شایسته
هراندیشه ای درمرحله نخستین نارسا وخام است وتنها درپیشرفت زمان ودرسایه برخورد با نقدها ومخالفتها به کمال وپختگی میرسد
نقدهراندیشه که مخالفت نیزجزئی ازآن است به رونق وگسترش آن کمک میکند.
سکوت دربرابراندیشه نشانه بی ارزش بودن آن است وتمجید یکپارچه ازآن بدان معنی است که براثرفاجعه ای شوم ، تفکر، ازپیشرفت وپروازبازمانده، وواقعا تاریخ بطورموقت یادائم به تعطیل کشیده شده است
بشردرهرمقام ومرتبه که باشدازخطا مصون نیست ومنتقدان موظفند که این خطارا آشکارکنند.
اعتبارحقیقت ازهرفلسفه ای بیشتراست وهراندیشه دربرخورد با نقد شفاف تروکاملترمیگردد.
اندیشه هاوفرهنگهای ضعیف، قرنطینه ایجاد می کنند چون بیم آن دارند که دربسترتضارب وتبادل افکارواندیشه بعلت فقدان اصالت وبی مایگی محوشوند ولی اندیشه ای که به اصالت وماندگاری خوداعتقاد دارد ازنقد استقبال میکند.
ازچه بایدترسید؟
ترس ازاینکه نقد اندیشه ای ، منجربه نابودی اش شود؟
پس به یقین اندیشه ای که دربرخورد با نقد و مخالفت نا بو دشود، همان بهترکه نابود شود.
درختی که دربرابریک باد برزمین می افتد درخت پوکی است منتظرمیوه اش نباشیم
درخت کهنی که دربرابربادها وطوفان ها مقاومت کرده است بیشترثمرمیدهد.
هراس ازنقد نشانه سستی وبی مایگی کلام است
حقیقت برترازهرچیزاست پس به پیشوازش بشتابیم وحقیقت را پاس بداریم.
چرا دین و مذهب، از نقد می هراسد؟