neda

گاه تحمل چه ظرفیتی دارد. این انسان است که عادت می کند یا در واقع این عادت است که به انسان تحمیل می شود تا بیشتر بماند و در چنگال بسیاری از رخدادها ورز داده شود؟ ولی بهر تقدیر آنچه می بایست می بود یا می بایست باشد، دیگر نیست….اما به جایش بسیاری دیگر هستند که کاش نبودند.
وقتی خاطره با ترکیبی از عشق و حرمان شکل می گیرد و همه ی زندگی را پوشش می دهد، فرصت تنفس راحت سلب می شود، و در ماندگی خاصی همه ی وجود را در خود می گیرد.
در صحرائی که گمان می کنی پرت است و دور از توجه و دست رس، آنگاه که وقایعی باور نکردنی یکی پس ا
ز دیگری رخ می نماید، گمان را به جاهای دیگر می کشاند. و این سئوال بزرگ را می پروراند که این همه فقط تصادف است بی دستکاری و هدفمندی؟
ما بازیچه سرنوشتیم آن هم سرنوشتی دست ساز که بخاطر خودشان برا ی ما می سازند؟ یا به واقع چنین است، و گریزی نیست “”
این چنین است که داستان ” کویر بی حاشیه ” آغاز میگردد، اوج میگیرد و با رخدادهای شاد ودردناک احساسات خواننده را به بازی می گیرد. همه چیز را بسوی مرگ و ناامیدی سوق میدهد، و درست هنگامی که همه امیدها قطع شده است ، زندگی به شکل معجزه آسایی دوباره متولد می شود و درختی که در حال خشک شدن است دوباره جوانه های تازه میزند.
محیط داستان درزمان پیش از زلزله طبس در تهران آغاز میشود و بگونه ای زیبا داستان عشق سه نسل را بهم پیوند میزند و در فراز و نشیب فرساینده ای عشقی را که تنها باز مانده این سه نسل است برای زایش نسل چهارم به امداد میگیرد.
این اثر با همه کوتاهی اش زیبا و گیراست. شاید استاد صفریان نویسنده این اثر میخواهد با کوتاه تر و کوتاه تر کردن وقایع بدست آنها یی که علاقه ای به مطالعه ندارند، بهانه ای ندهد. اگر بتوان کمبودی در این نوشته زیبا یافت کوتاه بودن آن است. شاید هم استاد میخواهد تحمل خواننده را با فرازونشیب های پی در پی به بوته آزمایش بگذارد. خواندن این کتاب را به همه دوستان عاشق و اهل دل توصیه میکنم