آنچه که در کتاب گام هائی درکوچه های خاطره یا به زبانی دیگر کتاب‌ ناگفته ها گفته شده است
وضوح کامل ندارد بدین معنی که خواننده در نمی یابد که واقعیاتی را می‌خواند یا زائیده های ذهن نویسنده است که چنین حالتی را ذر خواننده ایجاد می کند
دیگر اینکه نویسنده به وضوح زمان رخداد ها را نمی نمایاند جز اشاره به زندان قزل قلعه که در می یابیم زمان چه موقع است ولی از سوئی دیگر اشاره هائی دارد به دادگاه های انقلاب که پدیده ای است در زمان پس از انقلاب اسلامی . صحبت من این است که چرا خواننده سر دوانده می‌شود و راحت و
واضح مشخص نمی‌کند که چه می‌گوید در حقیقت اگر از گرفتاری هایش در هر دو رژیم می‌گوید چرا پرده را درست با لا نمی زندهر چند به واقع شیوا نوشته است.
خواندنش را توصیه می‌کنم