نقد فیلم دریافت های هشیارانه ای است که منتقد از لابلای یک اثربیرون میکشد ومی نمایاند. بنابراین هر نقدی بی تردید از دید منتقد صحبت می کند.
در فیلم جدائی نادر از سیمین ابتدا باید به این موضوع توجه کرد که کا گردان بجای کار برد کلمه
” طلاق ” از ” جدائی ” می گوید. که در واقع میخواهد بگوید این فیلم بدنبال ریشه یابی وعلت طلاق در جامعه نیست واین منظور را در سکانس آغازین فیلم که نادر وسیمین در برابر صدا ونه تصویریک قاضی نشسته اند میرساند .
قاضی دلایل ارائه شده توسط سیمین را نمی پذ یرد که موضوع بحث فیلم نیست . در واقع فیلم از زمانی شروع میشود که پرستاربا دختر بچه خردسالش بخانه نادر میاید. مقید بودن به مذهب وبدنبال حلال وحرام بودن در مسائل جزئی زندگی در جامعه ایرانی بخصوص در طبقه پائین جامعه را در مکالمه زن پرستار با ستاد پاسخ گوئی به مسائل شرعی(که مثل ۱۱۸ در ایران کاربرد دارد) ودقت در مسائل مالی ومخارج روزانه حتی در پرداخت انعام در شخصیت نادر، نشان از ان دارد که دو شخصیت نخست فیلم باید انسانهائی درست کار وصادقی باشند. اما حادثه ای که اتفاق می افتد با نزاعی که بین این دو شخصیت بر سر مسئله درست انجام ندادن وظیفه کاری از طرف پرستار با بستن بیمار به تختخواب وخروج از خانه واتهام بر داشتن پول از سوی نادر به او، فیلم را در مسیری میبرد که این دو آدم درستکار و صادق ناچار به دروغ گوئی میشوند.
پرستار بخاطر تعصب شوهرش د ر مراقبت او از یک پیر مرد، کارش را از شوهرپنهان میکند. نادر بخاطر پدر وفرزندش در برابر قاضی حاملگی زن پرستار را انکار می کند. زن مرگ جنین راکه قبلن میدانسته است، به شوهر و قاضی نمی گوید، خانم آموزگار به احترام نادر حقیقت را نمی گوید. نکته بسیار جالب و ظریف یاد گیری کودکان ونو جوانان وبرخورد انها با پدیده حقیقت پوشی از سوی بزرکترها است که تاثیرآن را در سکانس حضور دختر نادر در برابر قاضی وسئوال وجوابهای آنها بخوبی نشان داده میشود.
همه ی این دروغ گوئی ها در در جامعه ایرانی از پائین تا بالا وجود دارد. که در اسلام با نام تقیه آن را جایز کرده اند. واین متاسفانه موضوع بسیار مهمی است که در جامعه ایران اسلامی جا افتاده است.
وتا ان جا پیش میرود که نیاز به سوگند خوردن به قرآن یا هر چیزی که شخص به آن ایمان دارد را پیش می آورد. انجا است که وجدان ها بیدار می شود وترس از عواقب دروغ گوئی نماد پیدا می کند. که در دو فیلم قبلی آقای فرهادی یعنی ” درباره الی ” و” چهارشنبه سوری” کار ان دروغ گوئی ها به آنجاها ختم نمیشود.
نکته مهم دیگر این فیلم پایبند بودن طبقه پائین جامعه به مذهب وقسم خوردن است.
با توجه بدو فیلم قبلی اقای فرهادی که ذکر شد من گمان میکنم نشان دادن یک معضل اجتماعی که متاسفانه در جامعه ما بعلت مشکلات قانونی وتعصبات خانوادگی به وفور وجود دارد وبطور روزمره با ان سرو کارداریم فیلم های ایشان را که با پرداختی خوب ساخته میشود مورد توجه منتقدان وجشنواره ها کرده است.
فیلم، اما موضوع دیگری را نشان میدهد وآن مهاجرت طبقه تحصیل کرده وبا فرهنگ از زندگی در ایران است. نادر با اطمینان به اینکه سیمین بخانه برمیگردد بفرزندش قول بازگشت اورا می دهد وسند آوردن مادر سیمین برای آزادی نادر از مخمصه ای که گیر افتاده است حکایت ازآن دارد که موضوع خاصی جز مهاجرت عامل جدائی آنها نیست، که در سکانس پایانی فیلم سرانجام اتفاق می افتد.
فیلم جدائی نادر از سیمین بادقت بسیار در انتخاب لوکیشن ها وبا بهره گیری از بازی های روان، هماهنگ، وبی پیرایه، همه بازیگرانش آن را اثری دیدنی وقابل تحسین کرده است.
کلام آخر اینکه باید به آ ن منتقد محترم آلمانی، که من او را نمیشناسم وگفته است: چهره وشخصیت قاضی و ماموران نیروی انتظامی را مثبت نشان داده اند، بگویم در هیچ کجا ی جهان قاضی وماموران انتظامی در دادگاه با متهمی که برای باز پرسی به دادگاه می رود با خشونت رفتار نمی کنند واصولن خصلت اولیه یک قاضی آرامش ومتانت اوست. اگر چه چهره مثبتی از نیروی انتظامی در ایران کنونی وجود ندارد و قاضی های نا عادلی حکم های نا روای بسیاری صادر کرده اند.اما دراین فیلم موردی دال براثبات خشونت وبیعدالتی وجود ندارد.
من بنوبه خود از آقای اصغر فرهادی وکسانی مثل ایشان بسیار سپاسگزارم که در دوران حکومت عقب افتاده وبربر وار روحانیت جاهل، نام ایران وایرانی را درجشنواره های سینمائی ومراکز فرهنگی جهان سر بلند، پر آوازه، وافتخارانگیز کرده اند. پیشنهاد من به کسانی که دو فیلم قبلی آقای فرهادی را ندیده اند اینست که حتمن انها را ببینند و لذت ببرند.
اکتبر ۲۰۱۱ کانادا