنهاد های تازه ی وی در قالب شعرهایش به جامعه ی ادبی باشیم.