نظر استاد محمد تقی اسماعیلی که عمری است در راه شکوفائی ادبیات طنز ما فعالیت مثبت و بارور دارد، در مورد رمان پر طرفدار
فصلی دیگر
**************
نقدی که چندان نقد هم نیست !

عیب رمان های دکترصفریان ، کوتاه بودن آنهاست ! درست است که گفته اند ” کم گوی وگزیده گوی چون در” اما نه درمورد رمان، دکترجان !
وقتی داری رمان پرکشش ” فصلی دیگر ” را می خوانی ، احساس حضوردرمیهمانی دلچسب ، گرم وشیرینی به تودست می دهد که دلت می خواهد تا صبح ادامه داشته باشد و هیچکس دلش نمی خواهد بمحض ورود به یک میهمانی مجلل ، به اوبگوید بیا شامت را بخوروبرو آقای دکتر!
من اگرنویسنده این رمان بودم ، اجازه می دادم خواننده ، مدت طولانی تری ازشیرینی اضطراب گرم وپرکشش داستان که دردل وجانش جا خوش می کند ، لذت ببرد . می گذاشتم این شراب گوارا را نرم نرمک بنوشد وساعات بیشتری درگرمای آن غوطه بخورد وسرمست بماند .
هستند کسانی که داستان هایشان یک سال طول می کشد تا خواننده آنر تمام کند ، البته نه بابت طولانی بودنش ، بلکه بعلت عدم جذابیتش !
این چه داستانی است که آدم دلش نمی آید کتاب را زمین بگذارد تا تمام شود ؟ اینجوربا دل وجان خواننده بازی نکنید دکترجان !

و دوسه جمله جدی : موفق باشید ، ازخواندنش لذت بردم ، حیف که کوتاه بود، بیشتر بنویسید ، همین !
***********
چندین بار در مورد رمان های کم برگی که دارم نوشته ام :
هدف امکان خواندن آن ها در فرصت های اندگی است که پیش می آید و در هر حالت و مکان حتا بعنوان رمان کنار تختخواب.
رمان های قطور پر بربرگ و گاه تا ۷۰۰ – ۸۰۰ صفحه ای وحتا گاه چند جلدی فرصت کمتری برای خواندنشان پیش می آید و اغلب حجیم بودنشان به دلیل زیاده گوئی است…البته این نظر من است منی که بنظر خودم کتاب زیاد می خوانم