یکی از داستان‌های کتاب روز های آفتابی داستان
غیر نظامی
است که بیاد عزیز مرتضا کیوان نوشته شده است
استاد رضا اغمی منتقد و تحلیل گر صاخب نام بر این داستان نگاهی موشکافانه داشته است که در تیر ماه چند سال قبل در گذرگاه منتشر شده بود
چون اخیرن استاد مسعود بهنود از این چهره مبارزه برای آزادی، در برنامه هزار داستان خود از

او بر پایه سروده ای از احمد شاملو سخن گفته است ، اقدام به نشر مجددای نقد می نمائیم . برای خواندن اصل دستان می‌توانید از کتاب روز های آفتابی مدد بگیرید
—————–

در ژانویه ۲۰۱۲ درتورنتو (کانادا ) کتاب خوب ومفیدی شامل هفده داستان کوتاه از آقای محمود صفریان توسط نشر زاگرس و گذرگاه چاپ و منتشر گردید که درگذشته ای نزدیک نقد واره ای ازآن نوشته منتشر کردم. درمجموعۀ آن داستان ها، داستانی با نام «غیرنظامی» جلب نظرم کرد و پس ازخواندن، بنا به اهمیت تاریخی و شخصیت قهرمان داستان، تصمیم گرفتم از فرصتی که نویسنده دراین کتاب گشوده، بیشترین سود بُرده شود تا ادای حرمتی باشد برای مردی با فرهنگ، که درراه آزادی و مبارزه با ظلم و ستم جباران زمانه جانِ جوان خود را به ناحق از دست داد. حاصل اینکه غیرنظامی را بطورمستقل، مورد بررسی قرار دادم. واینست بررسی آن داستان. شرح حال زندگیِ کوتاهِ جوانی از رهروانِ آزادی که با شخصیتِ استوار در راه آرمان های انسانی وعدالت خواهانه فریادش درهیاهوهای زمانه گم شد و درخون نشست. و حالا، پس از گذشت شش دهه ازآن فاجعه، صفریان، خاطرۀ یکی از صادق ترین مبارزان راه آزادی را درقالب داستان به نسل امروزیان معرفی کرده است. با امید و آرزوی اینکه همیشه و همه وقت قلم ش در راهِ روشنگری باشد وچراغ «گذرگاه» ش پرفروغ و تابان.

داستان از کافه فیروز درخیابان نادری شروع میشود. کافه فیروز، که زمانی محفل روشنفکران، نویسندگان، شاعران وهنرمندان بود و همیشه عده ای را میشد آنجا پبدا کرد و پای صحبتشان نشست. جماعتی که حرفی برای گفتن داشتند وهنری برای عرضه کردن، که بازتابش درمطبوعات و تئاترها وگالری ها دراختیارعلاقمندان بود.

ازاین لینک برای خواندن تمامی این نوشته بهره بگیرید
http://www.gozargah.com/naghd/nega-he-reza-aghnami-be-gheyr-e-nezami/